به مناسبت 16 مرداد سالروز جهاددانشگاهی

 پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی دشمنان نظام اسلامی که پایگاه خود را در منطقه از دست داده بودند تلاش می کردند با نفوذ گروهکهای سیاسی در دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی کشور تلاش می کردند در روند آموزشی، اختلال ایجاد کنند و از سوی دیگر تحـولات بنیادین فرهنگی در دانشگاهها یک نیاز اساسی محسوب می شد؛ از این رو با تدبیر رهبر کبیر انقلاب اسلامی در 23 خرداد 59 ستاد انقلاب فرهنگی تشکیل و نهاد جهاددانشگاهی به منظور تحقق اهداف انقلاب فرهنگی تاسیس شد. از اهداف مهم شکل گیری این نهاد انقلابی که در اساسنامه آن نیز بر آن تاکید شده، ارتباط میان دانشگاه و بخش صنعتی، خدماتی کشور است.

 در 38 سالگی این "مولود مبارک" به تعبیر رهبر فرزانه انقلاب وقتی به فعالیتها و تلاشهای صورت گرفته نظر می کنیم باید گفت موجب مباهات و افتخار است، ولی از منظری دیگر انتظاری که از جهاددانشگاهی وجود داشته برآورده نشده است. یعنی وقتی با نهاد مقدس و مولود دیگر انقلاب اسلامی نهاد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مقایسه می شود کیفیت و کمیت دستآوردها قابل توجیه و دفاع نیست. اگر چه شاید به نظر برسد این قیاس مع الفارق است.

قبل از هر چیز خوبست به بعضی از توصیفات و انتظاراتی که حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با مسئولان محترم جهاددانشگاهی در سه دهه گذشته بیان کرده اند اشاره کنیم. در این بیانات و تعابیر که توسط یک حکیم فرزانه ارایه شده است که در تاسیس و حمایت جدی از این نهاد نقش به سزایی داشته اند؛ به راحتی می توان با مقایسه وضعیت موجود آسیب ها و نقصها را شناسایی کرد.

-روحیه‌ی جهادی و انقلابی خود را حفظ کنید.

-یکی از مهمترین کارها، در جهاد دانشگاهی تربیت شخصیت های مؤمن و برجسته علمی، با جهت گیریهای انقلابی و دلبسته به آرمانهای انقلاب است.

-مهمترین ویژگی جهاددانشگاهی برخوردار از نیروی جوان و در عین حال متخصص و دارای تفکر جهادی است. -جهاد دانشگاهی نهادی مهم است زیرا هم با دانشگاه به عنوان سنگر علم و مرکز پیشرفت علمی کشور مرتبط است و هم دارای تلاش جهادی است و در مقابل موانع و مزاحمت ها از حرکت نمی ایستد.

-باید جهت گیری و مسیر انقلابی جهاد دانشگاهی حفظ شود و نباید گذاشت این مرکز مهم علمی گرفتار آسیب های ناشی از پیچ و خم های سیاسی و «چپ روی ها» و «راست روی های» غلطِ عرصه سیاسی شود.

-مسئولان جهاد دانشگاهی باید با یک کار علمی و دانش بنیان، تعریف صحیحی از نحوه تعامل با دستگاههای مختلف و مدیریت این تعامل ارائه دهند تا براساس یک هدف گذاری دقیق بتوانند خانه های مربوط به خود را در جدول بزرگ نقشه علمی کشور، به درستی پُر کنند.

-جهاد دانشگاهی باید با پرهیز از کارهای جزئی، به سراغ کارهای اساسی و عمیق تر برود.

-جهاددانشگاهی می تواند دستگاهی باشد که با فعالیتهای فرهنگی و تحقیقاتی خود قشر جوان و دانشجوی کشور را در داخل دانشگاهها هدایت کند و آنان را به پختگی و کمال لازم برساند.

کلیدواژه یا ویژگی های جهادگران جهاددانشگاهی در مهمترین بیانات رهبری؛ عبارتست از: تفکر جهادی، جوانی، انقلابی، پویا ، متخصص، فرهنگی، پژوهشگر، هدایتگر، کلان نگر، مستقل ، هدفمند و کمالگرا.

بی رو دربایستی باید اعتراف کرد بعد از حدود چهار دهه فعالیت هنوز تا حصول نتیجه قابل قبول فاصله داریم.

اما همانطور که رییس محترم جهاددانشگاهی کشور در مراسم سالروز جهاددانشگاهی اشاره کردند: "براساس تجربه‌های خودمان مشکل اول را سیاست‌زدگی مفرط جامعه می‌دانیم. کشور ما بیش از حد سیاست‌زده است. سیاست‌زدگی تبعاتی همچون عدم توافق بر سر مصالح ملی و اصول پیشرفت دانش‌بنیان کشور و عدم امکان برنامه‌ریزی درازمدت را دارد."

باید پذیرفت در جهاددانشگاهی نیز سیاست زدگی در عزل و نصب ها و برنامه ها واقدامات بی تاثیر نیست؛ نقشی موثر و تعیین کننده در پازل نقشه علمی کشور نداریم؛ وظیفه ارتباطی خود را بین جامعه علمی و صنعت بخوبی ایفا نکرده ایم؛ دچار روزمرگی و تنوع و تکثر در فعالیتهای فرهنگی، بدون نتیجه موثر هستیم؛ در شناسایی و جذب و هدایت جوانان نخبه جهادی و انقلابی و برنامه های کارآفرینی و طرحهای ایجاد اشتغال  نیاز به تلاش مضاعف داریم.

در تاریخ پر فراز و نشیب انقلاب اسلامی همیشه مردان بزرگی بوده اند که مومنانه و عاشقانه وجود خود را صرف پیشرفت و ترقی کشورکرده اند. تلاشهای صادقانه و مجاهدانه بعضی از مدیران جهادی این نهاد انقلابی همچون دکتر طیبی که همت خود را در جهت تعالی و پیشرفت جهاد صرف می کنند هیچگاه از خاطر نخواهد رفت.

نیاز سازمان برنامه و بودجه برای بالا بردن آمار اشتغال و ارایه گزارش به دولت موجب شد بعد از 4 دهه نیروهای جهاددانشگاهی کشور، امسال بتوانند بدون دغدغه حقوق و حق الزحمه خود را به طور مستقیم و به موقع دریافت کنندکه خدا را شاکریم.

امیدواریم ما جهادگران این نهاد مقدس همانطور که در پیمان خود با بنیانگذار جمهوری اسلامی تاکید کرده ایم وفادار و استوار بمانیم. " ما با راهبری مقام معظم رهبری(مدظله) که به یقین، قطار انقلاب را بر همان صراط مستقیم پیش می‌رانند، از آن روح قدسی همت می‌طلبیم و اطمینان می‌دهیم که حرکتی که با آن دستان توانمند آغاز شده، تا همیشه بر همان مسیر ادامه خواهد یافت و هیچ‌گاه اجازه نخواهیم داد که دشمنان فریبکار به گنج بزرگ و پابرجای فرهنگ ناب انقلاب اسلامی دست دراز کنند.

ما متعهد و هم‌قسم شده‌ایم که در مسیر صیانت از ارزش‌های انقلاب اسلامی و انقلاب فرهنگی، با کوشش برای متبلور ساختن هنر اصیل و فعالیت فرهنگی ـ هنری، عرصۀ تازه‌ای از این گونه فعالیت‌ها را در سطح کشور معرفی کنیم. بنابراین ضمن ابراز پایبندی به آرمان‌ها، اخلاق و پیشرفت اسلامی ایرانی دانش‌بنیان کشور مجاهدانه می‌کوشیم با گسترش طرح‌های بین‌المللی و ملّی در حوزه‌های علمی، فرهنگی، آموزشی در کنار مدیریت دانشگاه‌ها قرار بگیریم و شانه به شانه سایر نهادهای انقلابی در راستای اعتلای نام ایران عزیز گام برداریم."

ان شاءالله

 

 

چگونه سنگر نماز جمعه را بازسازی کنیم ؟

اولین نماز جمعه در صدر اسلام قبل از هجرت به دستور پیامبر گرامی اسلام توسط  مُصعَب بن عُمَیر در مدینه بر پا شد. ضرورت حفظ جایگاه و اهمیت برپایی نماز جمعه در اسلام موجب شد تا علاوه بر بیانات نبی مکرم، خداوند متعال نیز در قرآن کریم در آیات 9 تا 11 سوره جمعه بر آن تاکید فرماید. " اى کسانى که ایمان آورده‌اید! هنگامى که براى نماز روز جمعه اذان گفته شود، به سوى ذکر خدا بشتابید و خرید و فروش را رها کنید که این براى شما بهتر است اگر مى‌دانستید..."

از معصومین سلام الله علیهما نیز احادیثی در اهمیت برپایی و حضور مسلمانان در نماز جمعه ذکر شده است. امیرالمومنین علی علیه السلام برای تشویق به حضور در نماز جمعه گاهی افراد زندانی را در نماز جمعه عفو می کرد. ایشان می فرمایند: اگر در سه چیز با رهبران و پیشوایان خود مخالفت ورزید، هلاک خواهید شد: نمازجمعه، جهاد با نفس و مناسک حج.(مستدرک الوسایل، ج 6 ص 7)  و امام باقر(ع) می فرمایند : نماز جمعه سنتی است از پیامبر اسلام ، بشارتی است برای مؤمنان و توبیخی است برای منافقان.(وسایل الشیعه، ج 6 روایت 7602)

خداوند نماز جماعت، نماز جمعه و آیین حج را برای  شکوه بخشیدن به اجتماع مسلمانان قرار داده است. در هر سه ، ویژگیهای مشترکی مانند حفظ وحدت و انسجام جامعه مسلمانان در مقابل دشمنان، آگاهی و اطلاع رسانی عمومی، جلب همیاری و مساعدت به همنوعان، ایجاد نشاط معنوی و اصلاح سبک زندگی و... وجود دارد.

پس از انقلاب اسلامی اولین نماز جمعه تهران به امامت مرحوم آیت الله طالقانی در 5 مرداد ۱۳۵۸ اقامه شد. منافقین برای مقابله با جریان بیدارگر انقلاب اسلامی بارها با هدف قراردادن پایگاههای  نماز جمعه شخصیتهای ارزشمندی همچون آیت الله قاضی طباطبایی، آیت الله صدوقی، آیت الله دستغیب ، آیت الله مدنی و آیت الله اشرفی اصفهانیرا به شهادت رساندند و با بمب گذاری در بین جمعیت نمازگذار در دانشگاه تهران در سالهای دفاع مقدس اوج خباثت خود را آشکار کردند.

از مهمترین نمازهای جمعه که پس از انقلاب اسلامی به تدبیر امام خمینی ره برای همه امت اسلامی مظهر وحدت و مجاهدت به شمار می آید راهپیمایی روز قدس است که در آخرین جمعه ماه مبارک رمضان برگزار می شود. نماز جمعه تبلور قدرت و عظمت جهان اسلام برای تحقق امت واحده و همدردی و همراهی مسلمانان در مصائب و دشواریهای یکدیگر است. امام خمینی ره می فرمایند: نماز جمعه ها با قدرت هر چه بیشتر انجام شود. مقام معظم رهبری می فرمایند: نماز جمعه یک سنگر اساسی در مقابل تهاجم همه جانبه دشمن است ؛ بنابراین باید این سنگر را هرچه محکمتر آراست و حفظ کرد.

&&&&&&&&&&&&&

اما با اختلافات سیاسی و انشقاقهایی که در بدنه مسئولان و ملت صورت گرفت و گاهی در مواردی ضعف و قصوراتی که ائمه جمعه و و مسئولان برگزاری نماز جمعه داشتند بتدریج از رونق و همگرایی اول کاسته شد و شرکت کنندگان آن به گروهی از متعبدین و دلدادگان به انقلاب محدود شدند.

نکته مهم این است که چگونه می توان بار دیگر این سنگر مهم و اساسی را با قدرت و استحکام بازسازی کرد.

سنگر نماز جمعه دو رکن اساسی دارد:  امام جمعه به عنوان فرمانده و نمازگزار به عنوان سرباز.

 فرمانده نماز جمعه در جایگاه امام جمعه باید باتقوا، شجاع و آگاه باشد. اگر فرمانده بی توجه به تجملگرایی، با بصیرت و استکبارستیز باشد در آن صورت سخنانش شنیده خواهد شد و نمازگزاران همچون سربازی مطیع، دلاور و عاشق گوش به فرمانش خواهند بود. 

فرمانده غافل و الکن که حتی تجربیات گذشته و عبرتهای تاریخی خود را برای نیل به راحتی و آسایش بیشتر به فراموشی سپرده است فقط برازنده سربازانی خواب آلوده و آماده تسلیم است.

اما سربازان نماز جمعه نیز باید هم متعدد و متکثر باشند و هم جوان و هوشیار. نمازگزاران پیر و فرتوتی که فقط برای توبه از گذشته خود صفوف مصلی را پر می کنند به درد سیاهی لشگر می خورند نه جنگ و کارزاری بی امان با دشمن. امروز به هر دلیل پرچم سربازان سنگر نماز جمعه و جماعات سفید است! برای ایجاد صفوف مستحکم و درهم تنیده سیاه و جوان باید طرحی نو در انداخت اگر چه دشمن از این پیش برای انهدام سنگرهای انقلاب تهاجم بزرگ فرهنگی را سالهاست آغاز کرده است.

برای جذب سربازان جوان و سیاه مو به سنگر های انقلاب باید هم حال و زبانشان را شناخت و با حال و زبان آنان سخن گفت و هم باید آنچه موجب شور و شوق و انگیزه می شود تدارک دید. به هر حال بدون نیرو و سرباز که نمی توان جبهه مبارزه با دشمن را  استحکام بخشید؛ اگر چه بهترین فرماندهان را در اختیار داشته باشیم.

پایگاه فرهنگی نماز جمعه نیاز دارد به سرمایه گذاری کلان و هدفمند معنوی، علمی و مادی بهترین شیوه های جذب هوشمند را در طول هفته اجرایی کند. همانطور که مسابقات گوناگون و جوائز گرانبها، صدها هزار نفر را مجذوب برنامه های غیر مفید و گاهی مخرب تلویزیون می کند حتما می توان با صرف هزینه و استفاده از تخصص کارشناسان متعهد جوانان دانشگاهی و نوجوانان دبیرستانی را جذب نماز جمعه کرد.

مطالبه مهم مقام معظم رهبری کاربردی کردن علوم و ارائه راه‌حل برای معضلات کشور است.

رئیس بسیج اساتید جهاد دانشگاهی گیلان گفت:از مطالبات مهم مقام معظم رهبری از عموم دانشگاهیان بخصوص اساتید بسیجی، کاربردی کردن علوم و ارائه راه‌حل برای معضلات کشور است.

دکتر سید احمد ذبیحی در گفت‌وگو با ایسنا- منطقه گیلان، با اشاره به ویژگی‌های بسیجی در بیان مقام معظم رهبری، اظهار کرد: به فرموده رهبری بسیج به انسان آزاده، مخلص، مجاهد و آرمانگرا تلقی می‌شود.

رئیس بسیج اساتید جهاد دانشگاهی گیلان با اشاره به این‌که 17 سال پیش به پیشنهاد گروهی از اساتید متعهد و انقلابی و با تایید مقام معظم رهبری، آیین نامه تشکیل نهاد  بسیج اساتید به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی رسید، گفت: بسیج اساتید با هدف انسجام بخشی نیروهای مومن، انقلابی و تقویت توانمندی‌های دفاعی در مقابله با جنگ نرم دشمن در دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی بوجود آمد . 

ذبیحی افزود: تشکیلات خود جوش و انقلابی بسیج اساتید، ضمن تلاش برای توسعه و تعمیق گفتمان انقلاب اسلامی و فرهنگ و تفکر بسیجی؛ مصرانه در حفظ و صیانت از ارزش‌ها و جلوگیری از نفوذ اندیشه‌های انحرافی و مقابله با تهاجم فرهنگی در عرصه دانشگاه‌ها تلاش نموده است که در این راستا کارگروه های تخصصی تشکیل و بر روی موضوعات خاص به طور منظم و علمی فعالیت می‌کنند. کارگروه اقتصاد مقاومتی، کارگروه راهبردی تحول در رشته‌های علوم انسانی و کارگروه راهبردی مطالعات ایرانی اسلامی از آن جمله‌اند . 

وی با بیان این‌که مقام معظم رهبری از ابتدا به نیروهای جهادگر و انقلابی جهاددانشگاهی تعلق خاطر داشته‌اند و بارها در تایید، تکریم و بزرگداشت نهاد جهاددانشگاهی در جمع مسئولین و اساتید آن عبارات افتخارآمیزی فرموده‌اند گفت: مقام معظم رهبری در دیدار با جهادگران می‌فرمایند «مهمترین ویژگی جهاد دانشگاهی، برخورداری از نیروی جوان و در عین حال متخصص و دارای تفکر جهادی است. جهاد دانشگاهی، نهادی مهم است زیرا هم با دانشگاه به عنوان سنگر علم و مرکز پیشرفت علمی کشور مرتبط است و هم دارای تلاش جهادی است و در مقابل موانع و مزاحمت‌ها از حرکت نمی‌ایستد».

برگزاری دوره آموزشی انس با نهج‌البلاغه در جهاد دانشگاهی گیلان

رئیس بسیج اساتید جهاد دانشگاهی گیلان با اشاره به راه‌اندازی کانون بسیج اساتید جهاددانشگاهی گیلان در آبان ماه سال 93افزود: اگرچه تاکنون موفق نشدیم در بعد کمی، جذب حداکثری داشته باشیم ولی از آنجا که جزو معدود جهادهای دانشگاهی هستیم که بسیج اساتید دارند، مفتخر به کسب مقام «کانون نمونه بسیج اساتید استان گیلان» در جشنواره مالک اشتر شده‌ایم.

ذبیحی با اشاره به فعالیت‌های کانون بسج اساتید جهاد دانشگاهی، یادآور شد: با همکاری مجموعه جهادگران، اساتید جوان و انقلابی برای حفظ وجهه انقلابی و جهادی برنامه‌ها و نشست‌های مختلفی برگزار شده است که رسانه و تهاجم فرهنگی، سبک زندگی اسلامی، عدالتخواهی، گفتمان انقلاب، جلسات هم اندیشی با موضوع الزامات تدریس، دانشگاه اسلامی، اقتصاد مقاومتی، آسیب‌های برجام و مناسبت‌های ملی و مذهبی در دهه فجر، ایام محرم، هفته دفاع مقدس و همچنین برگزاری دعای ندبه از مهمترین برنامه‌ها است.

وی از برگزاری دوره آموزشی انس با نهج‌البلاغه در جهاد دانشگاهی استان خبر داد و گفت: این برنامه با همکاری معاونت فرهنگی جهاددانشگاهی در شرح نامه 31 امام علی (علیه السلام) برگزار می‌شود.

ارائه راه‌حل برای معضلات کشور از وظایف اساتید بسیجی است

رئیس بسیج اساتید جهاد دانشگاهی گیلان ادامه داد: از وظایف مسئول بسیج اساتید حضور در شورای فرهنگی و اقدام موثر در اتخاذ تصمیمات است. از موضوعاتی که بطور جدی باید دستور کار شورای فرهنگی قرار گیرد اقدامات سند تاکیدی دانشگاه اسلامی است که حدود 70 بند است.

ذبیحی از مطالبات مهم مقام معظم رهبری از عموم دانشگاهیان بخصوص اساتید بسیجی را، کاربردی کردن علوم و ارائه راه‌حل برای معضلات کشور دانست و گفت: توجه به نیازها و ضرورت‌های تخصصی در ابعاد مختلف اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی، علمی کشور بر عهده متخصصین به خصوص متعهدین به انقلاب و نظام است.

تشکیل اندیشکده‌های تخصصی و راهبردی متناسب با توانمندی‌ها در استانها

وی با بیان این‌که سازمان بسیج اساتید، طرح تشکیل اندیشکده‌های تخصصی و راهبردی را در استانها متناسب با لزوم و توانمندی‌ها ارائه کرده است، گفت: خوشبختانه در گیلان "اندیشکده انرژی پاک" به تصویب رسیده است. البته مجموعه کانون بسیج اساتید جهاددانشگاهی طرح "اندیشکده راهبردی توسعه پایدار" را پیشنهاد داده است که در صورت تائید آغاز بکار خواهد کرد.

رئیس بسیج اساتید جهاد دانشگاهی گیلان تصریح کرد: موقعیت گردشگری، کشاورزی، منطقه آزاد تجاری و مواهب جنگل، کوه و دریا به دلیل بهره‌گیری  کم از نخبگان و متخصصان دانشگاهی، در واقع نادیده گرفته شده است.

ذبیحی با بیان این‌که امروز مردم استان گیلان از فهرستی از مصائب رنج می‌برند که جزو مطالبات به حق است و باید هرچه سریعتر برای برطرف کردن آن اقدام شود، گفت: در بعد اجتماعی افزایش طلاق، اعتیاد و بزهکاری؛ در بعد زیست محیطی آلودگی رودخانه‌های زرجوب و گوهر رود، تالاب انزلی و مدفن زباله سراوان؛ در بعد اقتصادی ورشکستگی و تعطیلی کارخانجات صنعتی، تورم و گرانی، که منجر به بیکاری گسترده و خانمانسوز در استان شده است؛ در بعد فرهنگی حجاب و عفاف، تکمیل پروژه کتابخانه ملی، بهسازی و نظارت بر کیفیت تئاتر و سینما و فرهنگسرا ؛ در بعد آموزشی پایش آموزش و پرورش و آموزش عالی استان؛ در بعد سیاسی کیفی سازی احزاب و انتخابات با مشارکت فعالان دلسوز استان و در بعد کشاورزی: تسطیح و ساماندهی زمین‌ها، آبیاری، شهرک گلخانه‌ای، واردات مدیریت شده است.

غفلت از مشکلاتی که مردم را رنج می‌دهد شایسته استان نیست

وی با تاکید بر این‌که منکر خدمات بی‌شماری که در همه بخش‌ها از آغاز انقلاب در همه گستره گیلان صورت گرفته است نیستیم، گفت: غفلت از مشکلات، نیازها و کمبودهایی که مردم ما را رنج می‌دهد شایسته  استان گیلان نیست.

