اصطلاحات عرفانی در ادبیات فارسی

 آن: لطیفه ای نهانی و غیر قابل درک و توصیف که به ذوق دریافت می شود ، اما قابل اظهار نیست .

 لطیفه ای است نهانی که عشق از آن خیزد   که نام آن نه لب لعل و خط زنگاری است .

 (دیوان حافظ ص 42)

 خواجه حافظ ، شاهد صاحب "آن" را شایسته ی دل بستن میداند :

 

شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد    بنده طلعت آن باش که" آنی "دارد

  و در جای دیگر می گوید :

اینکه می گویند آن خوشتر از حسن     یار ما این دارد و آن نیز هم

 

 

ادامه نوشته

تنها راه در برابر صداقت آمریکایی

 

 

درآمدی بر جامعه شناسی ادبیات

 «اجتماعیات در ادبیات» ایران به طور عمده به تلاش جامعه شناسان و نیز ادیبان علاقه مند به مسایل اجتماعی، در باره ی فهم عناصر اجتماعی در ادبیات ایران، و به ویژه شعر و متن های ادبی مربوط می شود. این درس از سال ۱۳۴۸ در دانشکده ی علوم اجتماعی دانشگاه تهران (و نخست توسط دکتر غلامحسین صدیقی) تدریس می شده است. دکتر روح الامینی معتقد است: «جامعه شناسی ادبیات، جامعه شناسی متن ادبی است اما پیدا كردن مسایل اجتماعی در آثار، «اجتماعیات در ادبیات» است. ما آن چنان محو ادبیات غرب شده ایم كه ادبیات كلاسیك خودمان را فراموش كرده ایم.» (روزنامه ایران، ۱ تیر ۱۳۸۱)

 

 نیاز به رمز ورود دارید

ادامه نوشته

سبکها و مکتبهای هنر نقاشی

1-كلاسيك: در این مکتب نقاش از طبیعت و اشیاء پیرامون خود الهام گرفته سعی دارد عینا اشیاء و مناظر را تجسم بخشند . در نقاشی کهن مضامین این سبک را بیشتر روایات و افسانه ها می داد و بیشتر نقاشان معروف تا قرن نوزده پیرو این مکتب بودند

 2-نئوكلاسيك : در سبک نئو کلاسیک یا کلاسیک جدید نقاشان ضمن توجه به اساتیر و حکایات قدیم از ترکیبات جدید رنگها استفاده استفاده کرده و نوعی سنگینی و خشونت القا می کنند .

3-رمانتيسم: مکتب رمانتیسم از قرن نوزده به بعد رواج یافت ، در این سبک توجه به احساسات وعواطف و خیالات بیشتر معطوف شده و هنرمند برای گریز از عوارض انقلاب صنعتی و ماشینیزم دنیایی خیالی یافته و آنرا به تصویر می کشد . ژریکو از بنیانگذاران این مکتب در فرانسه محسوب می شود .

4- رئاليسم: مکتب واقع گرا بوده و نقاشان پیرو این مکتب تلاش در نشان دادن حقایق حوادث موجود در اطراف خود داشتند .

5- ناتوراليسم : مکتب طبیعت گرا نامیده می شود وپیروان این مکتب طبیعت و محیط را مورد توجه قرار داده و اشیاء و پدیده ها را از نظر طبیعت گرایی تصویر کرده اند .

6- امیرسيونيسم : در این مکتب طبیعت و اشیاء و پدیده ها از نظر یک بیننده یا نظاره گری که بطور اجمالی نظری به طبیعت یا اشیاء انداخته نقاشی می شود .در این سبک به جزئیات توجه نمیشود بلکه کلیاتی از یک پدیده یا منظره ارائه می گردد .

7- نئو امپرسيونسيم : مکتب امپرسونیست جدید که با توجه به تجارت امپرسیونیستها در مورد رنگها با تجزیه و تحلیل عملی به ترکیب رنگها پرداخته و آثار خود را به وجود آورده اند .

