بسم الله الرحمن الرحیم 

  در سال 88 ملت ایران در آزمونی بزرگ قرار گرفت که به رغم سختی و مصائب آن ، توانست با هوشیاری در 9 دی ماه آن سال با موفقیت از آن عبور کند 8 سال از آن وقایع می گذرد و پدیده های جدیدی به اشکال گوناگون این انقلاب الهی را تهدید می کند؛ ولی از آنجا که بخش بزرگی از خطرات شکننده انقلاب، ریشه در همان حادثه دارد لازم است هر سال با یادآوری و بررسی آن واقعه به روشن شدن زوایای آن کمک کرد.

در فتنه ویرانگر 88 دشمنان با استفاده از یک گسل سیاسی و اجتماعی با تحریک وسوءاستفاده از احساسات بخشی از جوانان حوادثی را آفریدند؛ که ضربات جبران ناپذیری بر پیکر کشور و ملت وارد کرد. دو عنصر مهم در خلق حوادث فتنه 88 اثربخشی بیشتری داشت اول نقش شخصیتها و رهبران احزاب و جریانهای سیاسی بود و دوم فضای رسانه ای کشور که بیشتر توسط دشمن و ایادی آن در داخل هدایت می شد. البته باید اذعان کرد دو عنصر نیز در عقیم کردن توطئه شوم دشمنان بسیار قدرتمند و کارآمد حضور و ظهور پیدا کرد؛ اول روشنگری هوشمندانه و مدیریت مقتدرانه رهبری بود و دیگر درایت و همراهی ملت بزرگ ایران که در 9 دی تجلی یافت.

با کمال تاسف در فتنه 88  اکثرشخصیتهای سیاسی و فرهنگی انقلاب در این آزمون مردود شدند آنان با رویکردی خودخواهانه و گاهی مغرضانه به جای پرکردن شکاف اختلاف ملت، خود معضل و آلت دست دشمنان شدند و در شیپور تفرقه و دودستگی دمیدند. عدم درک صحیح از واقعیات صحنه پیش رو و تشخیص ندادن اهداف پیدا و پنهان دشمنان در ایجاد چالش انتخابات؛ از آنان خواسته یا ناخواسته عروسکهای خیمه شب بازی ساخت که گردانندگانش سازمانهای جاسوسی آمریکا و انگلیس بودند. این رفتار غیر قابل باور تا آن حد پیش رفت که امام امت اسلامی فریاد کرد : این عمار؟!! تنهایی و غربت مقام معظم رهبری در آن روزها، جانسوز و حزن انگیز بود.  تامل در حوادث تلخ و عبرت آموز فتنه 88 بیش از پیش تنهایی و غربت مولایمان علی علیه السلام را به یاد می آورد آن جا که در خطبه 120 می فرماید: " به چه كسى اطمينان كنم؟ شگفتا، مى خواهم به وسيله شما بيماريها را درمان كنم ولى شما درد بى درمان من شده ايد، كسى را مى مانم كه خار در پايش رفته و با خار ديگرى مى خواهد آن را بيرون كشد، در حالى كه مى داند خار در تن او بيشتر شكند و بر جاى ماند، خدايا! طبیب اين درد مرگبار به جان آمده، و آبرسان اين شوره زار ناتوان شده است."

در فتنه 88  ،آن خواص نبودند که برای روشنگری ، عمّار امام باشند و عوام را از  انحراف و ضلالت به مسیر حقیقت هدایت کنند بلکه این عامه مردم بودند که به لطف الهی چراغ هدایت را پیش پای خواص گمراه و منحرف روشن کردند.!!

امیرالمومنین علی علیه السلام چه زیبا در خطبه 151 در موضوع فتنه های آینده می فرمایند: " سعى كنيد شما پرچم فتنه ها و نشانه هاى بدعتها نباشيد، و آنچه را كه پيوند امت اسلامى بدان استوار است، و پايه هاى طاعت بر آن پايدار بر خود لازم شماريد، و بر خدا، ستمديده وارد شويد نه ستمگر، از درافتادن درون دامهاى شيطان، و قرار گرفتن در وادى دشمنيها بپرهيزيد، و لقمه هاى حرام به شكم خود راه ندهيد، شما در برابر ديدگان خداوندى قرار داريد كه گناهان را حرام كرد و راه اطاعت و بندگى را آسان فرمود"

قدرت طلبی، شکمبارگی و حرامخواری بسیاری از خواص  موجب شده بودکه فریاد "هل من ناصر ینصرنی "  ولی زمان خود را نشنوند و آتش فتنه را با طرح مسایل مبهم و کذب دامن بزنند و با کمال تاسف و تعجب همانها همچنان بر رای باطل خود و ادامه فتنه گری باقی مانده اند و هیچگاه نپذیرفتند دست از لجاجت و توطئه علیه انقلاب و کشور بردارند.