رئیس بسیج اساتید جهاد دانشگاهی گیلان خاطرنشان کرد: اساتید دلسوز و انقلابی در بسیج اساتید استان می‌توانند برای معضلات راهکار و برنامه اجرایی ارائه کنند. اگر ارتباط مدیران و مسئولان با نخبگان و متخصصان دانشگاهی از مرحله شعار و حرف به عمل و اجرا وارد شود در آن صورت بی‌شک ما شاهد اثرات تحسین برانگیز آن خواهیم بود . 

بسیج حزب نیست و به جناح‌ و جریان سیاسی خاصی وابسته نیست

ذبیحی با بیان این‌که بسیج حزب نیست و به هیچ یک از جناح‌ها و جریانات سیاسی راست و چپ وابسته نیست یادآور شد: بسیج مطیع امر ولایت و مدافع مبانی و ارزش‌های انقلاب است و فقط به بالندگی ایران می‌اندیشد.

وی با اشاره به این‌که بسیج پایگاه تمام انسان‌های آزاده و عاشقی است که برای رهایی کشور از وابستگی به دنبال نقش آفرینی هستند افزود:شعار بسیج مجاهدت و ایثار در راه تشکیل تمدن بزرگ نوین ایران اسلامی است. 

خبرگزاری ایسنا 

تجلی قرآن کریم در شعر معاصر

 

 کتاب «تجلی قرآن کریم در شعر معاصر» با هدف بررسی انواع تاثیرپذیری قرآن کریم بر اشعار شاعران یکصد سال اخیر توسط سید احمد ذبیحی استادیار جهاددانشگاهی گیلان تالیف شده است. سروده شاعران مهم سه دوره اخیر به همراه سبک و شرح حال بیش از ۲۰ تن از آنان به همراه ۲۵۰۰ نمونه با توجه به مضامین قرآنی در این کتاب طبقه بندی شده است.

دانشجویان رشته ادبیات فارسی و معارف قرآن و شاعران علاقه مند به مضامین قرآن از مخاطبان این کتاب خواهند بود.

سیداحمدی ذبیحی، عضو هیات علمی جهاددانشگاهی گیلان در گفت‌وگو با خبرنگار ایکنا، با اشاره به ویژگی‌های این کتاب اظهار کرد: در مقدمه این اثر که در پنج فصل تدوین شده است، ابتدا به اهمیت و جایگاه قرآن در میان مسلمانان و به تبع آن در ادب فارسی پرداخته شده، سپس موارد مختلفی از انعکاس آیات وحی در اشعار فارسی مورد بررسی قرار گرفته که از جمله موضوعات بیان شده در این مبحث می‌توان به تجلی قرآن در ادب منظوم، دلیل توجه شاعران به آیات وحی، اسرائیلیات و چگونگی بازتاب آنها در ادبیات منظوم ایران، دلیل ورود اسرائیلیات و ... اشاره کرد.

ذبيحی با اشاره به تأثير قرآن بر اشعار معاصر فارسی و با تأكيد بر پژوهش بيشتر در اين زمينه، افزود: پژوهش‌های بسياری در تأثير قرآن كريم بر ادبيات فارسی انجام شده است، ولی بی‌شک ارزش و اهميت موضوع پژوهش، تلاش و مجاهدت بسياری از محققان را می‌طلبد. به ويژه اگر اين كوشش در ادب منظوم معاصر فارسی متمركز شود.

نویسنده «تجلی قرآن کریم در شعر معاصر» گفت: كارهای پراكنده‌ای نيز در ادبيات معاصر همچون آثار ملك‌الشعرای بهار، پروين اعتصامی، سهراب سپهری و امام خمينی(ره) انجام شده است، ولی اثر جامع و كاملی در شعر معاصر وجود ندارد. اثر حاضر تلاشی است برای معرفی آثاری كه از قرآن كريم تأثير پديرفته‌اند همچون بررسی كاربرد، واژگان و اصطلاحات قرآنی در ادب معاصر(اثرپذيری لفظی)، كاربرد مضامين قرآنی در ادب معاصر(اثرپذيری معنوی).

ذبیحی، دوره‌های شعر معاصر را به سه دسته «انقلاب مشروطه»، «دوران فترت» و «شعر انقلاب» تقسيم‌بندی كرده است، سپس مفاهيم و مضامين قرآنی در اين نوع سروده‌ها را مورد بررسی قرار می‌دهد. وی علاوه بر انعكاس آيات وحی به صورت مستقيم بر اشعار فارسی، به چگونگی تأثيرپذيری شاعران از مفاهيم آيه‌های قرآن كريم نيز پرداخته است.

رئیس بسیج اساتید جهاددانشگاهی گیلان، برای نگارش این اثر از منابع متعددی بهره برده است كه از اين جمله می‌توان به آثاری چون مبانی انسان‌شناسی در قرآن، فرهنگ قرآن، جويبار لحظه‌ها، فرهنگ‌نامه قرآنی، تفسير الميزان، چشم‌انداز شعر امروز، تحريف‌ناپذيری قرآن، تفسير و مفسران، تحليلی نو از قصص قرآنی، آئينه خيال، قرآن و حديث، آفرينش هنری در قرآن و ... اشاره كرد.

گفتنی است؛ «تجلی قرآن كريم در شعر معاصر» در ۴۷۲ صفحه، از سوی انتشارات صفير حق به چاپ رسيده است.

خبرگزاری قرآنی جهاددانشگاهی

سخنرانی دکتر مصطفی چمران در دومین سالروز شهادت دکتر شریعتی

 سخنرانی شهید دکتر مصطفی چمران (  ۳۱ خرداد ۶۰ درست  ۴ سال و  ۲ روز پس از دکتر شریعتیدر دهلاویه به شهادت رسید)؛ به مناسبت دومین سالگرد شهید استاد علی شریعتی در خرداد ۵۸:

من امروز به بعد روحی و عرفانی دوست شهید خود، دکتر علی شریعتی می‌پردازم و معتقدم این بعد از اساسی‌ترین ابعاد شخصیت این مرد بزرگ است و بدون شناخت آن، نمی‌توان دکتر علی شریعتی را شناخت.

من به علم و هنرش احترام می‌گذارم اما به عشق و عرفانش عشق می‌ورزم. علمش عقلم را جذب می‌کند و عملش احساسم را برمی‌انگیزد، مبارزات و فداکاری‌هایش در من احترام ایجاد می‌کند و عملش احساسم را برمی‌انگیزد، مبارزات و فداکاری‌هایش در من احترام ایجاد می‌کند، عشقش قلبم را می‌سوزاند وعرفانش روح مرا به معراج می‌برد.

خدای بزرگ برای پروراندن استعداد آدمیان، سه رحمت بزرگ بر او ارزانی داشته است: عشق، فقر و تنهایی که من درباره این سه اصل کمی سخن می‌گویم.

علی به قدرت عشق، پای از گلیم هستی فرا نهاد تا آنجا که فقط روح و دل حکومت دارند به پیش رفت تا به ملاقات خدای خویش نائل آمد و همیشه خوش داشت که در این سفر دراز، تنها باشد تا در این خلقت تنهایی، قلب خود را نمازگاه ذات اقدسش کند.

فقر که از ممیزات زندگی علی است و او به‌حق، خود را نماینده فقرا و محرومین می‌شمرد و به‌راستی که درد و رنج فقرا را خوب حس می‌کرد، فریاد آنها را با تاریخ می‌شنید، ناله دردمندان، قلب حساسش را مجروح می‌کرد.

تنهایی علی شگفت‌انگیز است و هر چه قدر که انسان به خدا نزدیک‌تر می‌گردد، تنهاتر می‌شود و مگر خدا تنها نیست؟ وحدانیت خدا خود نتیجه تنهایی است و هرکس به کمال نزدیک‌تر می‌شود به همین درجه تنهاتر است.

علی تنها بود. در گفته‌ها و نوشته‌هایش و در تیتر کتاب‌هایش تنها بود و در همین تنهایی به تنهایی حضرت علی پی برده بود و چه ارتباط روحی محکمی بین خود و او از فراز تاریخ برقرار کرده بود. از همین تنهایی است که دست به دامان کویر می‌زند و حیات و هستی خویش را در کویر جست‌وجو می‌کند و می‌گوید این کویر، هم جهان من، تاریخ من، میهن من، دل من، هم زیستن باآتش‌ناک من و بالاخره داستان من است.

یکی از پدیده های مهمی که می‌توان در آثار بزرگ عرفان مشاهده کرد، غم است.

اول که نتیجه روح‌های لطیف و وجدان‌های مسئول است. ادراک قوی از یک طرف واحساس مسئولیت از طرف دیگر سبب بروز غم و درد می‌شود. هرکس که احساسش شدیدتر و وجدانش زیباتر باشد، غم ودردش زیادتر است؛ تا جایی که می‌توان شخصیت یک انسان را باشدت غم و درد او سنجیدعلی(ع) دلش مالامال از غم ودرد بود؛ تا جایی که در دل شب در میان نخلستان کنار فرات آنقدر ناله می‌کرد تا بی‌هوش می‌شد یا سر به چاه فرو می‌برد و فریاد می‌کشید تا از بار سنگین غم و دردش بکاهد.

علی شریعتی قلبش مالامال از غم ودرد بود. درک قوی و احساس مسئولیت، او را به حدی حساس کرده بود که فریاد می‌کشید و گفته‌ها و نوشته‌هایش از آتش غم و درد، روح می‌گرفت. این حساسیت شدید در مقابل غم و درد بود که که او را با علی بزرگ پیوند می‌داد، آن‌چنان او را شیفته علی (ع) کرده بود و آن قدر به علی (ع) عشق می‌ورزید که اگر پرستش غیر خدا جایز بود حضرت علی (ع) را می‌پرستید. این شور و اخلاص و این عشق پاک به علی (ع) آنقدر در نوشته‌های شریعتی تجلی می‌کند که می‌توان آن را روح فلسفه و هدف زندگیش نامید و راستش را بخواهید ما هم به قدر توان خود، علی(ع) را از زبان شریعتی شناخته‌ایم.

شریعتی با قدرت عشق و اعجاز درد، از فراز تاریخ، خود را به علی (ع) رسانیده و پنجره‌ای کوچک به خانه گلین علی (ع) و فاطمه (س) گشوده بود و عظمت روح و شخصیت ملکوتی آنان را با هنر جادویی خود برای ما بازگو می‌کرد.

آخر ای مولای من چندی به درگاهت شدم

در طریقت از دل و جان پیرو راهت شدم»

 

تعبیری شگفت در قرآن

"قرآن کریم" گردش ستارگان را این گونه بیان می کند:

《و هُوَ الَّذی خلق اللّیل و النّهار و الشّمس و القمر کُلٌ فی فلکٍ یَسبَحون》

🔸هر یک در مداری شناورند.
🔸این تعبیر در اشاره به حرکت دایره ای شکل ستارگان، تعبیری شگفت است؛

🔸زیرا "کُلٌ فی فلک" را از هر طرف بخوانی "کُلٌ فی فلک" است.

علامه حسن زاده املی

زمزمه عاشقانه شهید دکتر مصطفی چمران با دکتر شهید شریعتی

دکتر مصطفی چمران در مزار شهید شریعتی پس از خاکسپاری وی در زینبیه دمشق نجوایی زیبا دارد:

«ای علی! همیشه فکر می‌کردم که تو بر مرگ من مرثیه خواهی گفت و چقدر متأثرم که اکنون من بر تو مرثیه می‌خوانم! ای علی! من آمده‌ام که بر حال زار خود گریه کنم زیرا تو بزرگ‌تر از آنی که به گریه و لابه ما احتیاج داشته باشی! ... خوش داشتم که وجود غم‌آلود خود را به سرپنجه هنرمند تو بسپارم و تو نیِ وجودم را با هنرمندی خود بنوازی و از لابه‌لای زیر و بم تار و پود وجودم، سرود عشق و آوای تنهایی و آواز بیابان و موسیقی آسمان بشنوی. می‌خواستم که غم‌های دلم را بر تو بگشایم و تو «اکسیر صفت» غم‌های کثیفم را به زیبایی مبدل کنی و سوز و گداز دلم را تسکین بخشی. می‌خواستم که پرده‌های جدیدی از ظلم و ستم را که بر شیعیان علی (ع) و حسین (ع) می‌گذرد، بر تو نشان دهم و کینه‌ها و حقه‌ها و تهمت‌ها و دسیسه‌بازی‌های کثیفی را که از زمان ابوسفیان تا به امروز بر همه جا ظلمت افکنده است بنمایانم.

ای علی! تو را وقتی شناختم که کویر تو را شکافتم و در اعماق قلبت و روحت شنا کردم و احساسات خفته و ناگفته خود را در آن یافتم. قبل از آن خود را تنها می‌دیدم و حتی از احساسات و افکار خود خجل بودم و گاهگاهی از غیرطبیعی بودن خود شرم می‌کردم؛ اما هنگامی ‌که با تو آشنا شدم، در دوری دور از تنهایی به در آمدم و با تو هم‌راز و همنشین شدم.

ای علی! تو مرا به خویشتن آشنا کردی. من از خود بیگانه بودم. همه ابعاد روحی و معنوی خود را نمی‌دانستم. تو دریچه‌ای به سوی من باز کردی و مرا به دیدار این بوستان شورانگیز بردی و زشتی‌ها و زیبایی‌های آن را به من نشان دادی.

ای علی! شاید تعجب کنی اگر بگویم که همین هفته گذشته که به محور جنگ «بنت جبیل» رفته بودم و چند روزی را در سنگرهای متقدّم «تل مسعود» در میان جنگندگان «امل» گذراندم، فقط یک کتاب با خودم بردم و آن «کویر» تو بود؛ کویر که یک عالم معنا و غنا داشت و مرا به آسمان‌ها می‌برد و ازلیّت و ابدیّت را متصل می‌کرد؛ کویری که در آن ندای عدم را می‌شنیدم، از فشار وجود می‌آرمیدم، به ملکوت آسمان‌ها پرواز می‌کردم و در دنیای تنهایی به درجه وحدت می‌رسیدم؛ کویری که گوهر وجود مرا، لخت و عریان، در برابر آفتاب سوزان حقیقت قرار داده، می‌گداخت و همه ناخالصی‌ها را دود و خاکستر می‌کرد و مرا در قربانگاه عشق، فدای پروردگار عالم می‌نمود.

ای علی! همراه تو به کویر می‌روم؛ کویر تنهایی، زیر آتش سوزان عشق، در طوفان‌های سهمگین تاریخ که امواج ظلم و ستم، در دریای بی‌انتهای محرومیت و شکنجه، بر پیکر کشتی شکسته حیات وجود ما می‌تازد.

ای علی! همراه تو به حج می‌روم؛ در میان شور و شوق، در مقابل ابهت و جلال، محو می‌شوم، اندامم می‌لرزد و خدا را از دریچه چشم تو می‌بینم و همراه روح بلند تو به پرواز درمی‌آیم و با خدا به درجه وحدت می‌رسم. ای علی! همراه تو به قلب تاریخ فرو می‌روم، راه و رسم عشق‌بازی را می‌آموزم و به علی بزرگ آنقدر عشق می‌ورزم که از سر تا به پا می‌سوزم.

ای علی! همراه تو به دیدار اتاق کوچک فاطمه می‌روم؛ اتاقی که با همه کوچکی‌اش، از دنیا و همه تاریخ بزرگ‌تر است؛ اتاقی که یک در به مسجدالنبی دارد و پیغمبر بزرگ، آن را با نبوّت خود مبارک کرده است، اتاق کوچکی که علی (ع)، فاطمه (س)، زینب (س)، حسن (ع) و حسین (ع) را یک‌جا در خود جمع کرده است؛ اتاق کوچکی که مظهر عشق، فداکاری، ایمان، استقامت و شهادت است.

راستی چقدر دل‌انگیز است آنجا که فاطمه کوچک را نشان می‌دهی که صورت خاک‌آلود پدر بزرگوارش را با دست‌های بسیار کوچکش نوازش می‌دهد و زیر بغل او را که بی‌هوش بر زمین افتاده است، می‌گیرد و بلند می‌کند!

ای علی! تو «ابوذر غفاری» را به من شناساندی، مبارزات بی‌امانش را علیه ظلم و ستم نشان دادی، شجاعت، صراحت، پاکی و ایمانش را نمودی و این پیرمرد آهنین‌اراده را چه زیبا تصویر کردی، وقتی که استخوان‌پاره‌ای را به دست گرفته، بر فرق «ابن کعب» می‌کوبد و خون به راه می‌اندازد! من فریاد ضجه‌آسای ابوذر را از حلقوم تو می‌شنوم و در برق چشمانت، خشم او را می‌بینم، در سوز و گداز تو، بیابان سوزان ربذه را می‌یابم که ابوذر قهرمان، بر شن‌های داغ افتاده، در تنهایی و فقر جان می‌دهد.

‌ای علی! تو در دنیای معاصر، با شیطان‌ها و طاغوت‌ها به جنگ پرداختی، با زر و زور و تزویر درافتادی؛ با تکفیر روحانی‌نمایان، با دشمنی غرب‌زدگان، با تحریف تاریخ، با خدعه علم، با جادوگری هنر روبه‌رو شدی، همه آنها علیه تو به جنگ پرداختند؛ اما تو با معجزه حق و ایمان و روح، بر آنها چیره شدی، با تکیه به ایمان به خدا و صبر و تحمل دریا و ایستادگی کوه و برندگی شهادت، به مبارزه خداوندان «زر و زور و تزویر» برخاستی و همه را به زانو در آوردی.

ای علی! دینداران متعصّب و جاهل، تو را به حربه تکفیر کوفتند و از هیچ دشمنی و تهمت فروگذار نکردند و غربزدگان نیز که خود را به دروغ، «روشنفکر» می‌نامیدند، تو را به تهمت ارتجاع کوبیدند و اهانت‌ها کردند. رژیم شاه نیز که نمی‌توانست وجود تو را تحمّل کند و روشنگری تو را مخالف مصالح خود می‌دید، تو را به زنجیر کشید و بالاخره «شهید» کرد.» 

 

خانه عنکبوتی صهیونیستها

پس از پیروزی انقلاب اسلامی به امر بنیانگذار جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی ره آخرین جمعه ماه مبارک رمضان روز قدس نام گرفت و بدین ترتیب مبارزه با نفس و شیطان درون با مبارزه با مستکبران و شیطان بزرگ همراه شد.

این پدیده مقدس که برگرفته از باور و اعتقادات دینی بود به تدریج جهان اسلام را در نوردید و در سالهای اخیر به یک موضوع جهانی تبدیل شده است. از آمریکا و اروپا تا آفریقا و شرق آسیا ملتهای آزاده جهان در دفاع از مردم مظلوم و ستمدیده فلسطین فریاد آزادیخواهی سر می دهند.

حضورگسترده و پرشکوه ملت ایران در این راهپیمایی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. مستکبران و زورگویان بی منطق جهان که به هیچ یک از اصول و موازین بین المللی پایبند نیستند با خروج از برجام و تشدید تحریم های اقتصادی در خیال خام خود به دنبال دو هدف هستند: اول ایجاد شکاف و رخنه در صفوف متحد ملت و دوم به زانو درآوردن نظام اسلامی در برابر خواسته های باطل. حضور پرشکوه و با عظمت ملت ایران در راهپیمایی روز قدس خط بطلان کشیدن بر یاوه بافی های دشمن است که گمان برده با فضا سازی روانی در شبکه های اجتماعی و استفاده ازکلام و قلم مدعیان بی صداقت خواهد توانست ملت و نظام را باردیگر به پای میز مذاکره بکشاند.

از بعد منافع ملی بر کسی پوشیده نیست که صهیونیستهای جنایتکار و پلید دشمنان امنیت و پیشرفت ملت ایران هستند و بی شک تمام تلاش خود را برای نابودی کیان ایران بکار می گیرند. حمایت از گروههای تروریستی مانند منافقین و داعش ، ترور دانشمندان هسته ای ، جنگ بیولوژیکی با توسعه و صادرات محصولات فراریخته، ایجاد پایگاههای نظامی و جاسوسی برای هدایت نیروهای خرابکاری و ضدامنیتی در کشورهای همسایه و تلاش شبانه روزی برای فشار بیشتر اقتصادی بر ملت ایران، تحریک و تشویق کشورهای عربی برای تشدید مخاصمه با ایران و تلاش مستمر برای تحدید قدرت نظامی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی انقلاب اسلامی در منطقه؛ گوشه ای از برنامه های قطعی مسئولان رژیم صهیونیستی است.

از سوی دیگر در بعدحقوق بشری، هر فردی با حداقل سواد می تواند اعتراف کند تاسیس، ایجاد و ادامه حیات کشور جعلی اسرائیل  تقریبا با اکثر اصول اعلامیه حقوق بشر که مورد تایید کشورهای سازمان ملل واقع شده است مغایرت دارد. به عنوان نمونه ؛ ماده ۱۷ اعلامیه حقوق بشر می گوید:

۱٫هر انسانی به تنهایی یا با شراکت با دیگران حق مالکیت دارد.

۲٫هیچ‌کس را نمی‌بایست خودسرانه از حق مالکیت خویش محروم کرد.

هنوز پس از ۷۰ سال مردم بی پناه و مظلوم فلسطین از خانه و کاشانه خود آواره می شوند و حق مالکیت به زور از آنان سلب می شود و همچنان شاهدیم با تمام وقاحت و بی شرمی این رژیم کودک کش و جنایتکار به همراهی عربستان سعودی جنایتکار و کودک کش مسئول حقوق بشر سازمان ملل هستند.

فلسطین مظلوم که بیش از هفتاد سال با سیاست ظالمانه مدعیان حقوق بشر در اسارت گروهی صهیونیست وحشی و نژادپرست اسیر است در سالها و ماههای اخیر امیدوارتر از گذشته برای رهایی و آزادی، منتظر حمایت ملتهای انقلابی و مسلمان است. حضور چند صد میلیونی ملت ایران در کنار ملتهای آگاه جهان بخصوص امت اسلامی نوید بخش این آزادی خواهد بود.