8- سمبوليسم: در این مکتب نقاش پیام خود را با واسطه قرار دادن سمبلها و نشانه های خاص بیان می کند . سمبولیتها با کنایه و استعاره عقاید خود را به تصویر می کشند و معمولا در شرایطی که قادر به بیان صریح و روشن عقاید خود نیستند یا ترس و وحشتی در جامعه حکمفرماست نقاش برای بیان مقاصد خود به این سبک روسی رو می آورد و طبیعی است که افرادی قادر به درک پیام نقاش می باشند که به زبان سمبلها آشنا باشند و قادر به تجزیه و تحلیل ایثار باشند.

پاپ آرت : به هنر بصدي نيز معروف است . در اين سبك از خطاي يا صره براي القاي فضا و حجم استفاده مي شود در معني رسم هايي الف غير متعارف تابلو هاي نقاشي از اين سبك شناخته مي شود .

پاپ ارت به هنر عامه پسند اطلاق مي شود ، نقاش تصاوير و پديده ها را به صورتي كه با احساسات عوام و تلقي اكثريت مردم از پديده ها هماهنگي داشته باشد به تصوير كشيده مي شود .

آبستره: در اين سبك نقاشي از رنگ ها توام با اشياء استفاده مي شود هنرمند با تركيب اشياء بي ارزش و تركيب تصادفي آنها به تصويري دست مي يابد كه بيان كننده عوالم دروني هنرمند و عقايدش مي باشد .

دادائيسم : در اين مكتب واقعيت ها به صورت زشت و مهوع به تصوير كشيده مي شود . زشتي و كثافت توام با هول و وحشت مفاهيم اصلي اين مكتب را تشكيل مي دهد .

سور رئاليزم : به معني فراسوي حقيقت شناخته شده نقاشان و پيرو اين مكتب دست به خلقت آثاري مي زنند كه موضوع آنها هرگز وجود نداشته است يا هرگز ديده نشده است . القاء خوف و وحشت و هول اظطراب از پديده هاي رايج اين مكتب محسوب مي شود .

اكسپرسيونيسم : در اين مكتب هنرمند با استفاده از اصل تغيير و تصرف در طبيعت و تصوير طبيعتي ذهني مفاهيم مورد نظر خود را پياده مي كند . در سبك اكسپرسيونيسم اشياء‌ و طبيعت اندازه حقيقي را ندارد بلكه با بزرگنمايي يا كوچك كردن جزئي يا عضوي نقاش به بيان عقايد خود مي پردازد .

فوتوريسم : جنبش و حركت و تكاپو و سرعت وسيله نقاش براي بيان خواست ها و عقايدش مي باشد . تجسم حركت در پرده هاي نقاشي و جايگزيني اشياء به جاي موجودات و تصورات مكانيلي از فيزيولوژي انساني از خصائص بارز اين مكتب محسوب مي شود .

كوبيسم : در اين مكتب نقاشي اشياء را در بعدهاي جدا از هم تصور كرده و انها را با ابعاد گوناگون در يكجا به شكل دو بعدي به نمايش مي گذارد ، مثلا شما در يك نقاشي از يك انسان كه روي بوم به تصوير در آمده هم او را از روبرو و هم پهلو و هم پشت سر ملاحظه مي كنيد .

 موج سوم 

ادامه نوشته

رقیة بنت الحسین(س)


در سرزمین شام قبری وجود دارد که امروزه به نام مرقد رقیه معروف و مشهور است و گفته می شود این قبر مربوط به یکی از دختران امام حسین (ع) است. اما آیا قبر مربوط به رقیه هست؟ برخی از علما و دانشمندان متأخر بر صحت انتساب این دختر به امام حسین (ع) پای فشرده دلایل و مستنداتی را بر این ادعا اقامه کرده اند بر اساس این مستندات، رقیه یکی از دختران امام حسین (ع) و از مادری به نام شهربانو-دختر یزگرد ساسانی- متولد شد از این رو او خواهر تنی امام سجاد (ع)به شمار می رفت.

