زمزمه عاشقانه شهید دکتر مصطفی چمران با دکتر شهید شریعتی

دکتر مصطفی چمران در مزار شهید شریعتی پس از خاکسپاری وی در زینبیه دمشق نجوایی زیبا دارد:

«ای علی! همیشه فکر می‌کردم که تو بر مرگ من مرثیه خواهی گفت و چقدر متأثرم که اکنون من بر تو مرثیه می‌خوانم! ای علی! من آمده‌ام که بر حال زار خود گریه کنم زیرا تو بزرگ‌تر از آنی که به گریه و لابه ما احتیاج داشته باشی! ... خوش داشتم که وجود غم‌آلود خود را به سرپنجه هنرمند تو بسپارم و تو نیِ وجودم را با هنرمندی خود بنوازی و از لابه‌لای زیر و بم تار و پود وجودم، سرود عشق و آوای تنهایی و آواز بیابان و موسیقی آسمان بشنوی. می‌خواستم که غم‌های دلم را بر تو بگشایم و تو «اکسیر صفت» غم‌های کثیفم را به زیبایی مبدل کنی و سوز و گداز دلم را تسکین بخشی. می‌خواستم که پرده‌های جدیدی از ظلم و ستم را که بر شیعیان علی (ع) و حسین (ع) می‌گذرد، بر تو نشان دهم و کینه‌ها و حقه‌ها و تهمت‌ها و دسیسه‌بازی‌های کثیفی را که از زمان ابوسفیان تا به امروز بر همه جا ظلمت افکنده است بنمایانم.

ای علی! تو را وقتی شناختم که کویر تو را شکافتم و در اعماق قلبت و روحت شنا کردم و احساسات خفته و ناگفته خود را در آن یافتم. قبل از آن خود را تنها می‌دیدم و حتی از احساسات و افکار خود خجل بودم و گاهگاهی از غیرطبیعی بودن خود شرم می‌کردم؛ اما هنگامی ‌که با تو آشنا شدم، در دوری دور از تنهایی به در آمدم و با تو هم‌راز و همنشین شدم.

ای علی! تو مرا به خویشتن آشنا کردی. من از خود بیگانه بودم. همه ابعاد روحی و معنوی خود را نمی‌دانستم. تو دریچه‌ای به سوی من باز کردی و مرا به دیدار این بوستان شورانگیز بردی و زشتی‌ها و زیبایی‌های آن را به من نشان دادی.

ای علی! شاید تعجب کنی اگر بگویم که همین هفته گذشته که به محور جنگ «بنت جبیل» رفته بودم و چند روزی را در سنگرهای متقدّم «تل مسعود» در میان جنگندگان «امل» گذراندم، فقط یک کتاب با خودم بردم و آن «کویر» تو بود؛ کویر که یک عالم معنا و غنا داشت و مرا به آسمان‌ها می‌برد و ازلیّت و ابدیّت را متصل می‌کرد؛ کویری که در آن ندای عدم را می‌شنیدم، از فشار وجود می‌آرمیدم، به ملکوت آسمان‌ها پرواز می‌کردم و در دنیای تنهایی به درجه وحدت می‌رسیدم؛ کویری که گوهر وجود مرا، لخت و عریان، در برابر آفتاب سوزان حقیقت قرار داده، می‌گداخت و همه ناخالصی‌ها را دود و خاکستر می‌کرد و مرا در قربانگاه عشق، فدای پروردگار عالم می‌نمود.

ای علی! همراه تو به کویر می‌روم؛ کویر تنهایی، زیر آتش سوزان عشق، در طوفان‌های سهمگین تاریخ که امواج ظلم و ستم، در دریای بی‌انتهای محرومیت و شکنجه، بر پیکر کشتی شکسته حیات وجود ما می‌تازد.

ای علی! همراه تو به حج می‌روم؛ در میان شور و شوق، در مقابل ابهت و جلال، محو می‌شوم، اندامم می‌لرزد و خدا را از دریچه چشم تو می‌بینم و همراه روح بلند تو به پرواز درمی‌آیم و با خدا به درجه وحدت می‌رسم. ای علی! همراه تو به قلب تاریخ فرو می‌روم، راه و رسم عشق‌بازی را می‌آموزم و به علی بزرگ آنقدر عشق می‌ورزم که از سر تا به پا می‌سوزم.