اما از بعد اعتقادی و دینی، موحدان و شیعیان علی علیه السلام بر این باورند که هیچ حکومت کافر و ستمگری حق استیلا بر امت اسلامی را ندارد و مسلمانان موظفند برای نابودی مستکبران جهاد کنند. تسلط رژیم اشغالگر قدس بر قبله اول مسلمین جهان نه قابل قبول است و نه زیبنده مکتب جهان شمول اسلام که داعیه دار آزادی مسلمانان از قید سلطه گران است. از این گذشته دفاع از مظلوم در برابر ظالم یک آموزه اخلاقی و ارزشی است که در قرآن کریم و احادیث ائمه معصومین سلام الله علیهم تاکید شده است.

نکته دیگر آن است که دولت و مسئولین نظام جمهوری اسلامی موظف هستند؛ بر اساس اصول ۱۵۲ و ۱۵۴ قانون اساسی، از حقوق همه‌ مسلمانان دفاع و از مبارزه‌ حق‌طلبانه مستضعفین در برابر مستکبرین در هر نقطه از جهان حمایت‌کنند.

این روزها خانه عنکبوتی صهیونیستها، سست تر از گذشته با نسیمی از خشم و فریاد ملتهای آزاده فروخواهد ریخت. حضور حماسی و خروشان ملت ایران در کنار امت اسلامی و ملتهای آزاده جهان، نوید بخش رهایی مردم ستم کشیده و زجر دیده فلسطین است.

در روز قدس همه با هم، اقتدار ، انسجام و عزت ملت ایران را به رخ مستکیران جهان می کشانیم . به امید روزی که نماز جمعه قدس دیگر را در مسجدالاقصی و به امامت رهبرمان بخوانیم ان شاءالله

روشن خبر 

برجام پیمانی با پیمان شکنان غیرقابل اعتماد بود

بسم الله القاسم الجبارین


باردیگر دست جنایتکار صهیونیسم جهانی، امت اسلامی را در داغ گروه کثیری از مظلومان فلسطینی عزادار کرد. ستمدیدگان آواره در غزه و دیگر سرزمینهای اشغالی به خاک و خون کشیده شدند تا مدعیان پوشالی حقوق بشر با پایمالی قوانین بین الملل، عربده مستانه سربکشند و شکستهای ننگین خود را در رویارویی با جبهه مقاومت انتقام بگیرند. سرکردگان سفاک صهیونیسم جهانی، هرگاه در مقابله با جبهه حق با شکست و هزیمت سختی روبرو شده اند با استفاده از ابزار شیطانی زر و زور و تزویر دست به انتقامجویی زده اند. 

پیروزی های افتخار آفرین رزمندگان اسلام در صحنه های نبرد و فتح قلعه های صهیونیسم از لبنان تا یمن، خاکریزهای استکبار را فرو ریخته و ستونهای کاخ ظلم و بیدادگری را به لرزه درآورده است. امروز به برکت خون شهدای گرانقدرمان، قدرت بلامنازع انقلاب اسلامی مرز سلطه جویان کفر را در هم نوردیده و فریادهای آزادیبخش در گوش جهانیان طنین افکنده است. جمهوری اسلامی توانسته است با رهبری مقتدای مقتدر خود، جایگاه منطقه ای ایران را در قدرت اول تثبیت کند و دشمنان وحشی و سرکش صهیونیستی را مرعوب عزم و همت والای بزرگمردانی همچون اسطوره مقاومت حاج قاسم سلیمانی سازد. 
امت بزرگ اسلامی برای برون رفت از امواج سهمگین فتنه مستکبران، نیاز به مقاومت و روحیه جهادی و ایثار و ازخودگذشتگی دارد. وحدت و همدلی همراه با بصیرت جامعه اسلامی و اطاعت محض از ولی امر مسلمین می تواند مکر و خدعه خائنان را بشکند و پیروزی و نصر الهی را نصیب مردم مظلوم فلسطین کند. 
بی تردید رفتارهای اخیر ترامپ خبیث در دشمنی با جبهه مقاومت که با تحریم های اقتصادی بیشتر کشورمان و خروج از برجام آغاز و به افتتاح سفارت در بیت المقدس ختم شد نشان از ذلت و شکست جبهه استکبار به سرکردگی آمریکای جنایتکار دارد و البته باید در مقابله با آن اقدامات قاطع صورت گیرد. 
برجام پیمانی با پیمان شکنان غیرقابل اعتماد بود که اگرچه خسارت محض بود و چندسال سرمایه و فرصت را سوزاند اما گریزی و گزیری نبود. عبرتی بود که باید با تجربه ای تلخ بدست می آمد که آمد. اکنون که آمریکا از آن خارج شده و کشورهای اروپایی نیز به دنبال باج خواهی هستند از دولت و دستگاه دیپلماسی می خواهیم با خروج از برجام ضمن حفظ عزت و اقتدار ملی از منافع ملت در مقابل افزون طلبی های غرب پاسداری کند. اگر دیروز به زعم بعضی از ساده اندیشان راحت طلب، مذاکره و توافق برجام تنها راه پاسداشت منافع ملت ایران بود امروز پایان دادن به این بازی تمام باخت، نشان عقل و درایت و حمایت از منافع ملی است. خدای ملت ایران بی تردید بزرگتر و قدرتمندتر و قابل اعتمادتر از کدخدای برجام است. همت و اراده ملت بزرگی که در چهار دهه اخیر بیشترین خصومتها و توطئه های دشمنانش را با قدرت خنثی کرده است و تیرشان را بر سنگ زده آنقدر هست که بتواند درچارچوب اقتصاد مقاومتی این پیچ تاریخی را به حول و قوه الهی پشت سربگذارد. 
اما فلسطین که امروز با خیانت سردمداران عرب و غفلت جامعه مسلمانان پاره پاره و عزادار شده است برای پاک کردن نکبت سیاه صهیونیسم از چهره خود و وارد کردن آخرین ضربه به خانه عنکبوت عزم خود را جزم کند و تاروپود ننگ تاریخ و جرثومه فساد و ظلم را از صفحه روزگار محو سازد. تمام مسلمانان و آزادیخواهان و عدالتخواهان جهان باید تمام تلاش خود را بکارگیرند با استفاده از همه ابزار و امکانات و اقدامات لازم فشار بر رژیم کودک کش را افزایش دهند تا مقدمات برای حمله نهایی و شکستن دژ شیطان صفتان صهیونیست فراهم شود. ان شاءالله

 

 روشن خبر 

یادداشتی سرگشاده  

بسمه تعالی

آقای دکتراحمدی نژاد، در نامه ای خطاب به مقام معظم رهبری خواستار برگزاری انتخابات فوری ریاست جمهوری و مجلس شورای اسلامی شده است. در نگاه اول به نظر می رسد این درخواست پاسخی کوبنده به سخنان آقای روحانی در راهپیمایی باشکوه 22 بهمن باشد که خواستار رفراندوم شده بود. اما وقتی پرونده نظر و عمل ایشان را در سخنان و رفتار وی می سنجیم چیزی جز همان نگاه دیکتاتورانه و طلبکارانه نمی بینیم. روحانی و احمدی نژاد هر یک لبه های قیچی دشمنی و ستیز با مردم سالاری دینی ونظام اسلامی هستند. آقای روحانی در پایین ترین سطح محبوبیت اجتماعی، برای ماله کشی بر ناکارآمدی دولت و قبل از بلندشدن صدای طبل رسوایی برجام مصمم است تا کاسه کوزه اش را جای دیگر خرد کند. آقای روحانی با طرح موضوع رفراندوم به ملت بزرگ ایران که بیش از گذشته در صحنه دفاع از انقلاب حاضر شده اند توهین می کند و در حالیکه خود را حقوقدان و مسئول شورای امنیت کشور می داند ولی درست خلاف آن، طوری سخن می گوید که کودکان مدرسه هم انگشت تعجب به دهان می گیرند که چگونه ممکن است یک حقوقدان از چگونگی و سیر اجرایی برگزاری رفراندوم در قانون اساسی بی اطلاع باشد؟! و در اوضاعی که برای احقاق حق ملت ایران در مقابل بیگانگان در موضوع برجام نیاز به انسجام و وحدت ملی و اقتدار نظام می باشد چطورممکن است مسئول شورای امنیت ملی کشور در همایشی با آن عظمت و در مقابل صدها دوربین به بیان مسخره ترین مسائل مبادرت کند؟!
اما از سوی دیگر آقای احمدی نژاد که معلوم نیست چرا طلوع خورشید را از غرب توهم زده است مدعی رهبری اصلاحات شده است. اینکه دیگر"اصلاحات" اصطلاحی _ بخوانید سیاسی _ در موزه های تاریخ قابل جستجوست صحیح است و اینکه به تعبیر قرآن کریم، مفسدان ، خود را مصلح می نامند هم صحیح؛ اما پز اصلاحگری با آقای احمدی نژاد که نماد خودسری و دیکتاتوری است نمی آید. آقای احمدی نژاد هنوز به خاطر داریم که در دور دوم ریاست جمهوری وقتی ظرفیت و قابلیتهایتان به آخر رسید چه بلایی سر این مملکت آوردید: لجاجت های مکرر با رهبری، اخراجهای بی دلیل وزیران منتخب خود، تحمیل تحریمها و قطعنامه های ظالمانه شورای امنیت به ملت ایران، اجرای " شو " مضحک درمجلس شورای اسلامی، قهر بچگانه 15 روزه، معطل کردن امور اقتصادی در دوسال پایانی، مخالفت با نص صریح و خیرخواهانه ولی امر مسلمین مبنی بر عدم شرکت در انتخابات ریاست جمهوری و ... و اینک که با دخالت و مقابله با احکام قوه قضائیه به دنبال فریب مردم ،پیگیر منافع نامشروع وابستگانتان هستید.
آقای احمدی نژاد شاید از زرنگی و هوش زیاد دچار توهم شده اید! مردم عدالتخواه و مطالبه گر را که اتفاقا با گفتمان رهبری معزز به فریاد آمده اند در جبهه خود می پندارید و بعد با تخیلات موهومی که شاید از طرح سخیف و موهون رفراندام آقای روحانی ذهن تان را انباشته به دنبال بافتن کلاهی برای خود هستید.
آقای احمدی نژاد! قانون اساسی ملت ایران که پای آن، بیش از صدها هزار شهید خون داده اند و صدها هزار جانباز و آزاده و ایثارگر و خانواده شهید از همه ی هستی خود گذشته اند، ملعبه دست جناب عالی ! و جناب روحانی! و میرحسین ، هاشمی و خاتمی نیست که هر روز برای کسب قدرت و منافع نامشروع خود بخواهید بازیچه کنید.
به خاطر دارید که در سال 88 ،رهبر عزیز در کنار ملت برای حفظ قانون اساسی در مقابل جبهه فتنه گر ایستاد و از رای مردم با تمام وجود صیانت کرد و اجازه نداد تعدادی خودسر و قدرت طلب با آشوب و اغتشاش رأی خود را بر ملت بزرگوار دیکته کنند؛ امروز هم به حول و قوه الهی اجازه نخواهند داد که احمدی نژاد از اصولگرایی برآمده!، به دامان اصلاحات خزیده! و حالا سلطنت طلب شده یکبار دیگر دیکتاتوری را به این کشور بازگرداند.
برادر بزرگوار!آقای احمدی نژاد شما را توصیه می کنیم به جای اختلاف افکنی و ایجاد تفرقه در بنیان مرصوص امت به حبل ولایت دست بیاویزید و برای چند روز کرسی ریاست آتش دوزخ را نصیب خود نکنید!


آیینه چون نقش تو بنمود راست خود شکن آیینه شکستن خطاست

دکتر سیداحمد ذبیحی
هیات علمی جهاددانشگاهی

روشن خبر  

بیانیه بسیج اساتید جهاددانشگاهی گیلان به مناسبت آغاز چهلمین سالروز انقلاب اسلامی

بیانیه بسیج اساتید جهاددانشگاهی گیلان به مناسبت آغاز چهلمین سالروز انقلاب اسلامی

بسم الله الرحمن الرحیم

ملت بزرگ ما در حالی آغاز چهلمین سالروز انقلاب شکوهمند خود را جشن می گیرد که به لطف الهی و به برکت خون هزاران شهید و مجاهدت و سلحشوری مردان و زنانش با فروپاشی رژیم 2500 ساله شاهنشاهی و برپایی نظام جمهوری، پرچم پر افتخار ایران را بر بسیاری از قله های عزت و عظمت در جهان برافراشته است. امروز نهال نظام مقدس جمهوری اسلامی به درختی تنومند و بزرگی تبدیل شده است که دیگر هیچ گردبادی قادر به از جای کندن آن نیست. صلابت و اقتدار  انقلاب اسلامی که برای دشمنانش رشک برانگیز و برای دوستانش مایه امید و بالندگی است به پایمردی و ایستادگی ملت شریف ایران و تبعیت از ولایت به دست آمده است.

دشمنان مکار ولی حقیر ملت ایران در طول چهار دهه تمام تلاش خود را برای ضربه به حکومت اسلامی در ابعاد سیاسی، نظامی ، فرهنگی و اقتصادی  بکار گرفتند؛ تا شاید به زعم خود ارکان آن را سست و آن را از پای درآورند. شیطان و پیروانش همچنان سعی می کنند با نفوذ موریانه ای، دستآوردهای سترگ و پیشرفتهای عظیم ملت رشید ایران را در بخشهای مختلف علمی، نظامی، فرهنگی دچار اختلال و آسیب سازند. وحدت و انسجام ملی تا کنون اجازه نداده است بدخواهان شرور و پلید ملت ایران به مقاصد شوم خویش نائل شوند. مردم فهیم ایران هرسال بیش از پیش با امید به افقهای روشن و وصول به حیات طیبه با اقتدار در برابر ظلم مستکبران ایستاده اند و پیام استکبار ستیزی انقلاب خود را به گوش ملتهای جهان رسانده است. پیروزی حزب الله لبنان، انتفاضه فلسطین، بیداری اسلامی در یمن وبحرین، رستاخیز شیعیان نیجریه، غروب وهابیت تکفیری در سوریه و عراق و در یک کلام شکست سیاستهای شیطان بزرگ در ایجاد خاورمیانه جدید، تجلی فجر انقلاب در آن سوی مرزها و آثار گسترش پیام رهایی بخش انقلاب اسلامی است که حضرت امام خمینی ره رهبر و بنیانگذار فقید جمهوری اسلامی در سال 57 آن را پایه گذاری کرد و خلف صالحش پس از آن در استحکام و عظمت آن کوشید.

مقاومت سرسختانه مردم شریف ایران در تحقق اهداف والای امام و شهدا با حضور در همایش عظیم 22 بهمن تبلور می یابد. اهدافی آرمانی و جهانی که تا دسترسی کامل به آن مستلزم هوشیاری و عزمی راسخ در همه آحاد و اقشار مختلف ملت ایران است.

ملت ایران با سرنگونی رژیم مزدور پهلوی در انتظار زندگی شرافتمندانه و جامعه ای عاری از تبعیض و فساد بودند. اما شیاطین داخلی و خارجی با ایجاد موانع و ترویج مصرفگرایی و اخلاق اشرافی در بین مسئولان، بتدریج پس از جنگ تحمیلی با تضعیف باورهای دینی و اخلاقی و پایبندی های ملی و فرهنگی، مقدمات بازگشت ضدفرهنگ غربی را فراهم کردند. از این رو بعضی با غفلت در دام دشمن گرفتار شدند و عزت میهن و شرف انسانی خود را با منفعت طلبی و سودجویی های مقطعی معاوضه کردند.  مطالبه جدی و بحق ملت ایران در این مرحله عدالتخواهی است. عدالتخواهی ملت ایران گفتمانی است که اینک جهانی شده است و طبیعی است که قابل قبول نیست در خاستگاه آن با سستی و یا خیانت بعضی نفوذی های دشمن در دستگاههای نظام اسلامی دچار آسیب و آفت شود.

قوای سه گانه کشور باید با جدیت همانطور که بارها رهبر معظم انقلاب اسلامی فرمودند با فساد و تبعیض مبارزه کنند و اجازه ندهند شیاطین و دشمنان کشور با استفاده از حربه فساد و بی عدالتی به خواست خودشان که ایجاد رخنه در صفوف مستحکم ملت بزرگ ایران است ؛ برسند.

بسیج اساتید جهاددانشگاهی ضمن سپاسگزاری به درگاه حضرت حق، با حمایت قاطع از فرامین مقام معظم رهبری، از ملت شریف ایران و بخصوص دانشگاهیان می خواهد برای استمرار خط سرخ انقلاب و تحقق آرمانهای والای امام و شهیدان که استقلال، آزادی و عدالت اجتماعی بوده است پر شورتر از گذشته در راهپیمایی 22 بهمن مشارکتی با شکوه داشته باشند و ترفند دشمنان را در تفرقه و ناامنی خنثی کنند.

والسلام علی من التبع الهدی

بسیج اساتید جهاددانشگاهی گیلان

هویت ظلم ستیزی انقلاب اسلامی، خاستگاه ادبیات پایداری است

در یکصدسال اخیر و بخصوص دهه های اخیر در تبیین و توصیف بنمایه ادبیات مقاومت بسیاری از بزرگان فن، سخن گفته اند؛ در این یادداشت کوتاه ضمن توضیح مطلب به بعضی نکات اشاره می شود .

ادبیات مقاومت، ادبیات انسان آزادیخواهی است که می خواهد ندای محرومین، مستضعفین و مظلومین را به گوش جهانیان برساند. ادبیات مقاومت رجعت انسان آزادیخواه به فطرت پاک خویش است.  انسان موجودی عدالتخواه و آرمان گراست. ادبیات مقاومت ادبیات عدالت خواهی و آرمان گرایی است. هیچ مکتب ادبی به اندازه ادبیات پایداری به از جان گذشتگی و ایثار در راه فضایل اخلاقی توجه نشان نداده است. از این رو در تعریف ادبیات مقاومت باید به عنصر پایدار وجود انسان که ستیز دائمی خیر و شر، حق و باطل و خدا و شیطان است اهمیت داد. در ادبیات مقاومت شعار و خیال پردازی راهی ندارد ولی عاطفه و احساس با عقل باطنی پیوندی ناگسستنی دارند.

 مهمترین عناصر متمایز کننده یک اثر ادبی در مکتب مقاومت ظلم ستیزی، عدالتخواهی، آزادگی و حق طلبی است. به طور کلی ادبیات مقاومت، ادبیات انقلابی و بی مرز و نژاد و رنگ و زبان است. ادبیات مکتب مقاومت متعلق به همه ادیان و زبانها و انسانها در طول تاریخ است و هر چقدر معارف الهی انسان گسترش پیدا می کند و فطرت پاک بشری بیدارتر می شود به طور طبیعی ادبیات مقاومت نیز جهانی و فراگیرتر می شود.

 ما معتقدیم در دوره معاصر، خاستگاه این مکتب ادبی، ایران است از آن رو که هویت ظلم ستیزی انقلاب اسلامی با جنبش های استکبارستیز دیگر ملت ها پیوند عمیقی برقرار کرده است. قرآن کریم و اسطوره های شهید در مکتب تشیع مهمترین منبع سرشار و فعال ادبیات مقاومت به حساب می آیند.

 به عبارت دیگر مانیفست یا منشور مکتب ادبی مقاومت، وصیت نامه شهدای دفاع مقدس است. وصیت نامه شهدای مظلوم اما قهرمان انقلاب اسلامی، نفی خودکامگی و استبداد و اعتراض به قدرت طلبی و استکبار است. محور اصلی وصیت شهدا به همه نسلها، خداباوری و حفظ و ترویج ارزشهای انسانی و دفاع از مظلوم است. ادبیات مقاومت جهان شمول و فراگیر است.

 

چگونه ممکن است ادبیات حزب فاشیست هیتلر، حزب بعث صدام و وهابیت تکفیری داعش پرور سعودی را مکتب ادبی مقاومت خواند؟!!  ادبیات مقاومت، شعر حماسی مجاهدان فلسطینی در دفاع از انتفاضه مردم ستمدیده فلسطین و حزب الله لبنان و انصارالله یمن است. بنابراین مکتب ادبی مقاومت زیرزمینی و غیرقانونی نیست. ادبیات مقاومت از عنصر شرع و فطرت و اخلاق و وجدان بهره دارد؛ از مستکبران فرمان نمی گیرد که به فرمان آنان متوقف شود. چون چشمه می جوشد و از هر راهی صدای خود را به مخاطبانش در سراسر عالم می رساند.

البته در موضوع اینکه ادبیات مقاومت، نوع، گونه، سبک و یا مکتب است هنوز بحث ادامه دارد؛  اما اگر مجموعه سنت ‌ها، هنجارها، اندیشه ‌ها، نظریه ‌ها و ویژگی ‌هایی که به دلایل اجتماعی، سیاسی یا فرهنگی  در ادبیات  نمود پیدا می کنند تعریف مکتب ادبی بدانیم درآن صورت باید ” مکتب ادبیات مقاومت ” را بپذیریم.

 

اگر در برابر این مکتب بزرگ ادبی با این همه آثار نظم و نثر که در سراسر جهان و ادبیات فارسی و به خصوص در دوره معاصر وجود دارد؛ مقاومت می شود، به دلیل هویت و شاخصه های ارزشی آن است. آنان که از فطرت خویش فاصله گرفته اند توانایی درک و ظرفیت جذب پیام مکتب ادبیات مقاومت را ندارند از این رو به دلایل واهی به بی توجهی و عناد با آن می پردازند.

 انحصار زمان و مکان خاصی به مکتب مقاومت و پایداری هیچ لزومی ندارد. ادبیات پایداری در همه زمانها و مکانها از بعثت انبیا و تا پایان حیات انسان در کره خاکی ادامه خواهد داشت؛ اگر چه با فراز و فرودهای زیادی همراه باشد.

 همانطور که در غرب نویسندگان و شاعرانی بوده اند که مرز زمان و نوع مکتب ادبی را درنوردیده اند و خود را مقید نساخته اند مانند “گوته” شاعر و نویسنده آلمانی که هم  آثارکلاسیک دارد و هم رمانتیسم ؛ منعی ندارد نویسنده و شاعراین مکتب به فراخور در مکاتب گوناگون اثر ارائه کند.

 چنانچه بپذیریم آثارادبی زاییده اوضاع و تحولات فرهنگی و اجتماعی است؛ لازم نیست مکتب ادبی مقاومت را همچون بعضی از مکاتب ادبی غرب پیش از خلق اثر، محدود، تعیین و تعریف کنیم و آیندگان را در آن قالب خلاصه کنیم.