زندگی‌نامه حضرت رقیه (س) در شعاع نورانی انواری؛ همانند پدر، عمو، عمو زادگان بزرگوارش و …، تحت الشعاع قرار گرفته است؛ به همین علت در کتاب‌های تاریخی، به ندرت اسمی از دختری به نام رقیه که دختر خردسال امام حسین (ع) باشد، آمده است. اما در کلامی که از امام حسین (ع) نقل شده است، حضرت چنین می‌فرماید: «اَلا یا زِینَب، یا سُکَینَة! یا وَلَدی! مَن ذَا یَکُونُ لَکُم بَعدِی؟ اَلا یا رُقَیَّه وَ یا اُمِّ کُلثُومِ! اَنتم وَدِیعَةُ رَبِّی، اَلیَومَ قَد قَرَبَ الوَعدُ»؛ «ای زینب، ای سکینه! ای فرزندانم! چه کسی پس از من برای شما باقی می‏ ماند؟ ای رقیه و ای ام‏ کلثوم! شما امانت‏های پروردگارم در نزد من بودید، اکنون لحظه میعاد من فرارسیده است».
با توجه به سیاق کلام و مفاد آن، بعید نیست که منظور امام (ع) از رقیه، حضرت رقیه، دختر سه ساله ایشان باشد. از طرفی، قدیمی‌ترین منبعی که در آن از دختر سه یا چهار سالۀ امام حسین (ع) یاد شده است، کتاب "کامل بهایی" اثر عماد الدین طبری است.
یالثارات
نحوه جان سپردن رقیه(س) در خرابه شام

عماد الدین حسن بن علی طبری نیز در کتاب «کامل بهایی» که کار تألیف آن را در سال ۶۷۵ هجری به پایان رسانده است از خرابه شام و از وفات دختری چهار ساله از خاندان امام حسین (ع) بدون آنکه نامی از این دختر برده باشد، سخن به میان آورده است. او این مطلب را از کتاب «حاویه فی مثالب معاویه» اثر یکی از علمای اهل سنت به نام «قاسم بن محمد بن احمد مأمونی» نقل می کند. در این کتاب آمده: «در میان فرزندان امام حسین (ع)دختری چهار ساله وجود داشت که همراه کاروان اسرا به شام رفت. اهل بیت حسین (ع) در حال اسارت، از کودکانی که پدرشان در کربلا به شهادت رسیده بودند خبر شهادت پدر را پنهان می داشتند دخترکی چهارساله از حسین (ع) شبی از خواب بیدار شد و با گریه سراغ پدر را گرفت. اهل بیت نیز با او هم ناله شدند و صدای گریه شان به گوش یزید رسید. او از علّت این گریه پرسید. قصه را برایش گفتند. یزید دستور داد سر مقدّس امام حسین(ع) را برای آن دختر ببرند. هنگامی که سر مقدّس را در مقابل او قرار دادند، او که تازه متوجه شهادت پدر خود شده بود سر پدر را برداشت و بغل نمود و شروع به سخن گفتن با سر پدر کرد. او لبان خود را بر لبان پدر نهاد و به شدّت می گریست تا اینکه از شدت گریه بی هوش بر زمین افتاد. بانوان حرم کنار آن دختر آمدند؛ اما هنگامی که او را حرکت دادند دیدند که او از دنیا رفته است. اهل بیت(ع) با دیدن این واقعه به شدّت متأثر شده و ناله سر دادند. گویند در این روز تمام اهل دمشق نیز گریان بودند.»

ادامه نوشته

بازیگری

می دانید فرق ما که در صحنه زندگی نقش خودمان را بازی می کنیم با بازیگران فیلم که نقش خود را

بازی می کنند چیست ؟ ما فقط یک بار در این صحنه بیشتر بازی نمی کنیم بد یا خوب فبلممان را ضبط

می کنند و پس از مرگ به ما نشان خواهند داد اشتباه نکنید ما هم کارگردان های بسیار مجرب و

کارآزموده ای داریم انبیاء و اولیاء جزیی ترین بخشهای بازی را به ما آموخته اند تا چقدر قابلیت عمل به

 وظایفمان داشته باشیم اما بازیگران فیلم دو نقش دارند یک بار به اجرای داستان فیلم می پردازند و یک

بار در صحنه زندگی ایفای نقش می کنند بعضی از این بازیگران در نقش فیلم بسیار عالی ظاهر می

شوند ولی در بازی زندگی شکست خورده اند . بازی در صحنه زندگی بسیار مهمتر از بازی در فیلم

است .