ای علی! همراه تو به دیدار اتاق کوچک فاطمه می‌روم؛ اتاقی که با همه کوچکی‌اش، از دنیا و همه تاریخ بزرگ‌تر است؛ اتاقی که یک در به مسجدالنبی دارد و پیغمبر بزرگ، آن را با نبوّت خود مبارک کرده است، اتاق کوچکی که علی (ع)، فاطمه (س)، زینب (س)، حسن (ع) و حسین (ع) را یک‌جا در خود جمع کرده است؛ اتاق کوچکی که مظهر عشق، فداکاری، ایمان، استقامت و شهادت است.

راستی چقدر دل‌انگیز است آنجا که فاطمه کوچک را نشان می‌دهی که صورت خاک‌آلود پدر بزرگوارش را با دست‌های بسیار کوچکش نوازش می‌دهد و زیر بغل او را که بی‌هوش بر زمین افتاده است، می‌گیرد و بلند می‌کند!

ای علی! تو «ابوذر غفاری» را به من شناساندی، مبارزات بی‌امانش را علیه ظلم و ستم نشان دادی، شجاعت، صراحت، پاکی و ایمانش را نمودی و این پیرمرد آهنین‌اراده را چه زیبا تصویر کردی، وقتی که استخوان‌پاره‌ای را به دست گرفته، بر فرق «ابن کعب» می‌کوبد و خون به راه می‌اندازد! من فریاد ضجه‌آسای ابوذر را از حلقوم تو می‌شنوم و در برق چشمانت، خشم او را می‌بینم، در سوز و گداز تو، بیابان سوزان ربذه را می‌یابم که ابوذر قهرمان، بر شن‌های داغ افتاده، در تنهایی و فقر جان می‌دهد.

‌ای علی! تو در دنیای معاصر، با شیطان‌ها و طاغوت‌ها به جنگ پرداختی، با زر و زور و تزویر درافتادی؛ با تکفیر روحانی‌نمایان، با دشمنی غرب‌زدگان، با تحریف تاریخ، با خدعه علم، با جادوگری هنر روبه‌رو شدی، همه آنها علیه تو به جنگ پرداختند؛ اما تو با معجزه حق و ایمان و روح، بر آنها چیره شدی، با تکیه به ایمان به خدا و صبر و تحمل دریا و ایستادگی کوه و برندگی شهادت، به مبارزه خداوندان «زر و زور و تزویر» برخاستی و همه را به زانو در آوردی.

ای علی! دینداران متعصّب و جاهل، تو را به حربه تکفیر کوفتند و از هیچ دشمنی و تهمت فروگذار نکردند و غربزدگان نیز که خود را به دروغ، «روشنفکر» می‌نامیدند، تو را به تهمت ارتجاع کوبیدند و اهانت‌ها کردند. رژیم شاه نیز که نمی‌توانست وجود تو را تحمّل کند و روشنگری تو را مخالف مصالح خود می‌دید، تو را به زنجیر کشید و بالاخره «شهید» کرد.» 

 

خانه عنکبوتی صهیونیستها

پس از پیروزی انقلاب اسلامی به امر بنیانگذار جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی ره آخرین جمعه ماه مبارک رمضان روز قدس نام گرفت و بدین ترتیب مبارزه با نفس و شیطان درون با مبارزه با مستکبران و شیطان بزرگ همراه شد.

این پدیده مقدس که برگرفته از باور و اعتقادات دینی بود به تدریج جهان اسلام را در نوردید و در سالهای اخیر به یک موضوع جهانی تبدیل شده است. از آمریکا و اروپا تا آفریقا و شرق آسیا ملتهای آزاده جهان در دفاع از مردم مظلوم و ستمدیده فلسطین فریاد آزادیخواهی سر می دهند.

حضورگسترده و پرشکوه ملت ایران در این راهپیمایی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. مستکبران و زورگویان بی منطق جهان که به هیچ یک از اصول و موازین بین المللی پایبند نیستند با خروج از برجام و تشدید تحریم های اقتصادی در خیال خام خود به دنبال دو هدف هستند: اول ایجاد شکاف و رخنه در صفوف متحد ملت و دوم به زانو درآوردن نظام اسلامی در برابر خواسته های باطل. حضور پرشکوه و با عظمت ملت ایران در راهپیمایی روز قدس خط بطلان کشیدن بر یاوه بافی های دشمن است که گمان برده با فضا سازی روانی در شبکه های اجتماعی و استفاده ازکلام و قلم مدعیان بی صداقت خواهد توانست ملت و نظام را باردیگر به پای میز مذاکره بکشاند.