 چه منعی دارد، آثاری که درگذشته در زبان ها و سرزمین های مختلف با عناصر ادبیات مقاومت سروده و یا نوشته شده است در این مکتب تعریف شود. دراین صورت آثار بسیاری را در روسیه و اروپا و آمریکا می توان در قالب مکتب ادبی مقاومت نام برد؛ مانند: “کلبه عمو تم” اثر “هریت بیچر استو” چاپ ۱۸۵۲م که جزو نامدارترین داستان های پایداری در آمریکا درمبارزه با برده داری و تبعیض نژادی محسوب می شود.

 شاعران و نویسندگان گرانقدر بسیاری در ادبیات کلاسیک فارسی به رسالت و تعهد ادبیات توجه داشته اند. از جمله بخش هایی از شاهنامه فردوسی در دایره ادبیات مقاومت قرار می گیرد؛ اگر چه در نوع خود حماسه است. به عنوان نمونه داستان ضحاک و حتی تراژدی رستم و اسفندیاراز عناصر ادبیات پایداری برخوردار است. بعد از فردوسی، حکیم ناصر خسرو قبادیانی، بسامد بالایی از پیامهای ظلم ستیزی، عدالتخواهی و آزادگی دارد وحکیم نظامی در مخزن الاسرار در بیان تعهد شعر و شاعر می گوید:

پیش و پسی بست صفت کبریا

پس شعرا آمد و پیش انبیا

هر رطبی کز سر این خوان بود

آن نه سخن پاره‌ای از جان بود

چون سخنت شهد شد ارزان مکن

شهد سخن را مگس افشان مکن

تا نکند شرع تو را نامدار

نامزد شعر مشو زینهار

همچنین دردوره معاصر نویسندگان و شاعران بسیاری با باورهای دینی گاهی متفاوت از موثران مکتب مقاومت هستند؛ از جمله: ملک الشعرای بهار، فرخی یزدی ، عارف قزوینی ، نسیم شمال ، صادق چوبک، جلال آل احمد، دکتر علی شریعتی، طاهره صفار زاده، اخوان ثالث، احمد شاملو، فروغ فرخزاد، محمود حکیمی، سپیده کاشانی، سیمین دخت وحیدی ، سلمان هراتی، قیصر امین پور، علیرضا قزوه، محمدرضا سرشار، سید مهدی شجاعی و…

 

نکته ای که باید به آن توجه داشت این است که ادبیات مقاومت چه در دوره کلاسیک و چه در دوره معاصر به دلیل منابع غنی و ارزشمند و مابه ازاهای بسیار، نیازی به تقلید و اقتباس از دیگر متون ادبی جهان از جمله آمریکای لاتین نداشته است. اگر چه برخی با غفلت، داشته های خود را به نام بیگانگان می فروشند، ولی باید با افتخار گفت ادبیات مکتب مقاومت در جهان بخصوص پس از انقلاب مدیون بزرگان ادبی ایران است.

 از نکاتی که در تبیین مکتب ادبیات مقاومت در دوره اخیر باید به آن توجه داشت این است که به دلیل گنج بودن دفاع مقدس، حوزه های تصویرسازی، شاعری و نویسندگی و بقیه عرصه های هنری همچنان موثر و با شکوه از آن الهام می گیرند و براستی دوره ۸ ساله پایداری رزمندگان اسلام در برابر مستکبران برای ۸۰ سال پایداری و عزت و استقلال ایران مطلب و مضمون دارد.

 

بنمایه های مهم مکتب ادبی مقاومت عبارت است از: وطن پرستی، اسطوره پروری، اعتراض، امید به آینده ، مبارزه و ظلم ستیزی، همبستگی ملی، ایثار و شهادت طلبی، و …

 برخی از ویژگی های مکتب ادبی مقاومت پس از انقلاب به اختصار به این موارد می توان اشاره کرد:

قالب های دوبیتی، رباعی و غزل (غزل حماسی) و شعر نو بیشتر بکارگرفته شده است. نمادهای ناب، ترکیب ها و اصطلاحات تازه، آیات قرآن کریم و احادیث، مضامین و مفاهیم قرآنی ، مضامین عاشورایی و فرهنگ مهدوی، علوم اسلامی مانند: عرفان، فلسفه، کلام و فقه در سروده های مکتب ادبیات مقاومت بسیارگسترده تر از قبل  و هدفمند ادامه پیدا کرده است. نویسندگان در رمان و داستان؛ بیشتر به وقایع نگاری، خاطره نویسی، مصاحبه، گزارش و تاریخ شفاهی روی آورده اند.  به واقع هنرمندان ما برای کشف مسیر پر رمز و راز مکتب ادبیات مقاومت اولین گام های خود را با قوت برداشته اند و برای رسیدن به اوج قله نیاز به تلاش بیشتر و نقد و نقدپذیری هستند. 

دانا

نگاهی دیگر به فتنه 88 پس از 8 سال

بسم الله الرحمن الرحیم 

  در سال 88 ملت ایران در آزمونی بزرگ قرار گرفت که به رغم سختی و مصائب آن ، توانست با هوشیاری در 9 دی ماه آن سال با موفقیت از آن عبور کند 8 سال از آن وقایع می گذرد و پدیده های جدیدی به اشکال گوناگون این انقلاب الهی را تهدید می کند؛ ولی از آنجا که بخش بزرگی از خطرات شکننده انقلاب، ریشه در همان حادثه دارد لازم است هر سال با یادآوری و بررسی آن واقعه به روشن شدن زوایای آن کمک کرد.

در فتنه ویرانگر 88 دشمنان با استفاده از یک گسل سیاسی و اجتماعی با تحریک وسوءاستفاده از احساسات بخشی از جوانان حوادثی را آفریدند؛ که ضربات جبران ناپذیری بر پیکر کشور و ملت وارد کرد. دو عنصر مهم در خلق حوادث فتنه 88 اثربخشی بیشتری داشت اول نقش شخصیتها و رهبران احزاب و جریانهای سیاسی بود و دوم فضای رسانه ای کشور که بیشتر توسط دشمن و ایادی آن در داخل هدایت می شد. البته باید اذعان کرد دو عنصر نیز در عقیم کردن توطئه شوم دشمنان بسیار قدرتمند و کارآمد حضور و ظهور پیدا کرد؛ اول روشنگری هوشمندانه و مدیریت مقتدرانه رهبری بود و دیگر درایت و همراهی ملت بزرگ ایران که در 9 دی تجلی یافت.

با کمال تاسف در فتنه 88  اکثرشخصیتهای سیاسی و فرهنگی انقلاب در این آزمون مردود شدند آنان با رویکردی خودخواهانه و گاهی مغرضانه به جای پرکردن شکاف اختلاف ملت، خود معضل و آلت دست دشمنان شدند و در شیپور تفرقه و دودستگی دمیدند. عدم درک صحیح از واقعیات صحنه پیش رو و تشخیص ندادن اهداف پیدا و پنهان دشمنان در ایجاد چالش انتخابات؛ از آنان خواسته یا ناخواسته عروسکهای خیمه شب بازی ساخت که گردانندگانش سازمانهای جاسوسی آمریکا و انگلیس بودند. این رفتار غیر قابل باور تا آن حد پیش رفت که امام امت اسلامی فریاد کرد : این عمار؟!! تنهایی و غربت مقام معظم رهبری در آن روزها، جانسوز و حزن انگیز بود.  تامل در حوادث تلخ و عبرت آموز فتنه 88 بیش از پیش تنهایی و غربت مولایمان علی علیه السلام را به یاد می آورد آن جا که در خطبه 120 می فرماید: " به چه كسى اطمينان كنم؟ شگفتا، مى خواهم به وسيله شما بيماريها را درمان كنم ولى شما درد بى درمان من شده ايد، كسى را مى مانم كه خار در پايش رفته و با خار ديگرى مى خواهد آن را بيرون كشد، در حالى كه مى داند خار در تن او بيشتر شكند و بر جاى ماند، خدايا! طبیب اين درد مرگبار به جان آمده، و آبرسان اين شوره زار ناتوان شده است."

در فتنه 88  ،آن خواص نبودند که برای روشنگری ، عمّار امام باشند و عوام را از  انحراف و ضلالت به مسیر حقیقت هدایت کنند بلکه این عامه مردم بودند که به لطف الهی چراغ هدایت را پیش پای خواص گمراه و منحرف روشن کردند.!!

امیرالمومنین علی علیه السلام چه زیبا در خطبه 151 در موضوع فتنه های آینده می فرمایند: " سعى كنيد شما پرچم فتنه ها و نشانه هاى بدعتها نباشيد، و آنچه را كه پيوند امت اسلامى بدان استوار است، و پايه هاى طاعت بر آن پايدار بر خود لازم شماريد، و بر خدا، ستمديده وارد شويد نه ستمگر، از درافتادن درون دامهاى شيطان، و قرار گرفتن در وادى دشمنيها بپرهيزيد، و لقمه هاى حرام به شكم خود راه ندهيد، شما در برابر ديدگان خداوندى قرار داريد كه گناهان را حرام كرد و راه اطاعت و بندگى را آسان فرمود"

قدرت طلبی، شکمبارگی و حرامخواری بسیاری از خواص  موجب شده بودکه فریاد "هل من ناصر ینصرنی "  ولی زمان خود را نشنوند و آتش فتنه را با طرح مسایل مبهم و کذب دامن بزنند و با کمال تاسف و تعجب همانها همچنان بر رای باطل خود و ادامه فتنه گری باقی مانده اند و هیچگاه نپذیرفتند دست از لجاجت و توطئه علیه انقلاب و کشور بردارند.

اگر چه در فتنه 88  خواص بی بصیرت و لجوج یک پای حوادث تلخ و شوم بودند ولی پای دیگر فتنه در خارج این مرز و بوم قرار داشت . دشمنان انقلاب که سالها مترصد ضربه زدن به نظام اسلامی بودند دست در دست یکدیگر فضای رسانه ای را در داخل و خارج کشور ساماندهی و هدایت می کردند. آنان با استفاده از فضای رسانه ای در صدد القای از هم گسیختگی امنیتی و فراگیر بودن دامنه اعتراضات داشتند و برای وصول به این هدف از تحریف اخبار و نشر اخبار کذب در سطح گسترده باکی نداشتند. از راههای ارتباطی سازمانهای جاسوسی سیا و موساد با فتنه گران سفارت کشورهای اروپایی و همپیمان بود. نقل و انتقال اطلاعات و آموزش لازم از طریق عناصر وابسته و فریب خورده انجام می پذیرفت. اثرات مصیبت بار آن فتنه برای ملت ایران بسیار عبرت آموز است. عزت و اقتدار ملت و نظام اسلامی در آن پدیده شوم ضربه سختی خورد و راه نفوذ دشمن را در دستگاههای سیاسی ، فرهنگی و امنیتی کشور باز کرد. تشدید تحریم های اقتصادی که با هدایت و راهنمایی ایادی داخلی صورت گرفت مبنایی برای تشدید فشارهای بیشتر و تحمیل خسارت محض با مذاکرات برجام شد. ترور دانشمندان هسته ای کشور از خسارتهای سنگین فتنه 88 بود. پس از فتنه 88  هم افزایی و ائتلاف دشمنان ایران در منطقه عربی و در بین کشورهای غربی بوجود آمد که کمابیش همچنان ادامه یافته است و ...

  طیف وسیعی از اراذل و اوباش داخلی ، منافقین و تروریستها ، سلطنت طلبها و گروهکهای سیاسی ضد انقلاب و احزاب شکست خورده و لیبرالها و منادیان جدایی دین از سیاست تا افراد بیکار و هیجان طلب، پیاده نظام دشمنان شده بودند و البته این خس و خاشاک آزار دهنده با گرد باد طوفنده ملت در 9 دی ماه  در هم کوبیده شد و از بین رفت.

اما آنچه در پایان باید به آن توجه کرد این نکته مهم است که  دشمنان همچنان با امید به جریانها و نیروهای نفوذی و وابسته به دنبال ضربه به ارکان نظام و باورهای دینی و آرمانهای انقلاب 57 هستند.

مهمترین رکن نظام اسلامی، ولایت فقیه و رهبری آن است و در بحث باورها ناکارآمدی دین در اداره مملکت را  هدف قرار داده اند و در بخش آرمانی نیز بی فایده بودن ستیز و مبارزه مستمر و پویا با لیبرال سرمایه داری غرب و صهیونیسم را نشانه رفته اند.

اگر دشمنان نظام اسلامی بتوانند این سه عنصر کلیدی و مهم را با حملات و تهاجم مداوم در فضای رسانه ای از پا در بیآورند آنگاه فتنه بعدی به ثمر خواهد نشست.

حمایت و دفاع از رکن ولایت و رهبری بر عهده مراجع ، ائمه جمعه و جماعت ، روحانیت و طلاب حوزه علمیه است که نه با شعار و سخنرانی بلکه با تهذیب نفس و دوری از همه ظواهرمادی، صفا و مردمی داری و صداقت و ایمان خود را با توجه به دستورات اسلامی جامه عمل بپوشانند. امروز حضور روحانیت ناکارآمد و بی تقوا و یا قدرت طلب و بی بصیرت بی شک ضربه به جایگاه ولی امر است. این افراد باید با تشخیص به موقع قبل از عزل از موقعیت خود کنارگیری کنند و امور را به صالحان بسپرند.

اما دفاع از کارآمدی دین بر عهده دولت و کارگزاران است. مدیریت علمی و مجاهدانه همراه با پاکدستی و ایثار برای خدمت به جامعه تبلور یک دولت دینی کارآمدست. وزیری که برای بر تن کردن لباس وزارت تن به هر خباثت و رذالتی می دهد و برای باقی ماندن بر مسند، هر دروغ و خیانتی مرتکب می شود نمی تواند از کارآمدی دین دفاع کند. کارگزار حرامخوار و زیاده طلب چه در لباس وکالت و چه در لباس قضاوت و چه در لباس وزارت نمی تواند نماینده دولت خدمتگزار دینی باشد.

اما بخش آرمانی بر عهده نخبگان و دانشگاهیان جامعه است. برای دفاع از آرمانها مهمترین و شایسته ترین قشر که تاثیرگذاری بهتری بر جامعه دارد و اگر آرمانخواه باشد و بر حفظ و حمایت و دفاع از آرمانها پافشاری کند می تواند مشعل فروزان جامعه باشد؛ نخبگان دانشگاهی هستند. دانشگاهیان انقلابی با توجه به سابقه سیاسی و روشنگری در جنبشهای عدالتخواهانه می توانند در عرصه هدایت پیشتاز باشند. لازمه آرمانخواهی و مبارزه پویا و فراگیر با جبهه لیبرال سرمایه داری غرب ، شناخت کامل و دقیق پیچیدگی های فرهنگی ، سیاسی و اقتصادی آن است. اشراف بر اهداف نظام سلطه و راههای ایجاد اجماع داخلی و خارجی برای در هم شکستن تارو پود قدرت شیطانی آن یک ضرورت اجتناب ناپذیر است.

امید است ملت ایران همچنان که تاکنون در پرتو عنایات حضرت حق و با استعانت از آیات هدایتگر قرآن کریم راه را از چاه باز شناخته است و با افتخار در مسیر هدایت و تعالی برای رسیدن به قله های کرامت و سعادت تلاش کرده است بتواند با درایت و مجاهدت در واپسین شیبهای تند به عصر ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نزدیک شود.

 

به یاری خدا پایان شب یلدای سرد و سیاه صهیونیسم و فجر رهایی فلسطین نزدیک است.

بسم الله الرحمن الرحیم

 نظام استکباری آمریکا، قدس ، قبله اول مسلمین را در تناقضی آشکار با مذاکرات سازش به عنوان پایتخت رژیم صهیونیستی به رسمیت شناخت و در حالی که مدعی اول سازمان ملل متحد است قطعنامه های این نهاد بین المللی را به چالش کشید.

اگرچه این همه آنارشیست سیاسی از دنیای لیبرال سرمایه داری غرب بدیهی است و نباید بیش از این انتظار داشت؛ اما این تصمیم غیر منطقی و هیجانی سلطه جویانه آمریکا، نشان شکست بزرگ آنان در میدان های سیاسی و نظامی است.

 پس از یکسره شدن کار تروریست‌های دست‌پرورده غرب در سوریه و عراق و خنثی شدن طرح‌های امنیتی موساد و سیا در منطقه، که دلیلی واضح بر تحقق جنبش بیداری اسلامی در جهان اسلام بخصوص لبنان و یمن است سران شکست خورده و سرخورده آمریکا به زعم خود خواستند استیصال و درماندگی خود را با تغییر در معادلات ژئوپلتیک منطقه جبران کنند؛ غافل از آن که امت اسلامی به خصوص ملت مقاوم و سرافراز فلسطین اجازه نخواهند داد این توطئه شوم با استحکام پایه‌های قدرت شیطانی صهیونیست به بار بنشیند.

 امروز پرده از چهره منفور سران خود فروخته و فاسد کشورهای عربی از جمله آل سعود و شیوخ بی‌خرد خلیج فارس برای ملت‌های مسلمان کنار رفته است و دیگر شعار دروغین دفاع از سرزمینهای عربی و مردم مظلوم فلسطین برای همگان رو شده است و هم پیمانی آنان با صهیونیسم کودک کش آشکار است.  همه ملت های مسلمان می‌دانند رژیم منحوس آل سعود خود بخشی از عوامل اجرایی تحقق طرح صهیونیستی خاورمیانه جدید است و آمریکای غدار با استفاده از سرسپردگان خائن عرب به اسلام و مسلمین ضربه می زند.

اساتید بسیجی جهاددانشگاهی گیلان از همه ملت‌های مسلمان به خصوص ملت مظلوم فلسطین و گروه‌های سیاسی آن می خواهد با هوشیاری کامل و تبعیت از رهبری امت اسلامی حضرت امام خامنه ای مدظله در یک جبهه واحد و شکست ناپذیربرای نابودی رژیم صهونیستی آماده باشند که به یاری خدا پایان شب یلدای سرد و سیاه صهیونیسم و فجر رهایی فلسطین نزدیک است.

ان تنصرالله ینصرکم و یثبت اقدامکم

بسیج اساتید جهاد دانشگاهی گیلان

روشن خبر 

بیانیه بسیج اساتید جهاددانشگاهی بمناسبت 13 آبان روز ملی مبارزه با استکبار جهانی

بسم الله الرحمن الرحیم
 

13 آبانماه در تاریخ میهن اسلامی ما به "روز ملی مبارزه با استکبار جهانی" نامگذاری شده است. که یادآور خاطره تبعید رهبر فقید جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی (ره) در سال 1343، کشتار وحشیانه دانش آموزان انقلابی در سال 1357 و تسخیر غرورانگیز لانه جاسوسی امریکا در سال 1358 است. 

13 آبان به راستی مظهر تقابلی راهبردی و هویتی انقلاب اسلامی با نظام استکباری جهان به سرکردگی آمریکا است.13 آبان مظهر تداوم خط سرخ حماسه حسینی است که از عاشورا آغاز می شود و تا همیشه تاریخ برای نابودی ظالمان و مستکبران ادامه می یابد.
مقاومت و بصیرت انقلابی ملت ایران در مبارزه با نظام سلطه و سیاست‌های ظالمانه دولت مستکبر، و پیمان شکن آمریکا در برابر جامعه‌ جهانی امروز توانسته است شعار مرگ برآمریکا را تا اعماق جان ملتها و حتی تا درون ایالات متحده نفوذ دهد.
اینک که ملت هوشمند ایران در کنار نیروهای مسلح مقتدر خود توانسته است به رغم همه دشمنی ها و ستیزه جویی های مستکبران عالم با هدایت رهبر خردمند خود خاکریزهای جبهه شیطانی را در هم بشکند و تا پشت دیوارهای رژیم صهیونیستی پیش رود و مرزهای دفاعی کشور را از مدیترانه تا تنگه باب المندب گسترش دهد؛ دولتمردان باید ضمن مقابله با نفودهای سیاسی و فرهنگی سلطه گران با صیانت از دستآوردهای انقلاب اسلامی، مراکز آموزشی کشور به خصوص مدارس و دانشگاهها را از تعدی و تجاوز عوامل آنان بازدارند.
امروز دانش آموزان و دانشجویان میهن اسلامی که امید و سرنوشت سازان آینده ایران عزیز هستند بیش از پیش و بیش از همه ، مورد انواع تهاجم ظالمانه قرار دارند. مسئولان آموزشی و فرهنگی باید با جدیت و با درایت مانع تحقق خواست دشمن در این عرصه بنیادین شوند.
تحریم های اقتصادی از ابزار ستیزه جویانه ای است که استکبار از آغاز انقلاب اسلامی تا امروز پیوسته علیه ملت ایران بکار گرفته تا شاید به زعم خود مقاومت مردم ما را در هم بشکند و نظام اسلامی را به زانو درآورد.
عرصه اقتصادی پس از فرهنگ مهمترین جبهه راهبردی برای حفظ نظام اسلامی است.
دولت باید با هوشمندی و تدبیر، راههای اثربخشی تحریم ها را با استفاده از تمامی ظرفیتهای داخلی و حذف دلار از سیستم مبادلات تجاری و حذف بهره بانکی؛ اجرای اقتصاد اسلامی را در چارچوب اقتصاد مقاومتی پیگیری کند. به طور قطع استفاده از توانمندیهای داخلی و روابط تجاری با کشورهای دوست می تواند یکی از راههای مقابله با توطئه های دشمن باشد.
آنچه مهم است همه مسئولان و دلسوزان کشور در این برهه حساس از تاریخ انقلاب اسلامی باید با حفظ وحدت و انسجام، در حمایت از قدرت دفاعی و امنیتی کشور در مقابل خواستهای استکباری دشمنان بایستند.
غیر قابل اعتمادبودن شیطان بزرگ و اذناب اروپایی اش برکسی پوشیده نیست و قدرت عظیم بازدارندگی ملت ایران در مقابل ستیزه جویان جای گفتگو و گپ ندارد . کسانی که بر سر منافع ملی ملت ایران بخواهند گپ بزنند نباید جایگاهی در دیپلماسی کشور داشته باشند.
اساتید و دانشجویان جهاددانشگاهی آماده اند مانند همیشه از نظام اسلامی و ارزشهای گرانقدر آن که با مجاهدت و تلاشهای مجدانه حضرت امام خمینی ره و شهدای عظیم الشأن به دست آمده است پاسداری کنند و با فصل الخطاب قرار دادن رهنمودها و مواضع رهبر فرزانه انقلاب حضرت امام خامنه ای برای تحقق آرمانهای ایشان در عرصه های گوناگون از جمله یایه گذاری تمدن نوین ایران اسلامی با تمام وجود کوشش کنند.
از خدای بزرگ برای عمل به وظائف دینی و ملی خود استمداد می طلبیم و تا ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در حمایت از ولایت لحظه ای از پای نخواهیم نشست.
السلام علی من التبع الهدی