 

پرچم و نماد

اسلام ستیزی به روش بی بی سی

می دانیم تصویر ُطرح شکل و رنگ تصویر نماد ارزشها و فرهنگ و دین ملتها و کشورهاست . و می دانیم گروه تکفیری و تروریست خشونت طلب  وهابی که به دنبال از هم پاشیدن وحدت امت اسلامی و سالها خدمت های خالصانه به صهیونیست ها و سرمایه داری غرب است با مدیریت و هدایت بریتانیا در عربستان شکل گرفته است . و می دانیم تمام جنایتها و آدم کشی ها در سوریه و افغانستان و عراق و لبنان که توسط این گروه جنایتکار وهابی انجام می شود با خواست و برنامه ریزی آمریکا و انگلیس و پول و ثروت رژیم دست نشانده وهابی آل سعود در عربستان است.

اما جالب است که روباه پیر با نشان دادن پرچم کشور عربستان سعودی به دنبال سیاست شیطانی اسلام ستیزی موضوع را تحریف می کند.

سایت خبری اینترنتی "بی بی سی " پرچم عربستان را به عنوان نماد اسلام - جنایت هایی که خود منشا و بانی آن هستند پای اسلام می گذارد .

شیطان صفتان وهابی با جنایت هایی که می آفرینند چهره رحمانی اسلام را در جهان سیاه کردند ولی انسانهای آزاده همه حقیقت را پی می برند .

 

به یاد غزلسرای عاشق  قیصر امین پور

 

 

 

گفتی: غزل بگو! چه بگویم؟ مجال کو؟

شیرین من، برای غزل شور و حال کو؟

 پر می‌زند دلم به هوای غزل، ولی

گیرم هوای پر زدنم هست، بال کو؟

 

گیرم به فال نیک بگیرم بهار را

چشم و دلی برای تماشا و فال کو؟

 

تقویم چارفصل دلم را ورق زدم

آن برگ‌های سبزِ سرآغاز سال کو؟

 رفتیم و پرسش دل ما بی‌جواب ماند

حال سؤال و حوصله‌‌ی قیل و قال کو؟

 

 
 

چرا عاقلان را نصیحت کنیم؟

                               بیایید از عشق صحبت کنیم

تمام عبادات ما عادت است

                               به بی‌عادتی کاش عادت کنیم

چه اشکال دارد پس از هر نماز

                               دو رکعت گلی را عبادت کنیم؟

به هنگام نیّت برای نماز

                               به آلاله‌ها قصد قربت کنیم

چه اشکال دارد که در هر قنوت

                               دمی بشنو از نی حکایت کنیم؟

چه اشکال دارد در آیینه‌ها

                               جمال خدا را زیارت کنیم؟

مگر موج دریا ز دریا جداست

                               چرا بر «یکی» حکم «کثرت» کنیم؟

پراکندگی حاصل کثرت است

                                بیایید تمرین وحدت کنیم

«وجود» تو چون عین «ماهیت» است

                                چرا باز بحث «اصالت» کنیم؟

اگر عشق خود علت اصلی است

                                چرا بحث «معلول» و «علت» کنیم؟

بیا جیب احساس و اندیشه را

                                 پر از نقل مهر و محبت کنیم

پر از گلشن راز، از عقل سرخ

                                 پر از کیمیای سعادت کنیم

بیایید تا عینِ عین القضات

                                 میان دل و دین قضاوت کنیم

اگر سنت اوست نوآوری

                                 نگاهی هم از نو به سنت کنیم

مگو کهنه شد رسم عهد الست

                                 بیایید تجدید بیعت کنیم

برادر چه شد رسم اخوانیه؟

                                 بیا یاد عهد اخوت کنیم

بگو قافیه سست یا نادرست

                                 همین بس که ما ساده صحبت کنیم

خدایا دلی آفتابی بده

                                  که از باغ گل‌ها حمایت کنیم

رعایت کن آن عاشقی را که گفت:

                                  «بیا عاشقی را رعایت کنیم»

 

قیصر امین پور

شعر را با صدای شاعر اینجا بشنوید

 

ادامه نوشته

اثرات سهل انگاری در خواندن نماز

حضرت زهرا (سلام الله علیها) میفرماید : از پدرم رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلّم) درباره مردان و زنانی که در نمازشان سستی و سهل انگاری مکنند، پرسیدم.آن حضرت فرمودند: هر زن و مردی که در امر نماز سستی و سهل انگاری داشته باشد، خداوند او را به پانزده بلا مبتلا می گرداند:

۱ خداوند برکت را از عمرش می گیرد.