از بعد منافع ملی بر کسی پوشیده نیست که صهیونیستهای جنایتکار و پلید دشمنان امنیت و پیشرفت ملت ایران هستند و بی شک تمام تلاش خود را برای نابودی کیان ایران بکار می گیرند. حمایت از گروههای تروریستی مانند منافقین و داعش ، ترور دانشمندان هسته ای ، جنگ بیولوژیکی با توسعه و صادرات محصولات فراریخته، ایجاد پایگاههای نظامی و جاسوسی برای هدایت نیروهای خرابکاری و ضدامنیتی در کشورهای همسایه و تلاش شبانه روزی برای فشار بیشتر اقتصادی بر ملت ایران، تحریک و تشویق کشورهای عربی برای تشدید مخاصمه با ایران و تلاش مستمر برای تحدید قدرت نظامی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی انقلاب اسلامی در منطقه؛ گوشه ای از برنامه های قطعی مسئولان رژیم صهیونیستی است.

از سوی دیگر در بعدحقوق بشری، هر فردی با حداقل سواد می تواند اعتراف کند تاسیس، ایجاد و ادامه حیات کشور جعلی اسرائیل  تقریبا با اکثر اصول اعلامیه حقوق بشر که مورد تایید کشورهای سازمان ملل واقع شده است مغایرت دارد. به عنوان نمونه ؛ ماده ۱۷ اعلامیه حقوق بشر می گوید:

۱٫هر انسانی به تنهایی یا با شراکت با دیگران حق مالکیت دارد.

۲٫هیچ‌کس را نمی‌بایست خودسرانه از حق مالکیت خویش محروم کرد.

هنوز پس از ۷۰ سال مردم بی پناه و مظلوم فلسطین از خانه و کاشانه خود آواره می شوند و حق مالکیت به زور از آنان سلب می شود و همچنان شاهدیم با تمام وقاحت و بی شرمی این رژیم کودک کش و جنایتکار به همراهی عربستان سعودی جنایتکار و کودک کش مسئول حقوق بشر سازمان ملل هستند.

فلسطین مظلوم که بیش از هفتاد سال با سیاست ظالمانه مدعیان حقوق بشر در اسارت گروهی صهیونیست وحشی و نژادپرست اسیر است در سالها و ماههای اخیر امیدوارتر از گذشته برای رهایی و آزادی، منتظر حمایت ملتهای انقلابی و مسلمان است. حضور چند صد میلیونی ملت ایران در کنار ملتهای آگاه جهان بخصوص امت اسلامی نوید بخش این آزادی خواهد بود.

اما از بعد اعتقادی و دینی، موحدان و شیعیان علی علیه السلام بر این باورند که هیچ حکومت کافر و ستمگری حق استیلا بر امت اسلامی را ندارد و مسلمانان موظفند برای نابودی مستکبران جهاد کنند. تسلط رژیم اشغالگر قدس بر قبله اول مسلمین جهان نه قابل قبول است و نه زیبنده مکتب جهان شمول اسلام که داعیه دار آزادی مسلمانان از قید سلطه گران است. از این گذشته دفاع از مظلوم در برابر ظالم یک آموزه اخلاقی و ارزشی است که در قرآن کریم و احادیث ائمه معصومین سلام الله علیهم تاکید شده است.

نکته دیگر آن است که دولت و مسئولین نظام جمهوری اسلامی موظف هستند؛ بر اساس اصول ۱۵۲ و ۱۵۴ قانون اساسی، از حقوق همه‌ مسلمانان دفاع و از مبارزه‌ حق‌طلبانه مستضعفین در برابر مستکبرین در هر نقطه از جهان حمایت‌کنند.

این روزها خانه عنکبوتی صهیونیستها، سست تر از گذشته با نسیمی از خشم و فریاد ملتهای آزاده فروخواهد ریخت. حضور حماسی و خروشان ملت ایران در کنار امت اسلامی و ملتهای آزاده جهان، نوید بخش رهایی مردم ستم کشیده و زجر دیده فلسطین است.

در روز قدس همه با هم، اقتدار ، انسجام و عزت ملت ایران را به رخ مستکیران جهان می کشانیم . به امید روزی که نماز جمعه قدس دیگر را در مسجدالاقصی و به امامت رهبرمان بخوانیم ان شاءالله

روشن خبر