بیانیه بسیج اساتید جهاددانشگاهی گیلان در باره گستاخی های ترامپ

بسم الله الرحمن الرحیم

با یاوه سرایی های رییس جمهور لوده آمریکا، باردیگر پرده از چهره خبیث دشمنان ملت بزرگ ایران کنار رفت و همه با واقعیت پلید و منحوس شیطان بزرگ بیش از پیش آشنا شدند.
دولت مزور و فریبکار آمریکا ابتدا با اشاره نفوذی های داخلی سخت ترین تحریم ها علیه ملت ایران را برقرار کرد و بعد با کمک همان غربزدگان وابسته، فنآوری هسته ای ایران را تا لبه پرتگاه نابودی برد. کدخدا قرار بود مشکل آب مردم را حل کند و گلابی برجام وقتی برسد همه چیز درست شود. اما یکباره همه چیز فرو ریخت و امید کافران انقلاب و ملت و خام اندیشان راحت طلب را ناامید کرد. ترامپ هرزه گویی کرد و آنچه شایسته یک آمریکایی زورگو و بی اخلاق است بر زبان جاری کرد تا سیاستهای پنهان و پیچیده شیطان بر همه آشکار شود. رئیس جمهور آمریکا که از یک سو سر در خمره دولت وهابی سعودی دارد و از یک سو وامدار صهیونیسم جهانی است در اجرای سیاستهای مرحله ای کاخ سیاه واشنگتن، با تخریب برجام تلاش کرد تا برجام دیگری را برای خلع سلاح موشکی ایران آغاز کند و طبق پیش بینی دلسوزان و اندیشمندان انقلابی سران اروپا هم گام به گام در مسیر تحدید اقتدار و توانمندی های اقتصادی و نظامی ایران همراه است.
مدعیان علم حقوق و سیاست ما نتوانستند نمره قبولی بگیرند و به راحتی حقوق ملت بزرگ ایران را در یک پیمان سست و ناموجه معامله کردند و نشان دادند از سیاست جز بازی خوردن در دام جاسوسان و خودباختگان و عوامل نفوذی چیزی در چنته ندارند. امروز توبه نامه مسئولان اگر از روی صدق و اخلاص باشد شاید فقط مرهمی بر جراحت عمیق قلبهای این ملت انقلابی باشد.
آنچه امروز آمریکا و تمام پیمان شکنان برجام باید بدانند این است که برای ثبت در تاریخ و عبرت انسانهای غافل و ساده در آزمونی شرکت کردندکه مردود شدند. ملت ایران با توکل به خدای بزرگ و غیرت جوانمردان سپاهی و ارتشی خود با قدرت از کیان انقلاب و میهن دفاع خواهدکرد و به این منظور از تجهیز وگسترش تسلیحات موشکی خودکه حافظ منافع ملی و بازدارندگی دفاعی است کوتاه نخواهد آمد.
اما از دولت دوازدهم می خواهیم با رجعت به توان داخلی و ظرفیتها و استعدادهای ملت، اقتصاد مقاومتی را با جدیت پیگیری کند و از هرگونه اقدام و سخنی که دشمن را بر ادامه تحریم ها و فشارهای بیشتر امیدوار می سازد پرهیز کند. امروز فقط با زبان مقاومت باید در جبهه دیپلماسی سخن گفت. حمایت از سپاه نباید فقط به ژست و عکس و شعار خلاصه شود. حمایت از سپاه این است که دیپلماسی از جبهه مقاومت در منطقه در همه مجامع بین المللی جدی و آشکار حمایت کند و اجازه ندهد دشمن شکست خورده باردیگر با استفاده از میز مذاکره ،توطئه های خود را علیه ملت ایران و مردم منطقه عملی کند. دشمن نشان داده که فقط زبان زور را می فهمد و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بارها ثابت کرده است می تواند با زبان اقتدار و جانفشانی، پشت دشمن بداندیش را بر خاک بساید. ان شاءالله
در پایان همه را به اندیشه در این آیه شریفه دعوت می کنیم :
وَاسْتَقِمْ کَمَا أُمِرْتَ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ.
و همان گونه که مأمورى استقامت کن، و از هواهاى نفسانى آنان پیروى مکن. (شورا/15)

وَالسَّلَامُ عَلَى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَى

20 مهر سالروز گرامیداشت لسان الغیب حافظ شیرازی

 

دکتر سید احمد ذبیحی

20 مهر ماه سالروز گرامیداشت حافظ، شاعر شیرین سخن ایران زمین است. کمتر ایرانی با ذوق و ادب دوستی است که با اثر و شخصیت این پارسی پارسا آشنا نباشد و دیوانش را در کنار کتاب آسمانی نداشته باشد. شب چله پیر و جوان با تفال به لسان الغیب طولانی ترین شب سال را کوتاه می کنند و یلدای خود را در سایه ابهام رازآلود اشعارش  به فروغ صبح می رسانند. لطافت طبع و ظرافت بیان همراه با نکته سنجی های زیرکانه گاه گاهش کلام رند عافیت سوز را دلنشین می کند و جان و روح هر خسته دلشکسته ای را هزار امید و نشاط می بخشد.

حافظ شاعر عارف نه ؛ عارف شاعری است که الهام و کشف و شهود های شاعرانه خود را به زیباترین وجه ممکن در قالب زبان فارسی و موسیقی مسحورکننده عرضه می کند.

مستی خوانندگان غزل حافظ در اغلب اوقات؛ نه از آن روست که مفاهیم والای آن را درک می کنند و یا به تمامی دریافتی دقیق و درست از پیام و محتوای شعر حافظ دارند بلکه آراستگی و پیوستگی واژگان و عبارات و زیبایی و بی پیرایگی زبان و آن سری بون اشعارش ارتباط عمیق و روحانی را در مخاطب ایجاد می کند.

شعر حافظ همچون رودخانه ای عظیم از کوهسار بلند به دشتهای تفتیده جانها جریان می یابد تا با زلال خود آنها را سیراب کند. عرفان ناب غزل حافظ که از دامنه می گذرد آنانی را که در بلندای کوهستان ایستاده اند سرشار می سازد آنجا که شدت و سرعت الهامات و کشف و شهود عارفانه حافظ هر بیتش تفسیر و شرحی از آیات قرآن کریم است. آنان که در دامنه اند عاطفه و احساس غزلش را با ذوق و خیال خود وزن می کنند و آنان که در پایین به نظاره اند روانی و خنکای تصاویر رنگارنگ اشعارش آرامش بخش جانشان است؛ از این رو شعر حافظ همه را از مراد و مرید، پیر و جوان، صوفی و زاهد به خود میهمان می کند.

رند خراباتی شیراز مستی خود را آن سری می داند:

مستی عشق نیست در سر تو           رو که تو مست آب انگوری

حافظ با ریا و تظاهر و زهد فروشی بیگانه است:

باده نوشی که درو روی و ریایی نبود     بهتر از زهدفروشی که درو روی و ریاست

مبوس جز لب ساقی و جام می حافظ          که دست زهد فروشان خطاست بوسیدن

از جماعت صوفی پر ادعا و مزوّر بیزار است آنچنان که آنان را به باد ناسزا می گیرد:

صــوفی نهاد دام و سر حقّه بازکرد                        بــنیاد مکر با فلک حقّه باز کرد

صوفی شهربین که چون لقمه شبهه می خورد     پاردمش دراز باد آن حیوان خوش علف

اما از طرفی، غزلش، فریاد آزادی و آزادگی از همه تعلقات است:

فاش می‌گویم و از گفته خود دلشادم      بنده عشقم و از هر دوجهان آزادم

غلام همت آنم که زیر چرخ کبود       ز هرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است

حافظ اهل راز و نیاز و سحرخیزی و مناجات با معشوق است :

هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ   از یُمن  دعای شب و ورد سحری بود

حافظا در کنج فقر و خلوت شبهای تار     تا بود وردت دعا و درس قرآن غم مخور

شوق لبت برد از یاد حافظ         درس شبانه، ورد سحرگاه

برای پرهیز از ریا و نفاق زهر ملامت را به جان می خرد تا جایی که او را ملامتیه می خوانند:

وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم     که در طریقت ما کافریست رنجیدن

اگر فقیه است عشق را فدای شرع نمی کند:

خدا را! محتسب ما را، به فریاد دف و نی بخش        که ساز شرع زین افسانه بی قانون نخواهد شد

فتاده بر در میخانه چون سری بینی                 مزن به پای که معلوم نیست نیّت او

حافظ اگر چه به رسم ادب جبری است ولی اختیار را هم قبول دارد:

نیست امید صلاحی ز فساد حافظ         چون که تقدیر چنین است چه تدبیر کنم

میان عاشق و معشوق هیچ حایل نیست       تو خود حجاب خودی حافظ، از میان برخیز

حافظ در برابر مدعیان لجوج که حقیقت عشق را انکار می کنند سکوت می کند:

با مدعی مگویید اسرار عیش و مستی     تا بی خبر بمیرد در درد خودپرستی

زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نیست    در حق ما هرچه گوید، جای هیچ اکراه نیست

تا نگردی آشنا زین پرده رازی نشنوی      گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش

حافظ به تناسب طناز و کنایه گوست و گاهی نیز بی پروا با جسارتی مثال زدنی سخن می گوید:

واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می کنند      چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند

شعر حافظ منشور زندگی اخلاقی انسان، برای همه دوره هاست؛ مروت، محبت، دادگری و بسیاری از آموزه های دینی توصیه مرشد شیراز است:

از عدالت نبود دور گرش پرسدحال                پادشاهی که به همسایه گدایی دارد

به ملازمان سلطان که رساند این دعا را        که به شکر پادشاهی ز نظر مران گدا را

از ویژگی های پر بسامد شعر حافظ ایهام است که خواننده را ناچار به تامل و کشف زیبایی های ادبی می کند:

پرده مطربم از دست برون خواهد برد     آه اگر زانکه درین پرده نباشد بارم

چه راه می زند این مطرب مقام شناس       که در میان غزل قول آشنا آورد

 تمدن باشکوه و سرافراز ایران اسلامی در میراث گرانقدر تاریخی و فرهنگی خود فرهیختگان و فرزانگان بسیاری را در عرصه شعر و ادب به جهانیان  معرفی کرده است که برای همیشه ی تاریخ افتخار آفرین خواهند بود. اینک که در آغاز دوره دیگری از تمدن نوین ایران اسلامی با تبلور اراده و باورهای والای ملت شریفمان نهال تنومند فرهنگی در حال شکوفایی است جوانان شاعر و هنرمند باید با درک صحیح از موقعیت انقلاب اسلامی و اهداف عالی آن به ترویج و گسترش پیام آن یاری رسانند. امروز شعر و ادب میهن پر افتخارمان نیاز دارد تا با سروده های متعهدانه و آتشین صدای رهایی بخش انقلاب اسلامی را به گوش ملتهای در بند جهان برساند و جریان پر خروش انسانها را به حرکت در آورد.

ضرورت دارد سبک شعر انقلاب اسلامی و دفاع مقدس در مجامع دانشگاهی زبان و ادبیات فارسی تبیین گردد و غزل حماسی به عنوان قالب برگزیده به شاعران جوان معرفی شود.

بی تردید شعر و ادب امروز ما نمی تواند از  الزامات انقلابی و حماسی تهی باشد همانطور که تاریخ فرهنگ و ادب ما تایید می کند رمز جاودانگی آثار شاعران بزرگ کلاسیک ایران پیوستگی و اثرپذیریشان از کلام وحی بوده است . هر چقدر با آیات الهی و احادیث و حکمت پیوند بیشتری داشته اند ماندگارتر شده اند.

تزکیه و تهذیب،آرمان خواهی ، ظلم ستیزی، دادگری، شهادت طلبی از عناصر مهم شعر انقلابی و حماسی در این دوره است که شاعران جوان باید به آن اهتمام داشته باشند. 

 استادنیوز   روشن خبر  

 

چگونه ممکن است علیه امنیت ملی کشور خود سخن بگویند؟

بسم الله الرحمن الرحیم

هر از گاهی وکیل الدوله ها به بیان نظراتی در جامعه می بپردازند که انسان از شنیدنش حیرت می کند!! باردیگر آقای جعفرزاده به تنظیف سران فتنه پرداخت و در جایگاه اپوزسیون نظام با حمایت از آشوب طلبان 88 مدعی شد برای پرسش کنندگان حصر پاسخی قانع کننده ندارد.

گاهی فردی به خواب رفته است که با صدا کردن بیدارمی شود و گاهی فردی خودش را به خواب زده است که هرچه فریاد کنی بی فایده است ظاهرا آقای نماینده خود را به خواب زده است ولی معلوم نیست چرا ادای بیداران را در می آورد؟

البته اگرافرادی مانند مطهری و جعفرزاده نمی خواهند و یا نمی توانند ازغفلت شیطانی خود خارج شوند باید به ایشان حق داد وقتی دهها فتنه گر و مفسد و یاغی شبانه روز همچون موریانه به نابودی ریشه های درخت تناور انقلاب مشغولند و جدیتی برای نابودیشان مشاهده نمی شود باید سیاسان به یاوه سرایی بپردازند.

چگونه ممکن است مسئولان بلندبالا و کوتاه فکر یک دولت علیه امنیت ملی کشور خود سخن بگویند؟ چگونه ممکن است فرهنگ و آموزش یک کشور با لجاجت و خیره سری مسئولان بلندمرتبه نشین به سخره گرفته شود؟! چگونه ممکن است یاغیان و باغیان که با خباثت و حماقت خود باعث شهادت 22 انسان بی گناه در آشوبهای سال 88 شدند به جوخه مرگ سپرده نشوند؟!

در کدام شریعت و قانون مدنی جلادهای خون آشام ترفیع می گیرند و مظلومین بی گناه محکوم می شوند؟! تا آنجا که دلآرام ملت هشدار می دهد: مراقب باشید جای شهید و جلاد عوض نشود.

کدام محکمه ای است که اگر عادلانه بخواهد داد مظلوم از ظالم بستاند جز حکم مرگ را برای آمرین و مباشرین آشوبهای 88 همچون جلادهای منافق دهه 60 صادر نمی کند؟!

کدام عقل سلیم است؛ به آنانکه عزت و امنیت و اقتدار یک ملت بزرگ را به چالش کشیدند مرگ و لعن نفرستد؟!

اگر  بخشش و رافت رهبر و خدماتشان درگذشته نبود تاکنون باید هفت کفن پوسانده بودند. چرا خیانت و جفایی که در حق مردم سرزمین خود کردند به آن غافلان یادآور نمی شوید که اگر نظر مستبدانه فتنه گران در ابطال انتخابات عملی می شد امروز نه از صندوق رای خبری بود و نه از روحانی!!

چرا اگر دروغ نمی گویید و پاسخگوی مردم خود هستید، شما مدعیان دفاع از حقوق و آزادی انسان از مجازات ستمگران و معاندین و دشمنان خدا و خلق حمایت نمی کنید؟!!  و درعوض، روزی که پاسداران انقلاب در حفاظت از نمایندگان مجلس جانانه ایستاده اند و جانشان را تقدیم می کنند از یک سو سلفی می گیرید تا با آن سخنان سخیف و معاندانه ضد مدافعان حرم به بی حرمتی ها بیفزایید و گزارش دهید که دوستانتان بدانند هنوز حامیان فتنه نمرده اند و از سوی دیگر سینه چاک در دفاع از آمریکا غداره بندی می کنید که چرا مرگ برآمریکا؟! این تروریستها چه به آمریکا؟!!

اما افسوس!!  ای پی جویان جمل فتنه گران !! شما نه طلحه و زبیر هستید که برایتان تاسف بخوریم و نه ابن زیاد هستید که  پس از مرگتان شادی کنیم.  شما مستحق دعا هستید که هدایت شوید و اگر به اجابت نرسید دست به نفرین می بریم.

                                                   

          روشن خبر                                                 

فقر علت بسیاری از مصائب و آسیب های اجتماعی

 سالها پیش در اواخر دولت سازندگی  و آغاز دوره اصلاحات که فقر و فساد و تبعیض به تدریج با نفوذ به ارکان نظام اسلامی همچون موریانه به جان پایه های نظام اسلامی افتاده بود؛ رهبر انقلاب اسلامی با خطابه و منشور و موعظه  مکررا به مسئولان قوا هشدار دادند و آنان را ملزم به بررسی موضوع و اخذ تصمیم مقتضی برای جلوگیری از آسیب به اعتماد عمومی و تخریب آرمانها و اهداف انقلاب کردند.

اما عملکرد مسئولان در حدی نبود که به معنای واقعی از گسترش این عوامل مخرب و ویرانگر جلوگیری کند و یا حتی آن را کنترل کند.

فاصله طبقاتی که بر اثر روحیه اشرافیگری و تجملگرایی طبقه نوخاسته و بی هویت به مرور زیاد و زیادتر شد؛ به طوری که در کنار شهرهای بزرگ حلبی آبادها، چادرنشین ها و کارتن خوابها بوجود آمدند . انقلاب اسلامی که با هدف ریشه کنی فقر و ایجاد عدالت اجتماعی حرکت توفنده اش را آغاز کرده بود حالا با فقر فزاینده و گسست طبقات اجتماعی ریشه های بنیان تنومندش به لرزه در آمده بود.

فقر فرهنگی مسئولان موجب شد فقر اقتصادی در طبقه متوسط به پایین نهادینه شود. اگر آنانکه بر قدرت و ثروت چمباتمه زده بودند دچار فقر فرهنگی نبودند باید برای محرومین که به گفته امام ولی نعمتشان بودند کاری می کردند.

فقر که خود علت بسیاری از آسیب ها و مصائب اجتماعی است خود معلول فساد لجام گسیخته ای بود که نه ناخواسته بلکه سیستماتیک و برنامه ریزی شده توسط دستگاههای اجرایی بوجود آمد.

فقر زاییده فساد اداری و مالی صاحبان ثروت و قدرت است. در این فساد بزرگ و خانمان برانداز بانکهای صهیون پایه، که بر مبنای سودافزایی و بهره کشی شکل گرفته اند فقر  و ایجاد فاصله طبقاتی را در جامعه تشدید کردند و از سوی دیگر دولتمردان با برنامه های اقتصادی، قاچاق کالا، واردات بیشتر و شبکه های دلالی و ترجیح بخش خدمات بر تولید؛ بیکاری به  فقر اصالت دادند تا جایی که گفتند اگر فقیر نباشد چطور زکات پرداخت شود؟!!

آنچه این فساد بزرگ را به صورت شبکه گسترده و فراگیر در بخشهای مختلف اقتصادی بوجود آورد عامل تبعیض بود استفاده از رانت بوسیله اصحاب قدرت موجب تشکیل طبقه مرفه بی درد و زیاده خواهی شد که به مرور با اهداف و آرمانهای انقلاب بیگانه است و چه بسا امیال و منافع خود را در تزاحم و تضاد با آنها می بیند و از این رو با آن مقابله می کند. بدین ترتیب فساد و تبعیض به استحاله بخشی و فقر نیز به جدایی بخشی دیگر از آرمانهای انقلاب اسلامی منجر شد.

اما اینک امروز عدالتخواهان انقلابی به دنبال تغییر وضع موجود هستند. انتخابات پیش رو باید با دگرگونی در ساختار فاسد دستگاههای اجرایی که هر روز بیش از پیش به غارت اموال عمومی می پردازد برای همیشه تبعیض و فقر را از چهره نظام اسلامی پاک کند.

ملت ایران با انتخاب اصلح، شایسته است سرنوشت خود را خود تعیین کند و وضعیت موجود را برای دستیابی به اهداف بزرگ و آرمانهای عالی انقلاب اسلامی تغییر دهد. انتخابات ریاست جمهوری انتخاب یک فرد نیست انتخاب یک مکتب است. یک مکتب به اشاعه فقر و فساد و تبعیض در داخل و ذلت و ترس و وابستگی به خارج  می اندیشد؛ و مکتبی دیگر عدالت و رفاه و پیشرفت را برای ملت و اقتدار و عزت و منفعت را در مقابل بیگانگان و دشمنان می خواهد.

باید برای برون رفت از وضع موجود با امید و تمام توان نخبگان و دانشگاهیان به صحنه بیایند و با روشنگری روحیه خودباوری و تشخیص انتخاب اصلح به مردم شریف ایران کمک کنند.

امروز هر نوع تعلل در وحدت و انسجام ملی برای این هدف عالی خیانت به خون شهدا و آرمانهای انقلاب اسلامی است. امیدواریم به زودی با تشکیل دولت مستقل و فراگیر انقلاب اسلامی سیاهی فقر و فساد و تبعیض از چهره تابناک نظام جمهوری اسلامی پاک شود. ان شاءالله

استاد نیوز 

نفوذ فرهنگی و فکری نفوذی نرم و مجازی است

 به نام خدا

در روزهای یک ملت، حوادثی وجود دارد که جوهره، هویت، روح آزادگی و اعتبار آن ملت را نمایان می کند. ملت ایران در طول تاریخ پرفراز و نشیب خود از این حوادث تلخ و شیرین بسیار داشته است؛ اما بعضی به دلیل سرنوشت ساز بودن اهمیت دوچندان می یابند. حماسه بزرگ 9 دی ماه سال 88 از آن رویدادهای خارق العاده ای است که بی شک عظمت، قدرت درک و بصیرت ملت ایران را برای همیشه در تاریخ این مرز و بوم ثبت خواهد کرد.

اما آنچه باید همواره مورد توجه و تامل قرار گیرد علل وقوع حوادث تلخ و نفرت انگیز روزها و هفته های قبل از نهم دی ماه 88 است. به این منظور تحلیل چیستی و چرایی حوادث بعد از انتخابات برای جوانان ما عبرت آموز خواهد بود. چنانچه بخواهیم به عوامل و عناصر موثر در فتنه اشاره کنیم بی تردید باید به مسئله نفوذ و نفاق بپردازیم.