اگر چه در فتنه 88  خواص بی بصیرت و لجوج یک پای حوادث تلخ و شوم بودند ولی پای دیگر فتنه در خارج این مرز و بوم قرار داشت . دشمنان انقلاب که سالها مترصد ضربه زدن به نظام اسلامی بودند دست در دست یکدیگر فضای رسانه ای را در داخل و خارج کشور ساماندهی و هدایت می کردند. آنان با استفاده از فضای رسانه ای در صدد القای از هم گسیختگی امنیتی و فراگیر بودن دامنه اعتراضات داشتند و برای وصول به این هدف از تحریف اخبار و نشر اخبار کذب در سطح گسترده باکی نداشتند. از راههای ارتباطی سازمانهای جاسوسی سیا و موساد با فتنه گران سفارت کشورهای اروپایی و همپیمان بود. نقل و انتقال اطلاعات و آموزش لازم از طریق عناصر وابسته و فریب خورده انجام می پذیرفت. اثرات مصیبت بار آن فتنه برای ملت ایران بسیار عبرت آموز است. عزت و اقتدار ملت و نظام اسلامی در آن پدیده شوم ضربه سختی خورد و راه نفوذ دشمن را در دستگاههای سیاسی ، فرهنگی و امنیتی کشور باز کرد. تشدید تحریم های اقتصادی که با هدایت و راهنمایی ایادی داخلی صورت گرفت مبنایی برای تشدید فشارهای بیشتر و تحمیل خسارت محض با مذاکرات برجام شد. ترور دانشمندان هسته ای کشور از خسارتهای سنگین فتنه 88 بود. پس از فتنه 88  هم افزایی و ائتلاف دشمنان ایران در منطقه عربی و در بین کشورهای غربی بوجود آمد که کمابیش همچنان ادامه یافته است و ...

  طیف وسیعی از اراذل و اوباش داخلی ، منافقین و تروریستها ، سلطنت طلبها و گروهکهای سیاسی ضد انقلاب و احزاب شکست خورده و لیبرالها و منادیان جدایی دین از سیاست تا افراد بیکار و هیجان طلب، پیاده نظام دشمنان شده بودند و البته این خس و خاشاک آزار دهنده با گرد باد طوفنده ملت در 9 دی ماه  در هم کوبیده شد و از بین رفت.

اما آنچه در پایان باید به آن توجه کرد این نکته مهم است که  دشمنان همچنان با امید به جریانها و نیروهای نفوذی و وابسته به دنبال ضربه به ارکان نظام و باورهای دینی و آرمانهای انقلاب 57 هستند.

مهمترین رکن نظام اسلامی، ولایت فقیه و رهبری آن است و در بحث باورها ناکارآمدی دین در اداره مملکت را  هدف قرار داده اند و در بخش آرمانی نیز بی فایده بودن ستیز و مبارزه مستمر و پویا با لیبرال سرمایه داری غرب و صهیونیسم را نشانه رفته اند.

اگر دشمنان نظام اسلامی بتوانند این سه عنصر کلیدی و مهم را با حملات و تهاجم مداوم در فضای رسانه ای از پا در بیآورند آنگاه فتنه بعدی به ثمر خواهد نشست.

حمایت و دفاع از رکن ولایت و رهبری بر عهده مراجع ، ائمه جمعه و جماعت ، روحانیت و طلاب حوزه علمیه است که نه با شعار و سخنرانی بلکه با تهذیب نفس و دوری از همه ظواهرمادی، صفا و مردمی داری و صداقت و ایمان خود را با توجه به دستورات اسلامی جامه عمل بپوشانند. امروز حضور روحانیت ناکارآمد و بی تقوا و یا قدرت طلب و بی بصیرت بی شک ضربه به جایگاه ولی امر است. این افراد باید با تشخیص به موقع قبل از عزل از موقعیت خود کنارگیری کنند و امور را به صالحان بسپرند.

اما دفاع از کارآمدی دین بر عهده دولت و کارگزاران است. مدیریت علمی و مجاهدانه همراه با پاکدستی و ایثار برای خدمت به جامعه تبلور یک دولت دینی کارآمدست. وزیری که برای بر تن کردن لباس وزارت تن به هر خباثت و رذالتی می دهد و برای باقی ماندن بر مسند، هر دروغ و خیانتی مرتکب می شود نمی تواند از کارآمدی دین دفاع کند. کارگزار حرامخوار و زیاده طلب چه در لباس وکالت و چه در لباس قضاوت و چه در لباس وزارت نمی تواند نماینده دولت خدمتگزار دینی باشد.

اما بخش آرمانی بر عهده نخبگان و دانشگاهیان جامعه است. برای دفاع از آرمانها مهمترین و شایسته ترین قشر که تاثیرگذاری بهتری بر جامعه دارد و اگر آرمانخواه باشد و بر حفظ و حمایت و دفاع از آرمانها پافشاری کند می تواند مشعل فروزان جامعه باشد؛ نخبگان دانشگاهی هستند. دانشگاهیان انقلابی با توجه به سابقه سیاسی و روشنگری در جنبشهای عدالتخواهانه می توانند در عرصه هدایت پیشتاز باشند. لازمه آرمانخواهی و مبارزه پویا و فراگیر با جبهه لیبرال سرمایه داری غرب ، شناخت کامل و دقیق پیچیدگی های فرهنگی ، سیاسی و اقتصادی آن است. اشراف بر اهداف نظام سلطه و راههای ایجاد اجماع داخلی و خارجی برای در هم شکستن تارو پود قدرت شیطانی آن یک ضرورت اجتناب ناپذیر است.

امید است ملت ایران همچنان که تاکنون در پرتو عنایات حضرت حق و با استعانت از آیات هدایتگر قرآن کریم راه را از چاه باز شناخته است و با افتخار در مسیر هدایت و تعالی برای رسیدن به قله های کرامت و سعادت تلاش کرده است بتواند با درایت و مجاهدت در واپسین شیبهای تند به عصر ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نزدیک شود.