 

2 خداوند برکت را از رزق و روزی اش می گیرد.

 

3 خداوند سیمای صالحین را از چهره اش محو می کند.

 

4 هر کاری که بکند بدون پاداش خواهد ماند.

 

5 دعایش مستجاب نخواهد شد.

 

6 برایش بهره ای از دعای صالحین نخواهد بود.

 

7 ذلیل خواهد مرد.

 

8 گرسنه جان خواهد داد.

 

9 تشنه کام خواهد مرد به طوری که اگر با همه نهرهای دنیا آبش دهند, تشنگی اش برطرف نخواهد شد.

 

10 خداوند، فرشته ای را برمی گزیند تا او را در قبرش نا آرام سازد.

 

11 قبرش را تنگ گرداند.

 

12 قبرش تاریک باشد.

 

13 خداوند فرشته ای را بر می گزیند تا او را به صورتش به زمین کشد. در حالی که خلایق به او بنگرند.

 

14 به سختی مورد محاسبه قرار گیرد.

 

15 و خداوند به او ننگرد و او را پاکیزه نگرداند و او را عذابی دردناک باشد.

 

(مسند فاطمه الزهراء، ص ۲۳۵).

غزل

همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی 

چه زیان ترا که من هم برسم به آرزویی

به کسی جمال خود را ننموده ای و بینم

همه جا به هر زبانی بود از تو  گفتگویی

همه خوشدل اینکه مطرب بزند به تار چنگی

من از آن خوشم که چنگی بزنم به تار مویی

چه شود که راه یابد سوی آب تشنه کامی

چه شود که کام جوید  زلب تو کام  جویی

شود اینکه از ترحم دمی ای سحاب رحمت

من خشک لب هم آخر زتو تر کنم گلویی

بشکست اگر دل من به فدای چشم مستت

سر خم می سلامت شکند  اگر سبویی

همه موسم تفرج به چمن روند وصحرا

 تو قدم به چشم من نه بنشین کنار جویی

فصیح الزمان شیرازی

 

با من بگو تا کیستی, مهری؟ بگو, ماهی؟ بگو

خوابی؟ خیالی؟ چیستی؟ اشکی؟ بگو، آهی؟ بگو

راندم چو از مهرت سخن گفتی بسوز و دم مزن

دیگر بگو از جان من, جانا چه می‌خواهی؟ بگو

گیرم نمی‌گیری دگر, زآشفته ی عشقت خبر

بر حال من گاهی نگر, با من سخن گاهی بگو

ای گل پی هر خس مرو, در خلوت هر کس مرو

گویی که دانم, پس مرو، گر آگه از راهی بگو

غمخوار دل ای مه نیی, از درد من آگه نیی

ولله نیی, بالله نیی, از دردم آگاهی بگو ؟

بر خلوت دل سرزده یک شب درآ ساغر زده

آخر نگویی سرزده, از من چه کوتاهی بگو؟

من عاشق تنهایی‌ام سرگشته شیدایی‌ام

دیوانه‌ای رسوایی‌ام, تو هرچه می‌خواهی بگو

مهرداد  اوستا

 