 نفوذ در یک نظام و انقلاب به شیوه های مختلف صورت می پذیرد .

سالهاست صدها اندیشکده و مراکز پژوهشی در غرب با هدف براندازی برای نفوذ در ارکان نظام اسلامی تلاش می کنند. دشمن با نفوذ مجازی و نرم افزاری در صدد تاثیرگذاری بر رفتار، افکار، آرمانها و هویت ملت مسلمان ایران است. نفوذ دشمن در عمل مهمترین راهبرد برای مقابله با گفتمان عزت خواهی و استقلال طلبی مردم یک کشور است.

نفوذ فرهنگی و فکری نفوذی نرم و مجازی است که با استفاده از رسانه صورت می گیرد لذا به نسبت هزینه کمتری دارد و اثربخشی آن فراگیر است؛ در حالیکه نفوذ سخت و نظامی هم منجر به عکس العمل و واکنش عمومی می شود و هم هزینه بیشتر و نتیجه کمتری دارد.

نفوذ فکری در سیستم آموزشی از سطوح پایین تا عالی می تواند خطرات جبران ناپذیری را برای کشور رقم بزند؛ چرا که در واقع دشمن موفق می شود بتدریج نیروهای خود را در نهادهای تصمیم ساز و تصمیم گیر نظام جایگزین سازد و خواست های خود را موفق سازد.

اگر در نفوذ سخت با تجاوز به خاک و سرزمین یورش می برد در نفود نرم به روح و اندیشه ها هجوم می برد. از این رو اولین خاکریزی که فرو ریزد آخرین هم خواهد بود. علما، اندیشمندان ، اساتید و دانشجویان مهمترین مانع تهاجم نفوذی دشمن به عرصه فکر و اندیشه و باورهای یک ملت هستند؛ اگر آنها در این نفوذ نرم فرو ریختند خاکریزهای بعدی تا پذیرش شکست فرو می ریزند. در دوره معاصر، درانقلاب مشروطه ما شاهد موفقیت دشمن در نفوذ به جبهه خودی هستیم رجال و شخصیتهای سیاسی و علمی بسیاری به تدریج به عنوان عمّال و کارگزار بیگانه، انقلاب مردم را به شکست می کشند و باردیگر استعمار را تا سالها بر مردم ایران مسلط می کنند.

پس از انقلاب اسلامی بنیانگذار جمهوری اسلامی با اعلام انقلاب فرهنگی و تشکیل جهاددانشگاهی به دنبال تحولی اساسی در مراکز علمی و دانشگاهی و تغییر مبانی نظام لیبرال دموکراسی غرب بود که سالها از راه تقلید و ترجمه، حکومت و جامعه سکولاری را تبلیغ می کردند. انقلاب فرهنگی برای برکندن ریشه فرهنگ شیطانی و استبدادی غرب و ایجاد سدی محکم در برابر نفوذ نرم آن انجام پذیرفت.

اما پس از جنگ در دوره سازندگی و اصلاحات مقدمات هجوم سنگین به ارزشها و مقدسات در تمام ابعاد فراهم شد. سبک زندگی تغییر کرد. تجمل پرستی و مصرف گرایی به جای قناعت و ازخودگذشتگی نهادینه شد. و سادگی و یکرنگی جای خود را به فاصله طبقاتی و مسابقه در کسب ثروت داد. اما از همه مهمتر تخریب اعتقادات و باورهای مردم بود که به دست اهل علم و اندیشه صورت گرفت. عدم تحول اساسی در متون علوم انسانی و اسلامی نشدن دانشگاهها به علاوه گسترش و توسعه رسانه ها و فضای مجازی بی در و دروازه موجب شد وضعیت برای نفوذ دشمن فراهم شود.

از این رو دشمن به صورت غیر محسوس و تدریجی ولی فراگیر و عمیق با استحاله درونی پیشگامان اندیشه تلاش کرد هدفمند و سازمان یافته، فتنه ای بزرگ را در میدان جنگ نرم در مبارزه با جبهه ارزشهای اسلامی ملت ایران راه اندازی کند.

از بین رفتن محتوای دینی و اسلامی فعالیت ها، تضعیف روحیه انقلابی و یاس و ناامیدی، عدم اعتماد به نفس، لاقیدی و بی بندوباری فرهنگی، تطمیع و دنیازدگی ، تهدید و ترس، وازدگی و راحت طلبی، خوش بینی به دشمن و تعلق خاطر به خانواده از  عواملی است که شخصیت عناصر نفوذی را به تدریج شکل می دهد. در این شرایط فرد نفوذی در حقیقت،  با دروغ و فریب مردم، منافقانه تلاش می کند ضمن حفظ جایگاه خود در نظام مدیریتی و سیستمی اهداف دشمن را آگاهانه یا ناآگاهانه اجرا کند.

اما وجه مشترک دشمن و عوامل نفوذی که آنها را با هم جمع می کند فقط یک چیز است و آن استکبار است . هر دو آنها مستکبر و شیطان هستند در لجاجت و خودبینی، نفوذی ها از شیطان بزرگ چیزی کم ندارند. مرغ آنها یک پا دارد. حاضرند همه چیز را به نابودی بکشند ولی حرف خود را به کرسی بنشانند. از اینکه با شیطان در مقابل خدا و مردم قرار گرفته اند پشیمان که نمی شوند هیچ ؛ حتی اظهار مباهات هم می کنند.

فتنه 88 ، به دست کسانی رقم خورد که جنگ نرم دشمن، در طول دو دهه آنان را از امام و انقلاب اسلامی و ملت شریف ایران بیگانه کرده بود. اگرچه ادعای خلق داشتند ولی در خود خویش غرق شده بودند.

از این رو گرامیداشت و حفظ خاطره حماسه 9 دی برای بصیرت بخشی و هوشیاری نسل جوان یک ضرورت اجتناب ناپذیر است.

 

دکتر سید احمد ذبیحی

روشن خبر

یادداشتی برای رویداد سیاه 16 آذر

دکتر ذبیحی در واکنش به اتفاقات جهاد دانشگاهی رشت:
پرچم آمریکا و اسرائیل به عنوان نماد استکبار جهانی است/مسئولین جهاددانشگاهی گیلان از خانواده شهدا و امت حزب الله عذرخواهی کنند

بسم الله الرحمن الرحیم

فَقاتِلُوا أَوْلِياءَ الشَّيْطانِ إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطانِ كانَ ضَعِيفاً

پس با ياران شيطان بجنگيد كه محققاً كيد شيطان سست و ضعيف است (نساء 76)

فَلا تُطِعِ الْكافِرِينَ وَ جاهِدْهُمْ بِهِ جِهاداً كَبِيراً؛

 پس (اى پيامبر) پيروى كافران مكن و به وسيله آن [ قرآن] با ايشان به جهادى بزرگ بپرداز(فرقان 52)

 

ممانعت بعضی از مسئولین موسسه آموزش عالی جهاددانشگاهی گیلان در پهن کردن پرچم آمریکا و اسرائیل در سر سرای ساختمان در روز دانشجو ابتدا در فضای مجازی انعکاس یافت و سپس منجر به بازتاب شدیدی در محافل سیاسی استان شد.

لازم است این موضوع را به اختصار از ابعاد مختلف مورد کنکاش قرار دهیم.

پرچم آمریکا و اسرائیل به عنوان نماد استکبار جهانی سالهاست که توسط اقشار ملت رنجدیده و مظلوم ایران در مناسبتهای مختلف از جمله 22بهمن، روز جهانی قدس، 13 آبان روز ملی مبارزه با استکبار جهانی و 16 آذر روز دانشجو برای ابراز خشم و نفرت از سیاستهای شیطانی و ظالمانه امریکا به آتش کشیده می شود.

در پاسداشت خون پاک 3 نفر از دانشجویانی که در سال  1332 جان خود را در راه مبارزه با دخالتهای آمریکا و مخالفت با حضور معاون رئیس جمهور کودتاگر آمریکا فدا کردند 16 آذر روز دانشجو نام گرفت و هرساله شاهد برگزاری برنامه هایی در دانشگاههای کشور هستیم. از این رو اهمیت این روز در روشنگری نسل جدید دانشجویان بیش از پیش بر دوش مجامع سیاسی و مسئولین امر سنگینی می کند. البته باید با کمال تاسف اذعان کرد با تغییر دولتها نگرش عوامل اجرایی با فراز و فرودهای بسیاری همراه بوده است؛ تا آن جا که رهبر معظم انقلاب می فرمایند: "خدا لعنت کند آن دستهایی را که تلاش کرده اند و می کنند قشر جوان و دانشجوی ما را غیرسیاسی کنند."

در سالهای اخیر به دنبال سیاست دولت برای به فرجام رساندن برجام، دخالت عوامل اجرایی و اداری در برنامه دانشجویان در بسیاری از دانشگاهها منجر به حذف سخنران و یا برگزاری نمایش و موسیقی شد. اما باید به یاد داشت، ستیز و دشمنی آمریکا با ایران با کودتای 28 مرداد 1332 آغاز می شود و تا 15 خرداد 1342 نهضت فیضیه و 22 بهمن 1357 پیروزی انقلاب اسلامی و 31 شهریور 1359 جنگ تحمیلی ادامه می یابد و این روند با مداخله مستقیم نظامی در پایان جنگ، تحریم اقتصادی، راه اندازی جنگهای نیابتی در منطقه و لغو عملی برجام و ادامه تحریم ها استمرار یافته است.

شعار مرگ برآمریکا و شیطان بزرگ براساس یک شعور و منطق عمیق، انقلابی و دینی پذیرفته شده است و امروز پایداری و مقاومت ملت ایران بر روی این شعار مبنایی و قرآنی باعث ایجاد گفتمان استکبارستیزی در جهان و حتی خود آمریکا شده است. به طوری که گروهی از مخالفین ترامپ رئیس جمهور منتخب؛ پس از انتخابات اقدام به آتش کشیدن پرچم آمریکا کردند. اگر از آنان پرسیده شود چرا پرچم امریکا را آتش کشیدید نخواهند گفت ما با ملیت خود و یا کشور مادری خود ستیز داریم بلکه  می گویند با سیستم حاکم موجود مخالفیم. این بهترین دلیل برای آن دسته از افرادی است که به آتش کشیدن پرچم آمریکا را توهین به ملت آن کشور تفسیر می کنند.

 گذشته از این، همین آقای ترامپ رییس جمهور منتخب می گوید: علت توهین و به آتش کشیده شدن پرچم آمریکا دخالتهای بی جای آمریکا در امور کشورهاست. پس معلوم می شود این عمل انقلابی و مقدس که نشانه "اشداء علی الکفار" است در حال اثر بخشی است و حداقل پیام انزجار و نفرت خود را به دشمنان ارسال کرده است. هر چند جامعه ای که حاکمیت شیطان را پذیرفته است و برای نابودی آن تلاش نمی کند شایسته تحقیر است.

 به عکس جامعه مدعی آزادیخواهی و انقلابی بودن باید به هر طریق ممکن خشم و کینه خود را از اعمال خبیثانه دشمنان ابراز کند و برای همگانی کردن نفرت از ظالم تلاش کند. مصداق تاکید بر ابراز خشم و نفرین در اعمال معصومین سلام الله علیهم و شیعیانشان، زیارت عاشورا ست. لعن بر دشمنان و تبری از آنان جزو باورهای انسان با ایمان و گام اول " استقم کما امرت " است.  از این رو جمع آوری پرچم آمریکا و اسرائیل در روز دانشجو که روز مبارزه سیاسی و روشنگری دانشجویان و تمرین دشمن ستیزی است امری خائنانه بوده است  و باعث این رویداد سیاه شده است که نشان عدم درک و برداشت درست از جایگاه و منزلت این نهاد علمی و انقلابی در نزد مسئولین آن است.

***

بازخوانی دیدگاههای مقام معظم رهبری، که از ابتدا در شکل گیری و تقویت و حمایت از فعالیتهای جهاددانشگاهی نقش محوری داشته اند برای همه بخصوص جهادگران یک ضرورت اجتناب ناپذیر است. مقام معظم رهبری به مناسبتهای مختلف در دیدار با مسئولان و پژوهشگران جهاددانشگاهی نکات مهمی را فرموده اند که اگر بخواهیم از تکرار خطا و اشتباهات مجدد پیشگیری کنیم باید سرلوحه برنامه و کارهای خود قرار دهیم.

"جهاد دانشگاهی از ابتدا براساس دین و تقوا شکل گرفت و باید هویت جهادی و ایمانی و انقلابی آن همچنان حفظ و تقویت شود. باید جهت گیری و مسیر انقلابی جهاد دانشگاهی حفظ شود و نباید گذاشت این مرکز مهم علمی گرفتار آسیب های ناشی از پیچ و خم های سیاسی و «چپ روی ها» و «راست روی های» غلطِ عرصه سیاسی شود.

رهبر انقلاب اسلامی در دگردیسی برخی افراد می فرمایند: "افرادی که روزی با انگیزه های تند انقلابی حرکت می کردند، اکنون دیدگاههای آنها ۱۸۰ درجه تغییر کرده و حتی بیّنات انقلاب اسلامی برای آنها نامفهوم است. باید مراقب بود، این خصوصیات به مجموعه جهاد دانشگاهی راه پیدا نکند."

 حضرت آیت الله خامنه ای، مسئولان جهاد دانشگاهی را به استفاده از جوانان انقلابی و تقویت و تثبیت عناصر جوان انقلابی در دانشگاهها توصیه کرده و می فرمایند:" یکی از مهمترین کارها، در جهاد دانشگاهی تربیت شخصیت های مؤمن و برجسته علمی، با جهت گیریهای انقلابی و دلبسته به آرمانهای انقلاب، است. شما اسمتان جهاد دانشگاهی است؛روی این اسم تکیه کنید و به مقتضای این اسم تمسک کنید و حقیقتاً جهاد کنید."

 رهبر فرزانه انقلاب همچنین با درددل با فرزندانشان در جهاددانشگاهی گلایه می کنند که:" دل انسان غمگین می‌شود و می‌شكند به‌خاطر این‌كه چرا كسانی كه نان انقلاب را خوردند، نان اسلام را خوردند، نان امام زمان را خوردند، دم از امام زمان زدند، دم از ائمّه‌ی معصومین زدند، حالا طوری مشی كنند كه اسرائیل و امریكا و سیا و هركسی كه در هر گوشه‌ی دنیا با اسلام دشمن است، برایشان كف بزنند! این، انسان را غصّه‌دار می‌كند." 

***

اگر بخواهیم مهمترین محورهای تاکید شده رهبر عالیقدر جمهوری اسلامی را در ارتباط با جهاددانشگاهی نام ببریم باید به این موارد اشاره کنیم 1- تدین و تقوا 2- انقلابی بودن به دور از وابستگی های حزبی 3- جلوگیری از دگردیسی  4- جذب و تربیت نیروهای مومن و انقلابی 5- حمایت از جریانها و عناصر انقلابی 6- حفظ روحیه جهادی 7- پرهیز از رفتاری که خوشایند دشمن است.

 چنانچه ارزیابی منصفانه ای هم اکنون از بسیاری از واحدهای جهاددانشگاهی در سطح کشور از جمله سازمان جهاددانشگاهی استان گیلان صورت پذیرد باید با کمال تاسف اعتراف کرد به هیچ عنوان نمره قابل قبولی نخواهیم داشت. و چه بسا با انتظارات رهبر عزیزمان فاصله بسیاری داریم. یعنی ارزشهای دینی و انقلابی و گفتمان استکبارستیزی و جهادی در حد بسیاری از جریانهای سیاسی و یا تشکیلات دولتی تنزل پیدا کرده است. تنها راه برای بازگشت به اهداف اساسی امام و انقلاب فرهنگی توجه به منویات آسیب شناسانه مقام ولایت است. در غیر این صورت به زودی این تشکیلات عریض و طویل که شبیه آن هم در کشورکم نیست در وزارت خانه ها و سازمانهای دیگر ادغام خواهدشد؛ طرحی که یک بار در دوره سازندگی آقای هاشمی همزمان با ادغام جهادسازندگی در وزارت کشاورزی پیگیری می شد و با مخالفت شخص رهبر فرزانه انقلاب  روبرو شد. و بعدها ایشان از جهاددانشگاهی به عنوان مولود مبارک و یکی از ستونهای انقلاب تعبیر کردند.

***

اما در خصوص انعکاس خبر این رویداد تاسف برانگیز در جامعه و رسانه ها باید گفت کار شایسته ای نبوده است. معتقدم مدتهاست بخشی از مردم و رسانه ها  به دنبال خبر های منفی و اصطلاحا زرد هستند که گاهی اثرات مخرب اقتصادی، اخلاقی، سیاسی و امنیتی در پی دارد. جریانات سیاسی به دنبال منافع خود و تخریب فضای سالم جامعه هستند تا بتوانند خواسته های خود را تحمیل کنند. در این حین گاهی اقتصاد، گاهی اخلاق، گاهی مذهب و گاهی سیاست آسیب می بیند. از حالا می توان پیش بینی کرد به سرعت اعتماد عمومی به افراد، دستگاهها و بنیادهای نظام سست می شود. حساسیت جامعه نسبت به ارزشهای دینی و باورهای انقلابی کم خواهد شد و در آینده در بزنگاهها نمی توان حضور منسجم و فراگیر مردم را به موقع انتظار داشت. اگر قرار شود به هر دلیل موثق و غیر موثق و یا شایعه شخصیت افراد آسیب ببیند بزودی دایره معتمدین نظام و انقلاب به قدری تنگ خواهد شد که دیگر جذب حداکثری و دفع حداقلی مورد انتظار مقام معظم رهبری نیز بی معنی خواهد شد. اما مهمترین آسیبی که از ناحیه پخش اخبار منفی و سیاه متوجه جامعه و انقلاب می شود عادی و طبیعی شدن آن است. وقتی قبح یک عمل زشت و سیاهی مانند جمع کردن پرچم آمریکا از زیر پای دانشجویان شکسته شود؛ قبل از آنکه مقابله با آن بتواند نتیجه خود را بگذارد احتمالا باید شاهد تکرار آن در جاهای دیگر باشیم. به همین دلیل است که در آموزه های دینی ما پخش کننده منکر،گناهی برابر یا بیشتر از عامل آن مرتکب می شود. با کمال تاسف فضای مجازی و رسانه ها امروز بیشترین آسیب را متوجه جامعه و باورهای دینی و ارزشهای انقلاب اسلامی می کنند و دستگاهی هم در عمل پیگیر این آسیب و خسارت سنگین نیست.

به قول سعدی :  بلبلا مژده بهار بیار       خبر بد به بوم باز گذار

باز هم تاکید می کنم برخلاف تصور بعضی ها اتفاقاٌ گاهی اهمیت موضوع و خط قرمز بودن باید باعث علنی نشدن آن شود. یعنی لزوما هر چه اهمیتش بیشتر هست نباید همگانی و در رأس اخبار رسانه ها قرار گیرد. در همین مورد هم باید دستگاههای امنیتی و قضایی به سرعت به وظیفه خود عمل می کردند و از جنجال رسانه ای خودداری می شد و حرمت نهاد انقلابی و علمی و اعضای آن حفظ می شد همانطور که رسانه ها باید موظف باشند تا حرمت نهاد مقدس روحانیت و سپاه پاسداران را رعایت کنند.

البته باید از همه عزیزانی که با شعور و احساس انقلابی و به عنوان یک وظیفه دینی نسبت به این رویداد عکس العمل به موقع و شایسته داشتند تقدیر کرد و خدا را سپاسگزار بود که جامعه انقلابی ما به خصوص جوانان و روحانیت متعهد همچنان پیشرو و گوش بزنگ با هوشیاری در حفظ و حراست از کیان انقلاب و اسلام آماده است.

***

   اما نکته آخر در خصوص واکنش مسئولین جهاددانشگاهی گیلان است که بایدگفت متاسفانه  این بزرگواران به جای محکوم کردن سریع و برخورد قاطع با مقصرین با اتلاف وقت و توجیهات غیرمنطقی به بی اعتمادی مردم نسبت به خودشان دامن زدند. امیدوارم تا دیر نشده با پوزش از محضر خانواده شهدا و امت حزب الله در آستانه سالروز  8 دی ماه بصیرت خود را نشان دهند و گیلانیان سرافراز را با پیروی از ولایت خوشنود سازند.

بسیج اساتید کشور

 پیک دانشجو

 

اربعین با قافله عاشقی

 

اربعین حسینی  خاطره تلخ و شیرین هر عاشقی است که با آگاهی از خویشتن خود و بزرگی مولایش قدم در راه رهایی روح می گذارد. راهی  از یک سو پر شور و نشاط  و از دگر سو پر از غم و حزن و اندوه .

سخن از اربعین سخن از جابر است و زیارت تن های بی سر در صحرای کربلا .

سخن از اربعین سخن از زینب است و قدخمیده از درد و رنج عاشورا ولی قامتی افراشته در همیشه تاریخ در مقابل ابن زیادها یزیدیان ستمگر.

سخن از اربعین سخن از اسارت خاندان آزاده ای است که زنجیر بندگی از پای همة دربندهای عالم گسستند .

سخن از اربعین سخن از پستی و رذالتی مسلمان نماهایی است که دین و شرف خود را به متاع چند روز زندگی خفت بار ترجیح دادند.

سخن از اربعین سخن از پیروزی خون بر شمشیر و جاودانه شدن مکتبی است که دشمنان متحجر و عهدشکنش می خواستند در یک نیمه روز طومار آن را در هم بپیچند.

سخن از اربعین سخن از سقوط انسان هایی است که پرتگاه پلشتی و دنیاطلبی را به صعود از فرش به عرش و کمال و لقاء الهی  ترجیح دادند.

این است که سقوط انسان های جاهل موجب درد و غم و حزن است و آن صعود مردان عارف و اولیای خدا همه شور و نشاط و سرور و حماسه و عشق .

این است که هر زائر اربعین در بیم و امید سقوط و صعود به دنبال رهایی از همه آنچه که او را به زمین بسته است به پرواز می اندیشد و شهادت پروازی است که تقدیر هرکس نیست باید حسینی شد و اربعین راه حسینی شدن است.

صدها هزار نفر عاشق پرواز ، به یاد آن یگانه پرواز عاشورایی بال در بال به تمرین جدا شدن از زمین و مافیها از نجف تا کربلا گام می زنند. نجف تا کربلا همان سعی صفا و مروه است . مانند عباس تا حسین. بین الحرمین مسیر عشقبازی است . وقتی عباس شدی و از همه چیزت گذشتی آنگاه می توانی به حسین برسی. چقدر بین دو حرم زیباست . دو لداده ، دو دلبر ، دو عاشق و معشوق . شور قافله عاشقی در بین الحرمین زیبا بود. یادش بخیر

بعضی به فتنه جویی روی آورده اند

 

سخنان اخیر یکی از نمایندگان حزب اعتدال شهرستان رشت در جلسه معرفی وزرای دولت در مجلس شورای اسلامی باعث تعجب و تاسف مردم انقلابی و ولایتمدار گیلان و ایران شد.

اگر چه در فضای پسابرجامی، عموم مردم به حرفهای خرق عادت که گاهی از سر سرخوردگی ، لجاجت و یا به منظور خلط موضوع طرح می شود عادت کرده اند ولی از آنجا که بعضی مواضع افراد استحاله شده، اثرات جدی بر ساحت سیاست و فرهنگ می گذارد و چه بسا موجب شکل گیری جریانها و حوادث تلخ و مصیبت باری برای کشور و امت اسلام شود؛ برخورد قاطع و جدی با آن ضرورت می یابد و حضور فراگیر نیروهای انقلابی با آن برای کنترل و هدایت آن اجتناب ناپذیر است.

در حالی که مقام معظم رهبری به تازگی با تدبیری ارزشمند در جلوگیری از دوقطبی شدن جامعه در آستانه انتخابات ریاست جمهوری،  فعالیت و مشارکت یکی از نامزدها را به مصلحت ندانستند. و تاکید بر انسجام و حفظ وحدت جامعه در مقابل دشمنان دارند، با کمال تاسف آقای جعفرزاده از جایگاه نمایندگی مجلس شورای اسلامی در شیپور اختلاف و ایجاد فتنه جدید می دمد. دوقطبی سازی جامعه در وضعیت فعلی نشان از عدم کفایت جریان حاکم دارد. ناتوانی در حل مشکلات اقتصادی و عدم توانایی در پاسخگویی به نیازهای مردم و همچنین روشدن وعده های پوچ، موجب شده است بعضی با به هم ریختن قاعده بازی به فتنه جویی روی بیاورند.

از آنجاکه استان گیلان بخصوص مردم شریف و انقلابی رشت در کورکردن چشم فتنه در سال 88 با حضور به موقع در راهپیمایی8  دی ماه ؛ نقش مهم و فراموش نشدنی داشته اند مقابله با این دهن کجی اهمیت بیشتری می یابد.

مردم ولایی و شریف ایران با حضور آگاهانه خود در سال 88 در دفاع از حریم نظام جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی به خوبی  اوج عزت و شکوه خود را به جهانیان نشان دادند و به فتنه گری  چند ماهه استکبار و بدخواهان منافق پایان دادند.

تاریخ فراموش نخواهد کرد وقتی خواص بی بصیرت خود را به تغافل زده بودند و جلبک دنیاطلبی و خودخواهی چشمانشان را بسته بود؛ ملت بزرگ ایران مردانه از خیام اباعبدالله و  نهضت حسینی امام خمینی ره دفاع کردند.

ولی امروز مدعیان اعتدال، قالیچه خود را به جهت باد و هوا سپرده اند!شاید فکر می­کنند برای تمتع و تلذذ بیشتر باید به مجیز گویی باطل بپردازند و همنوا با دشمنان این کشور و ملت که خواب پریشان می بینند صدای وا مظلوما سر دهند. ما اگر از بدخواهان و مفسدان انتظار اصلاح نداشته باشیم ولی دعا می­کنیم آنان که روزی بر سر سفرة اباعبدالله نشسته­اند و عزتشان را از این انقلاب دارند، شأن و منزلت خود را حفظ کنند.

به­طور قطع کشتی عظیم جمهوری اسلامی با هدایت ناخدای انقلاب، در میان طوفان سهمگین حوادث، همچنان به سلامت پیش خواهد رفت و آنان که ندانسته یا نخواسته خود را از آغوش امن این کشتی نجات­بخش به امواج سنگین دریا سپرده­اند، جز نیستی نباید نباید انتظاری داشته باشند. راه عزت و سلامت کشور، در حمایت عملی، از فرامین سکاندار انقلاب است. تنها ولایت فقیه می­تواند ملت بزرگ ایران را در پرتو عنایات حضرت حجت، به سرمنزل تمدن نوین اسلامی برساند. بی­شک هر سخنی که به تفرقه و مقابله با تمهیدات و تأکیدات رهبر معظم انقلاب باز شود، زبان شیطان خواهد بود و تاریخ چهار دهة انقلاب، ثابت می­کند ملت ایران این توانایی را دارد زبان شیطان را قطع کند و دشمن را در دست­یابی به خواستهای پلید خود ناکام بگذارد.

اربعین سفر عشق

پیاده روی اربعین سفر عشق است.  سفر من الخلق الي الحق. هیچکس بی دعوت نیامده است گذرنامه ها از قبل امضا شده؛ هزینه سفرت را نیز خودشان برایت چند برابر بیشتر حساب کرده اند.

اگر چه تنها  قطره ای؛ ولی در اقیانوس بیکران دلدادگان عاشق به قدرت حق لایتناهی هستی. سبکبار و رها؛ از تعلقات از منیت ها و از رنگ و نژاد. همه با هم از هر زبان و ملت. دلها یکی است، راه یکی است، معشوق یکی است، عشق یکی است.

مسافر اربعین نه با پا که  با دل و جان رهسپار می شود. حرکتی از خود به خداست. از خودشناسی آغاز  می شود  و پایان آن تولدی دیگر است.

برای  سفر اربعین توشه ای از ایمان و معرفت کافیست تا به سرمنزل جانان برسی.

با اخلاص و صفا می توان سختی ها و کاستی های سفر را  هموار کرد. در این جا فقط معشوق را در آیینه دل و جان خواهی دید. آنقدر عطر اربعین زلالت می کند که جز به خوبی فکر نخواهی کرد. یاری به دیگران، از خودگذشتگی نه، از جان گذشتگی، اولین درسهای دانشگاه اربعین است. کودکان و معلولان و سالخوردگان همپای جوانان و زنان همپای مردان همه در مسابقه جهانی انسان شدن از هم سبقت می گیرند. اربعین میعادگاه کمالجویان است. آنها که پا از منجلاب نفس کشیده و بر تارک دنیا کوبیده اند. راهیان اربعین دستانشان از اموال ناپاک ، پاک و قلبشان به نور حق تابناک است.

با پای پیاده، گاهی با پای برهنه، با قلبی لبریز از عشق و حماسه به سوی معشوق، شتابان گاهی خرامان.

پیاده روی اربعین مسیری برای رفتن است نه ماندن، فرصتی برای شدن است نه بودن.

سینه ها مالامال از محبت، چشمها جوشان از اشک، گاهی لعن ، گاهی سلام. هم تولی هم تبری. درود و سلام بر شهیدان کربلا، لعن و نفرین بر قاتلان حسین.

لباس حج کنندگان اربعین به رنگ پوشش کعبه سیاه است و شوق و شعفشان بسیار. وصل نزدیک می شود اینجا دو بار سعی صفا و مروه دارند یکبار از نجف تا کربلا و یکبار از حرم علمدار تا حرم اباعبدالله ؛ هروله کنان ، شیون کنان برسر زنان …

قربانی حج کنندگان اربعین قبلا  پذیرفته شده است ۷۲ قربانی عاشق که تشنه لب خود به قتل گاه شتافتند.

اربعین حج فقراست، حج آنها که نه فقط شعار بلکه شعور دارند درد دین و عزت و شرف دارند. اربعین حج آزادگان است حج شاهدان، حج سلحشوران و مدافعان حرم است.

اربعین مانور بزرگ همه عدالتخواهان جهان و ظلم ستیزان عالم است، از هر دین و نژاد. اربعین فریاد سرخ منتظران ظهور است. پیاده روی اربعین، بزرگترین همایش جهانی برای پیاده سازی حکومت عدل الهی است.

به فتوی عقل و عشق حضور در این تنها، عرصهء قدرت آفرین شیعه نه یک مستحب موکد که یک واجب کفایی است.

کفایت اربعین با ظهور منجی است.

زیارت اربعین تجلی همه خوبی ها  و زیبایی ها در عصر غلبه زشتی های شیطان است. فداکاری، محبت، سخاوت.

این جا از برپا کنندگان فتنه و خوابگزاران و خوابزدگان  غرب زده خبری نیست. زیارت اربعین فقط جای عاشقان جانباز است نه برکنندگان خیام عاشورا.

در اربعین همه قابلیت ها و ظرفیتهای شیعه به جهانیان معرفی می شود. اربعین عرصه نمایش اقتدار و عظمت استعدادهای نهفته جهان اسلام است.

در راهپیمایی باشکوه اربعین خوانندگان عهد، و ندبه کنندگان جمعه با زائران عاشورا با قطره قطره خونشان میثاق می بندند.

در پیاده روی اربعین از یکسو جانها به خودشناسی و خودیابی می رسند و ظرفیتهای خاموش و پنهان خود را می یابند و از دیگر سو جهان با قابلیت های عظیم و شگرف امت اسلام آشنا می شود.

در نمایشگاه بزرگ اربعین جانها به اخلاص، صبر، اراده و ایمان واقعی دست می یابند و جهانیان به نیروی قدرت و وحدت امت اسلام پی خواهند برد.

زیارت اربعین رجعت به سوی فطرت الهی انسان است. زیارت زلال عشق در قربانگاه رذالت و شقاوت. زیارت عبودیت خالصانه انسان کامل در معبد خون و شهادت. 

قافله عاشقی  

روشن خبر 

سیب سرخی سر نیزه ست

 زود بیدار شدم تا سر ساعت برسم

 باید امروز به غوغای قیامت برسم

 من به "قد قامت" یاران نرسیدم، ای کاش

 لااقل رکعت آخر به جماعت برسم

 آه ،مادر! مگر از من چه گناهی سر زد

 که دعا کردی و گفتی به سلامت برسم؟

 طمع بوسه مدار از لبم ای چشمه که من

 نذر دارم لب تشنه به زیارت برسم

 سیب سرخی سر نیزه ست...دعا کن من نیز

  اینچنین کال نمانم به شهادت برسم

 

محمد مهدی سیار

اربعین سفر عشق

اربعین سفر عشق

 

پیاده روی اربعین سفر عشق است.  سفر من الخلق الي الحق.

هیچکس بی دعوت نیامده است گذرنامه ها از قبل امضا شده؛ هزینه سفرت را نیز خودشان برایت چند برابر بیشتر حساب کرده اند

اگر چه تنها  قطره ای؛ ولی در اقیانوس بیکران دلدادگان عاشق به قدرت حق لایتناهی هستی. سبکبار و رها؛ از تعلقات از منیت ها و از رنگ و نژاد. همه با هم از هر زبان و ملت. دلها یکی است، راه یکی است، معشوق یکی است، عشق یکی است.

مسافر اربعین نه با پا که  با دل و جان رهسپار می شود.

حرکتی از خود به خداست. از خودشناسی آغاز  می شود  و پایان آن تولدی دیگر است.

برای  سفر اربعین توشه ای از ایمان و معرفت کافیست تا به سرمنزل جانان برسی.

با اخلاص و صفا می توان سختی ها و کاستی های سفر را  هموار کرد. در این جا فقط معشوق را در آیینه دل و جان خواهی دید. آنقدر عطر اربعین زلالت می کند که جز به خوبی فکر نخواهی کرد. یاری به دیگران، از خودگذشتگی نه، از جان گذشتگی، اولین درسهای دانشگاه اربعین است. کودکان و معلولان و سالخوردگان همپای جوانان و زنان همپای مردان همه در مسابقه جهانی انسان شدن از هم سبقت می گیرند. اربعین میعادگاه کمالجویان است. آنها که پا از منجلاب نفس کشیده و بر تارک دنیا کوبیده اند. راهیان اربعین دستانشان از اموال ناپاک ، پاک و قلبشان به نور حق تابناک است.

با پای پیاده، گاهی با پای برهنه، با قلبی لبریز از عشق و حماسه به سوی معشوق، شتابان گاهی خرامان.

پیاده روی اربعین مسیری برای رفتن است نه ماندن، فرصتی برای شدن است نه بودن.

سینه ها مالامال از محبت، چشمها جوشان از اشک، گاهی لعن ، گاهی سلام. هم تولی هم تبری. درود و سلام بر شهیدان کربلا، لعن و نفرین بر قاتلان حسین.

لباس حج کنندگان اربعین به رنگ پوشش کعبه سیاه است و شوق و شعفشان بسیار. وصل نزدیک می شود اینجا دو بار سعی صفا و مروه دارند یکبار از نجف تا کربلا و یکبار از حرم علمدار تا حرم اباعبدالله ؛ هروله کنان ، شیون کنان برسر زنان ...

قربانی حج کنندگان اربعین قبلا  پذیرفته شده است 72 قربانی عاشق که تشنه لب خود به قتل گاه شتافتند.

اربعین حج فقراست، حج آنها که نه فقط شعار بلکه شعور دارند درد دین و عزت و شرف دارند. اربعین حج آزادگان است حج شاهدان، حج سلحشوران و مدافعان حرم است.

اربعین مانور بزرگ همه عدالتخواهان جهان و ظلم ستیزان عالم است، از هر دین و نژاد. اربعین فریاد سرخ منتظران ظهور است. پیاده روی اربعین، بزرگترین همایش جهانی برای پیاده سازی حکومت عدل الهی است.

به فتوی عقل و عشق حضور در این تنها، عرصهء قدرت آفرین شیعه نه یک مستحب موکد که یک واجب کفایی است.

کفایت اربعین با ظهور منجی است.

زیارت اربعین تجلی همه خوبی ها  و زیبایی ها در عصر غلبه زشتی های شیطان است. فداکاری، محبت، سخاوت.

این جا از برپا کنندگان فتنه و خوابگزاران و خوابزدگان  غرب زده خبری نیست. زیارت اربعین فقط جای عاشقان جانباز است نه برکنندگان خیام عاشورا.

در اربعین همه قابلیت ها و ظرفیتهای شیعه به جهانیان معرفی می شود. اربعین عرصه نمایش اقتدار و عظمت استعدادهای نهفته جهان اسلام است.

در راهپیمایی باشکوه اربعین خوانندگان عهد، و ندبه کنندگان جمعه با زائران عاشورا با قطره قطره خونشان میثاق می بندند.

در پیاده روی اربعین از یکسو جانها به خودشناسی و خودیابی می رسند و ظرفیتهای خاموش و پنهان خود را می یابند و از دیگر سو جهان با قابلیت های عظیم و شگرف امت اسلام آشنا می شود.

در نمایشگاه بزرگ اربعین جانها به اخلاص، صبر، اراده و ایمان واقعی دست می یابند و جهانیان به نیروی قدرت و وحدت امت اسلام پی خواهند برد.

زیارت اربعین رجعت به سوی فطرت الهی انسان است. زیارت زلال عشق در قربانگاه رذالت و شقاوت. زیارت عبودیت خالصانه انسان کامل در معبد خون و شهادت.

 

 

هر دو جریان سیاسی کشور نیاز به بازنگری و آسیب شناسی دارند

بعد از انتخابات دوره سوم مجلس شورای اسلامی بود که بتدریج انشقاق های سیاسی درون نظام شکل گرفت. از مجامع روحانی تا دانشگاهی و اجرایی به دو حزب بی نام تقسیم شدند.

اگر با مسامحه ریشه این جدایی را که در سالهای ۶۶ و ۶۷ به اوج خود رسید بررسی کنیم به بحث ادامه جنگ و پایان آن می رسیم. گروهی موسوم به نهضت آزادی که در آغاز جنگ نیز نقش سیاسی و اجرایی داشتند پس از برکناری از قدرت همسو با کشورهای مستکبر جهان بدون توجه به حقوق و منافع ملی دم از آتش بس و پایان جنگ می زدند. این گفتمان ” نه جنگ نه خسارت ” که مقابل گفتمان “هیهات ِمنّا الِذلّه” انقلاب اسلامی و امام بود بالاخره موفق شد جام زهر را به بنیانگذار جمهوری اسلامی به شیرینی بنوشاند.

پس از جنگ کارگزاران با نگاه به حاکمیت سرمایه داری غرب چنان فضایی دوگانه در جامعه بوجود آوردند که مردم راهی جز اصلاحات ندیدند. فضای دوگانه و تناقض نما با عملکرد مقلدانه از سبک زندگی غربی از یک سو رفاه طلبی، تجملگرایی و مصرفگرایی واز سوی دیگر تورم، تبعیض و بی عدالتی  را دامن زد.  در دوم خرداد ۷۶ شعارآزادی،گفتگو با غرب و توسعه سیاسی جریان اصلاح طلبی را ۸ سال بر کشور حاکم کرد. سلطه ای که بیشتر به یک رفرم اجتماعی و سیاسی شبیه بود. مخالفان و ضدانقلاب فرصت یافتند باردیگر پس از دوره جنگ و سازندگی، در نهادها و سازمانهای دولتی نفوذ کنند و با استفاده از رسانه های زنجیره ای داخلی و خارجی بر انقلاب بیآشوبند.  بسیاری از ارزشهای انقلابی جامعه بر باد رفت و تا مرز هتک مقام ولایت فقیه از جایگاه مهمترین رکن نظام اسلامی یعنی مجلس شورای اسلامی پیش رفتند. در این انتخاب هم مردم که با شعار آزادی و توسعه سیاسی فریفته شده بودند به خواست خود که عدالت و رفاه بیشتر بود نرسیدند.

اما در انتخابات ۸۴ مردم خسته از دو دوره پس ازجنگ، این بار به جریان مقابل گرویدند. شعارهای ارزشی و انقلابی و عدالتخواهانه منجر به پیروزی جریان اصیل و مردمی انقلاب شد. جریان اصولگرایی برای اولین بار توانست در ۴ سال اول با اقتدار گامهای مثبت و سازنده ای برای تحقق بسیاری از شعارهای خود بردارد. طرح کنترل مصرف سوخت، توزیع یارانه، سهام عدالت، رونق اقتصادی همراه با آزادی های مدنی، تثبیت ارزشها وجایگاه انقلاب اسلامی در منطقه و جهان، پیشرفت های علمی و شکوفایی با خلاقیت های دانشمندان جوان در عرصه های مختلف نظامی و هسته ای موقعیت ویژه ای به ایران بخشید. از این رو دشمن در انتخابات ۸۸ با برنامه ریزی همه جانبه تمام تلاش خود را بکار گرفت تا با دوقطبی سازی و استفاده از تشکلها و وابسته های سیاسی ضدانقلاب، انسجام و امنیت جامعه را هدف قرار دهد. فتنه شومی که با نقشه صهیونیست ها و به دست جریان های منافقین و ضد انقلاب و سلطنت طلب از یکسو و بی بصیرتان داخلی، حوادث تلخ و فراموش نشدنی را برای کشور رقم زد؛ دوستان را نگران و دشمنان را امیدوار کرد.

اگر چه فتنه انگیزان از خباثت خود با تدبیر رهبری و بصیرت مردم طرفی نبستند ولی تاثیر آن وقایع، در مسایل اقتصادی و سیاسی ایران و حتی منطقه گسترش یافت. تشدید بی سابقه و فراگیرتحریم های اقتصادی و آغاز جنگهای نیابتی در منطقه و صادرشدن قطعنامه های زنجیره ای سازمان ملل گوشه ای از عواقب آن فتنه شوم بود.

آن ۴ سال هم با فراز و فرودهای عجیب و غریب گذشت و مردم بار دیگر برای فرار از تشدید فشارها به جریان اعتدال رسیدند. جریانی که مدعی بود به هیچ یک از دو قطب سیاسی وابستگی ندارد و می خواهد با تعامل و مذاکره مشکلات و گرفتاریهای داخلی و خارجی را حل و فصل کند و کشور را از تحریم های ظالمانه نجات دهد و اعتبار را به گذرنامه ایرانیان بازگرداند.

جریان اعتدال با تمامی حمایتهای حکومتی و مردمی و بین المللی که از آن برای وصول به اهدافش شد با آن که امتیازات گسترده و خطرناک و غیر قابل جبرانی به دشمنان اعطاء کرد ولی در نهایت به هیچ یک از خواست های خود نرسید. جبهه اعتدال در عمل نشان داد که منش و راه این جریان جمع جبهه سازندگی و اصلاحات است که می خواهد با تعامل با دستگاههای حکومتی راه خود را پیش ببرد.

البته بعضی افراد با نفوذ سعی کردند از جریان اصولگرایی برای جبهه اعتدال رای جمع کنند ولی خود هم می دانند که این یک فریب و دروغ بزرگ است. هیچ سنخیتی بین ارزشهای این دو جبهه وجود ندارد. جبهه اعتدال جبهه اشرافیگری، تبعیض، بی عدالتی و از همه مهمتر تعامل با استکبار است. اعتدال که سرجمع سازندگی و اصلاح طلبی است در نهایت برای پیشبرد اهداف خود باید از خطوط قرمز بگذرد، ولایت فقیه را دور بزند و ارزشهای انقلاب اسلامی را به فراموشی بسپارد. این جبهه ظرفیت های لازم برای ایستادگی و مقاومت در برابر دشمن را از دست داده است. بیش از ۳ سال گذشت و به امید کدخدا تمام قابلیت ها و توانمندیهای ملت نادیده انگاشته شد. برای جلب رضایت مستکبرین بیشترین خفت و ذلت در طول تاریخ بعد از انقلاب اسلامی به کشور و ملت بزرگ ایران تحمیل شد و هیچ نتیجه ملموسی هم کسب نشد.

در عرصه فرهنگی وادادگی مسئولین، فریاد مراجع و علما را در آورده است. نفوذ دشمن در این حوزه بسیار آشکارتر و اثرات مخرب آن بسیار زیان بارتر از دیگر حوزه هاست. در بخش رسانه وکتاب، فضای مجازی و شبکه و بازیهای رایانه، سینما و هنرمندان، حجاب و عفاف سقوط آزاد صورت گرفته است و دولت به نام اعتدال با ولنگاری فرهنگی راههای نفوذ را برای دشمن باز گذاشته است. خاکریزهای ایمان و شرافت فرو ریخته است و هر دم احتمال تسلیم خودباختگان و مبهوتان جبهه خودی وجود دارد.

در عرصه اقتصادی افزایش رکود، بیکاری، قاچاق، مفاسد اقتصادی بالاخص در بانکها، فیش های نجومی و فرار نخبگان هیچ چشم انداز قابل دفاعی باقی نگذاشته است.

معتقدیم احزاب سیاسی و ملت ایران تا کنون بیش از آنکه به اهداف و برنامه ها توجه کنند به کاریزمای فرد و شخصیت نامزد توجه داشته اند. تبلیغات و مناظره تلویزیونی بیشتر از برنامه مورد توجه مخاطب قرار گرفته است. ولی اگر امیدوار باشیم که احزاب و ملت ایران این بار می خواهند عالمانه  مصالح خود و میهنشان را در نظر بگیرند و بعد رای دهند پس باید به الزامات آن نیز توجه داشت. از این روست که بر این باوریم هر دوجریان سیاسی  کشور برای برون رفت از بن بست کنونی نیاز به بازنگری و آسیب شناسی جدی دارند.

اینک در آستانه انتخاباتی دیگر، ملت ایران در آزمونی بزرگ وارد خواهد شد.

در اولین گام رهبر معظم انقلاب با تدبیری ژرف به منظور جلوگیری از دو قطبی سازی کاذب درجامعه با خیرخواهی حضور رئیس جمهور سابق را در انتخابات به مصلحت ندیدند و از یک هیاهو و غوغای بی ثمر پیشگیری کردند.

اما دوگام دیگر باقی مانده است، که باید یکی توسط جریانهای سیاسی و دیگری توسط مردم برداشته شود.

اما گام سیاسی جریانهای سیاسی:

جریانهای سیاسی برای اینکه بتوانند نقش خود را موثر و سرنوشت ساز ایفا کنند باید چند نکته را باور قلبی و برای عمل به آن برنامه مدون داشته باشند.

۱- قانون: در ظاهر، همه جریانهای سیاسی داخل نظام، مدعی قانونمداری واحترام به آن هستند؛ اما  تجربه نشان داده است که گاهاً وقتی منافع و مصالح ایجاب می کند حاضرند در مقابل قانون به هر عمل غیر منطقی دست بزنند. بدیهی است قانون نه قابل تفسیر و توجیه است و نه انفکاک پذیر. یعنی نه هیچ حزب و جریانی باید بخود اجازه بدهد بخشی از آن را بپذیرد و بخشی از آن را ملغی کند و نه بر اساس مصالح و خواست خود باید آن را توجیه کند. اگر تمام جریان های سیاسی خود را ملزم بی چون و چرا به اطاعت از قانون بدانند هم بلوغ خود را نشان داده اند و هم گفتمان قانونگرایی را که لازمه جامعه مدنی و دینی است ترویج کرده اند و هم از خسارتهای زیان بار پیشگیری خواهند کرد.

۲- برنامه: جریان های سیاسی اگر مایلند پس از ۴ دهه یک رقابت سالم و مفید را ساماندهی کنند و برای توسعه مردم سالاری درکشور نقشی شایسته ایفا نمایند باید در چارچوب قانون اساسی و قوانین مجلس شورای اسلامی و وضعیت و مصالح ملت در همه حوزه های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی برنامه مدون و قابل اجرا  ارایه کنند. برنامه های توهمی و تخیلی که هیچگونه تدبیر اجرایی و عملیاتی برای آن اندیشیده نشده است و فقط مردم را به سراب هدایت می کند نوعی کلاهبرداری و خیانت محسوب می شود. برای عملیاتی کردن برنامه احزاب، مردم باید بدانند به طور دقیق تیم اجرایی دولت در پایتخت و استان ها چه کسانی هستند؟ اتاق فکر و دولت در سایه ی جریانها چه کسانی هستند؟

ولایت: از عناصر تعیین کننده در موفقیت دولت ها، اعتقاد عملی و الزام کامل به ولایت است. جریان هایی که ولایت فقیه را در حد شعار و برای موجه نشان دادن خود و کسب آرای بیشتر می خواهند و تا جایی سمعاً و طاعتاً می گویند که مطابق میلشان باشد هیچ تفاوتی با مخالفین و معاندین که در جهت تضعیف آن گام برمی دارند ندارند چه بسا خطرشان بیشتر است چرا که در بزنگاه با سرکشی و لجاجت ضربه ای غیر قابل جبران بر حاکمیت و و وحدت ملی وارد می کنند. متأسفانه تجربه نشان داده است بعضی از مدعیان ولایتمداری در آزمون ها کمتر به آنچه گفته اند پایبند بوده اند.

گام سیاسی مردم در انتخابات:

شناخت: جریان های سیاسی باید عملکرد و اهدافشان، دقیقا واکاوی و ارزیابی و سنجش شود. بدون شناخت کامل از گذشته تا حال احزاب و جریانهای سیاسی انتخاب شایسته ممکن نیست. انتخابات ریاست جمهوری از اصول است و مانند انتخابات مجلس اسلامی و شوراهای شهر و روستا نمی توان فقط بر اساس گفته افرادِ به ظاهر صاحب صلاحیت استناد کرد. تقلید سزاوار نیست بلکه باید ایمان پیدا کرد. ایمان به ولایت پذیری، استکبارستیزی، مدیریت جهادی و کارآمدی فرد منتخب. در صورتی که ائتلاف فراگیر جریان ارزشی و انقلابی کشور به جمع بندی برسد و نامزد خود را معرفی کند ملت شریف ایران این بار با لفاظی ها و زبان بازی ها به دام نخواهد افتاد.

وحدت: حفظ وحدت و انسجام و آرامش و جلوگیری از هرگونه اختلاف و تشتت در هرشرایط (وضعیت) دشمن را ناامید می کند و از بروز هرگونه فتنه جدید پیشگیری می کند.

روشن خبر

غزلی از شمس مغربی

پس ار بینی دراین دیوان اشعار

خرابات و خراباتی و خمار

بت و زنار و تسبیح و چلیپا

مغ و ترسا و گبر و دیر و مینا

گل و گلزار و سرو باغ و لاله

حدیث شبنم وبارا ن و ژااله

خط و خال و قد و بالا و ابرو

عذار و عارض و رخسار و گیسو

مشو زنهار از آن گفتار در تاب

برو مقصود از آن گفتار دریاب

مپیچ اندر سر و پای عبارت

اگر بینی زارباب اشارت

نظر را نغز کن تا نغز بینی

گذر از پوست کن تا مغزبینی

 

ادامه نوشته

نگاهی به درونمایه های آثار دکتر علی شریعتی

به گزارش روشن خبر، دکتر سید احمد ذبیحی ، استادیار جهاد دانشگاهی استان گیلان، در یادداشتی به حقیقت پیام دکتر علی شریعتی پرداخته است، که در ذیل می خوانید؛

 

سخن از حقیقت پیام شهید دکتر علی شریعتی در این زمان که دو گروه متعصبانه او را حجاب شناخت و آشنایی نسل جوان شده اند سخت ضروری می نماید. گروهی متحجرانه و جاهلانه بر طبل کج فهمی خود می زنند و آفتاب آشکار را منکر می شوند به جای توجه به نیمه پر لیوان که در این قحطی معرفت، غنیمتی است به بخش خالی اشاره می کنند و چشم خود را بر راهزنان نور بسته اند که چگونه با انواع حیل و بهره گیری از وسایل روز جوانان پاک روشن ضمیر این مرز و بوم را نشانه رفته اند و چگونه هر سپیده با غروب تلخ افق های روحانی وجود تعدادی از آنان، زندگی بر کام هر انسان دلسوزی سخت می شود و گروهی دیگر مزوّرانه و ناجوانمردانه از دکتر و آثار او به عنوان خاکریزی برای هجوم و حمله به مذهب و اعتقادات جوانان بهره می برند.

اینان که چیزی جز ترجمه و اقتباس از نظریه پردازان غرب ندارند و از دیگر سو به دلایلی که شرحش در مقالی دیگر باید گفت از استحکام و ثبات در جهان بینی و عقاید دینی خویش بی بهره اند و به هرهری مذهبی گرفتار شده اند؛ ظلمی مضاعف را در حق دکتر روا داشته اند. اینان بدون درک مقتضیات زمان و مکان به طرح مسایل سیاسی دامن می زنند که جز تفرقه و گل آلود کردن آب برای ماهی گرفتن بیگانگان حاصلی ندارد.

بی شک مصیبت بزرگ عصر ما عدم شناخت و بینش است. البته معنی شناخت و بینش خبر داشتن نیست. طبیعی است در عصر تکنولوژی و ارتباطات، جامعه جهانی بی خبر از وقایع و حوادث پیرامون خود نیست. ولی ما غالباً شناختی جامع و سازنده که منبعث از جهان بینی باشد نداریم. در دیدگاه دکتر شریعتی بدون آگاهی و شناخت صحیح، دوست و دشمن تفاوتی ندارند.

دکتر معتقد است فلسفه، تکنیک، عرفان، ادبیات، تمدن و فرهنگ جامعه را نمی سازند چرا که اینها فقط گلها و گیاهانی هستند که در جامعه ی مساعد می رویند. در حالی که ایدئولوژی یا همان خودآگاهی انسانی است که جامعه را می سازد و از این رو باید گفت چه بسا افرادی که در لباس دوست به دلیل عدم شناخت و بینش به آرمانها و ارزشهای مطلوب و مورد نظر علی شریعتی ضربه وارد می کنند.

با مقدمه ای که گذشت به بررسی بسیار اجمالی موارد مهم در آثار دکتر می پردازیم.

دکتر شریعتی پس از تبیین جهان بینی توحیدی و تاکید بر لا یتجزی بودن انسان از حقیقت هستی به سه مسئله به طور ویژه نظر دارد.

اول؛ جامعه شناسی: دکتر هیچ یک از مکاتب جامعه شناسی آن روز اعم از سرمایه داری یا مارکسیستی – دموکراتیک یا غیر دموکراتیک را به رسمیت نمی شناسد. از نظر وی جامعه براساس تعلیمات دینی و قرآن به دو جامعه مبتنی بر توحید و شرک تقسیم می شود که هر کدام ویژگی های مخصوص به خود را داراست، یعنی جامعه یا موحد است یا مشرک، حاکم آن طالوت است یا جالوت، موسی است یا فرعون، مردم آن در بندند و اسیر یا آزادند و شریف.

دوم؛ انسان شناسی: در این مورد نیز دکتر براساس آموزه های دینی معتقد است که انسان از دو بخش خاک پست و روح الهی تشکیل شده است. انسان با این روح الهی رو به رشد و تعالی در حرکت است، ایستا نیست و هر لحظه به سوی شدن پیش می رود. در مبحث انسان شناسی دکتر به جای تحلیل و ثبت آداب و رسوم و هنجارهای گوناگون و تاکید بر اومانیسم  یا انسان محوری به کیفیت دگرگونی و شدن در انسان توجه دارد.

سوم؛ فلسفه تاریخ: که آن نیز براساس قرآن تفسیر و شرح می شود. دکتر معتقد است که فلسفه روح تاریخ، تضاد دائمی بین نیروهای خیر و شر است.  درگیری و ستیز همیشگی توحید و شرک، حق و باطل…

دکتر با تشریح داستان هابیل و قابیل، مبارزه ی آن دو را سمبل نبرد  همیشه ی تاریخ بین انسان ها با جهان بینی های متفاوت می داند. از این روست که وی حد وسطی برای انسان قایل نیست، یا در جبهه ی شرک است یا توحید، یا خاک پست است یا روح متعالی، یا قابیل است یا هابیل. ممکن نیست در جهت تعالی روح حرکت کند ولی خدایان زر و زور و تزویر را بستاید.

ممکن نیست شهادت هابیل را ارج بگذارد ولی لب بر خشونت و ظلم و زور و بی عدالتی ببندد. امروز جبهه ی ظالمانه شرک و نفاق و منفعت طلبی در یک سو و جبهه ی مظلومانه توحید و صداقت و شهادت طلبی در مقابل قرار گرفته است. یا باید در جبهه ی حق قرار گرفت یا باطل.

اینک که دنیای باطل با همه ی سیاهی ها و شعارهای زیبا به جنگ با حق شتافته است، باید تصمیم گرفت در کدامین جبهه؟!…

دکترشریعتی فرهنگ را که منبعث از آگاهی و ایدئولوژی فرد است یک خصوصیت ذاتی و فردی و قومی و انسانی می داند که اگر از او بگیرند شیئی بیش نیست و تعریف منطقی اش این است:( وزن + قد ) و دیگر هیچ.

الیناسیون یا از خود بیگانگی مهمترین دشمن هویت برای انسانهاست. دکتر شریعتی برای همه انسانها توتمی قایل است که با توجه به درک و فهم، علایق و نیازهای روحی خود، برای پرستش و عشق ورزیدن انتخاب می کنند و توتم مورد پرستش وی قلم است. او می گوید قلم توتم من است. قلمم را به بیگانه نمی دهم. قلم زبان خداست ، قلم امانت آدم است، قلم ودیعه ی عشق است، هر کسی را توتمی است و قلم توتم من است.

دکتر شریعتی سه تن را که هر یک سمبل نوعی شیوه و مرام هستند به عنوان نمایندگان بخش هایی از جامعه اسلامی معرفی می کند. اول؛ ابو علی سینا که عالَم است و” رساله النفس” ارسطو را صد بار مطالعه کرده است و تسلیم زر و زور و تزویر است!!! دوم حلاج که عارف است، دنیا را مزبله می داند و فقرا را خوشبخت می پندارد. از نظر دکتر حلاج مرگ پاک را در راهی پوک اختیار کرده است!!! سوم ابوذر که دو بعد دارد، عابد است و مجاهد، هم اهل نماز است و هم اهل شمشیر، از یک سو در میدان نبرد و جهاد آماده به فرمان مولاست و از سوی دیگر سر به طاعت و بندگی خداوند دارد.

دکتر از این سه نماینده سومین را می ستاید و مسلمان واقعی را نه عالم و فقیه و روشنفکر و نه عارف و صوفی و زاهد می داند، بلکه او را که نماینده ی واقعی مکتب جهانی و حیات بخش اسلام است. مسلمان مجاهد و با ایمان است.

نکته آخر اینکه آنچه در بررسی مجموع دیدگاه ها و آثار دکتر علی شریعتی می توان بدان اشاره کرد انتزاعی بودن آن است. یعنی بیشتر ذهنی است تا عملی، اندیشه است تا راهکار، البته همین اندیشه در جریان انقلاب اسلامی موتور آگاهی بخش و بیداری نسل جوان به شمار می رفت. از این رو تلاش ها و مجاهدات عالمانه استاد مطهری در تکمیل و عملی کردن افکار دکتر سهم بسزایی داشت، آن جا که به عنوان مثال دکتر شریعتی فاطمه فاطمه است را می سراید، استاد مطهری نظام حقوق زن در اسلام را تبیین می کند.

ادامه نوشته

شناخت چهره های بزک شده دشمن از وظایف اساتید بسیجی است

 

دکتر سید احمد ذبیحی عضو هیئت علمی جهاددانشگاهی درخصوص سالروز شهادت دکتر مصطفی چمران به خبرنگار استادنیوز گفت: شاید از اولین سالهای انقلاب اسلامی تا امروز هیچ گاه نظام جمهوری اسلامی و ملت ایران به این اندازه از دشمنان آسیب ندیده و ضربه نخورده است. در این دوره اخیر، ما شاهد انواع خصومتها و ضربات سخت از دشمن در میدان جنگ نرم هستیم. در شرایطی که دشمن عرصه میدان جنگ سخت نیابتی را با گروه­های تکفیری در اطراف کشور ما گشوده است، که البته همان نیز نوعی جنگ نرم محسوب می شود، زیرا در عمل به اسلام­ستیزی و ایران­هراسی در سطح منطقه و جهان مبادرت می­کند. ولی در یک جنگ نرم داخلی به دنبال نفوذ و رخنه در ارکان استقلال و هویّت انقلاب اسلامی است.

 

وی ادامه داد: این­که امروز با کمال تأسف در بعضی عرصه­‌ها شاهد پیشروی دشمن هستیم و خیلی راحت، هم از پیشروی دست کشیده­ایم و هم از خاکریزهای خود عقب آمده­ایم به خاطر نفوذ و رخنه دشمن در جبهه خودی است. امروز دشمن، بیش از جنگ سخت هشت ساله، در این جنگ نرم به منافقین و چهره­های استحاله شده داخلی دل خوش کرده است. معرفی چهره­های بزک شده دشمن و شناخت و بصیرت­افزایی از وظایف اساتید بسیجی است.

 

عضو هیئت علمی جهاددانشگاهی تصریح کرد: افراد انقلابی دیروز و استحاله شده، امروز با کارکردهای مختلف در داخل نظام به دنبال خارج کردن نظام از ریل اصلی خودش هستند. گاهی فضای دو قطبی ایجاد می­کنند و گاهی با لفّاظی، گفتگو را جایگزین بازدارندگی نظامی می­کنند و گاهی به ارکان قانونی نظام ایراد وارد می­کنند و گاهی با ساختارشکنی و پاشیدن بذر یأس و ناامیدی در جامعه موجب رخوت و سستی در پیشرفت کشور می­شوند.

 

وی در ادامه اظهار داشت: سالروز شهادت دکتر مصطفی چمران، استاد طراز انقلاب اسلامی که در ابعاد مختلف و تعظیم است، به عنوان روز بسیج اساتید، مایه مباهات و افتخار است. بزرگداشت چنین روزی یادآوری و تذکر وظایف به اساتید و تعین برنامه­های آینده است.

 

ذبیحی افزود: اساتید بسیجی باید بر اوضاع رخوت و از هم­گسیختگی که بر اثر مدیریت منافقانه در بسیاری از سازمانها و دانشگاه­ها به وجود آمده است، فائق بیایند. امثال شهید بزرگوار دکتر مصطفی چمران که جمع ابعاد یک استاد بسیجی بوده­اند نباید استثنا بمانند. امروز همه باید تلاش کنیم منویّات مقام معظّم رهبری در ابعاد علمی، معنوی و انقلابی­گری را در ابتدا در خود و بعد در نسل جوان دانشجو که سازندگان جامعه اسلامی هستند متبلور سازیم.اساتید بسیجی، نیروی محرّکه دانشگاه هستند. انتظار مقام معظّم رهبری از ایشان به حرکت درآوردن بالهای پژوهش و اندیشه و معنویّت و اخلاق در دانشگاه است.

 

وی خاطرنشان کرد: دانشگاه اسلامی دانشگاهی است که با حفظ معنویّت و اخلاق، در مسیر رشد و پیشرفت و تعالی جامعه، برای زندگی بهتر تلاش می­کند. از این­رو استادان بسیجی و به تعبیر مقام معظّم رهبری، فرماندهان جنگ نرم باید با آمادگی کامل و دیدبانی دقیق از مواضع دشمن و نیازهای علمی و اقتصادی کشور از دستاوردهای نظام اسلامی مراقبت کنند. لذا حداقل باید دو اصل مهم مورد توجه قرار گیرد. اول اینکه بصیرت و آگاهی لازم نسبت به برنامه­ها و تحرّکات دشمن در دانشگاه­ها؛ و دوم حفظ قدرت انقلابی­گری و واکنش به موقع و جدّی در زمان­های لازم.

 

این مدرس دانشگاه اضافه کرد: رهبری معظم در مقام نظریّه‌­پرداز برای اولین بار، ایجاد تمدن نوین ایران اسلامی را بیان کردند. اساتید بسیجی وظیفه دارند برای این راهبرد ملی و دینی برنامه­ریزی کنند. از مقولات مهم دیگری که حضرت آقا مکرراً به آن پرداخته­اند و از جامعه دانشگاهی، بطور جدی مطالبه دارند، موضوع فرهنگ و اقتصاد مقاومتی است؛ یعنی همان دو منفذی که دشمن با شناسایی آن، برای ضربه به انقلاب اسلامی در تلاش است. امروز چشم اسفندیار انقلاب، فرهنگ و اقتصاد است. سبک زندگی جامعه اسلامی امروز به سرعت از فرهنگ علوی و مهدوی فاصله می­گیرد. شیطان بزرگ با استفاده از ماهواره، شبکه­های مجازی و بازیهای رایانه­ای، به صورت گسترده جنگ تمام عیاری را در میدان فرهنگ آغاز کرده است و اگر اساتید بسیجی امروز با علم و عمل در عرصه دانشگاه به آن نپردازند چه کسی و کجا باید به آن پرداخت.

 

وی عنوان کرد: منفذ دیگری که دشمن با گرای عوامل داخلی با قدرت به دنبال نفوذ و ضربه است اقتصاد نظام اسلامی است. رکود، بیکاری و وابستگی تک محصولی به نفت، علاوه بر صدمات مالی و توسعه­ای، به شدت استقلال و اقتدار کشور را تحت تأثیر قرار می­دهد.

 

این کارشناس در پایان تأکید کرد: تأکید مقام معظّم رهبری بر اقتصاد مقاومتی به دلیل اهمیّت مقابله با نفوذ موذیانه دشمن برای ضربه زدن به ارکان انقلاب و نظام است. از این رو مدیران اقتصادی دولت باید با هماهنگی و انسجام، ضمن اعتقاد واقعی به اقتصاد مقاومتی، به توانایی داخلی به خصوص قابلیّتهای دانشگاهیان اعتماد داشته باشند نه اینکه به وارد کردن مدیر از خارج فکر کنند. به همین دلیل است که معتقدیم دولت برای اجرای اقتصاد مقاومتی ابتدا نیاز به خانه تکانی جدی دارد که افرادی در تمام سطوح، علاوه بر تخصص و تجربه در حیطه شغلی و تعهد به اصول انقلاب و نظام، قابلیّتهای داخلی را باور داشته باشند و استقلال کشور را نه فقط یک شعار بلکه یک اصل اجتناب­ناپذیر بدانند.

منبع  استادنیوز