دوستان شرح پریشانی من گوش کنید

 داستان غم پنهانی من گوش کنید

 قصه بی سر و سامانی من گوش کنید

 گفت وگوی من و حیرانی من گوش کنید

 شرح این آتش جان سوز نگفتن تا کی

 سوختم سوختم این راز نهفتن تا کی

 روزگاری من و دل ساکن کویی بودیم

 ساکن کوی بت عربده‌جویی بودیم

 عقل و دین باخته، دیوانه‌ی رویی بودیم

 بسته‌ی سلسله‌ی سلسله مویی بودیم

 کس در آن سلسله غیر از من و دل بند نبود

 یک گرفتار از این جمله که هستند نبود

 نرگس غمزه زنش اینهمه بیمار نداشت

 سنبل پرشکنش هیچ گرفتار نداشت

 این همه مشتری و گرمی بازار نداشت

 یوسفی بود ولی هیچ خریدار نداشت

 اول آن کس که خریدار شدش من بودم

 باعث گرمی بازار شدش من بودم

 عشق من شد سبب خوبی و رعنایی او

 داد رسوایی من شهرت زیبایی او

 بسکه دادم همه جا شرح دلارایی او

 شهر پرگشت ز غوغای تماشایی او

 این زمان عاشق سرگشته فراوان دارد

 کی سر برگ من بی سر و سامان دارد

 چاره اینست و ندارم به از این رای دگر

 که دهم جای دگر دل به دل‌آرای دگر

 چشم خود فرش کنم زیر کف پای دگر

 بر کف پای دگر بوسه زنم جای دگر

 بعد از این رای من اینست و همین خواهد بود

 من بر این هستم و البته چنین خواهدبود

 پیش او یار نو و یار کهن هر دو یکی‌ست

 حرمت مدعی و حرمت من هردو یکی‌ست

 قول زاغ و غزل مرغ چمن هر دویکی‌ست

 نغمه‌ی بلبل و غوغای زغن هر دو یکی‌ست

 این ندانسته که قدر همه یکسان نبود

 زاغ را مرتبه مرغ خوش الحان نبود

 چون چنین است پی کار دگر باشم به

 چند روزی پی دلدار دگر باشم به

 عندلیب گل رخسار دگر باشم به

 مرغ خوش نغمه‌ی گلزار دگر باشم به

 نوگلی کو که شوم بلبل دستان سازش

 سازم از تازه جوانان چمن ممتازش

 آن که بر جانم از او دم به دم آزاری هست

 می‌توان یافت که بر دل ز منش یاری هست

 از من و بندگی من اگر اشعاری هست

 بفروشد که به هر گوشه خریداری هست

 به وفاداری من نیست در این شهر کسی

 بنده‌ای همچو مرا هست خریدار بسی

 مدتی در ره عشق تو دویدیم بس است

 راه سد بادیه‌ی درد بریدیم بس است

 قدم از راه طلب باز کشیدیم بس است

 اول و آخر این مرحله دیدیم بس است

 بعد از این ما و سرکوی دل‌آرای دگر

 با غزالی به غزلخوانی و غوغای دگر

 تو مپندار که مهر از دل محزون نرود

 آتش عشق به جان افتد و بیرون نرود

 وین محبت به سد افسانه و افسون نرود

 چه گمان غلط است این ، برود چون نرود

 چند کس از تو و یاران تو آزرده شود

دوزخ از سردی این طایفه افسرده شود

 ای پسر چند به کام دگرانت بینم

 سرخوش و مست ز جام دگرانت بینم

 مایه عیش مدام دگرانت بینم

 ساقی مجلس عام دگرانت بینم

 تو چه دانی که شدی یار چه بی باکی چند

 چه هوسها که ندارند هوسناکی چند

 یار این طایفه خانه برانداز مباش

 از تو حیف است به این طایفه دمساز مباش

 می‌شوی شهره به این فرقه هم‌آواز مباش

 غافل از لعب حریفان دغا باز مباش

 به که مشغول به این شغل نسازی خود را

 این نه کاری‌ست مبادا که ببازی خود را

 در کمین تو بسی عیب شماران هستند

 سینه پر درد ز تو کینه گذاران هستند

 داغ بر سینه ز تو سینه فکاران هستند

 غرض اینست که در قصد تو یاران هستند

 باش مردانه که ناگاه قفایی نخوری

 واقف کشتی خود باش که پایی نخوری

 گر چه از خاطر وحشی هوس روی تو رفت

 وز دلش آرزوی قامت دلجوی تو رفت

 شد دل‌آزرده و آزرده دل از کوی تو رفت

 با دل پر گله از ناخوشی خوی تو رفت

 حاش لله که وفای تو فراموش کند

 سخن مصلحت‌آمیز کسان گوش کند         وحشی بافقی

 

 

مهرخوبان دل و دین از همه بی پَـــروا برد

 رُخ شَــطرنج نبُرد آنــچه رخ زیبـــا برد

 تو مپندار که مجنون سر خود مجنون گشت

 از سَمَک تا به سُهایش کشش لیلی برد

 من به سرچشمه خورشید نه خود بردم راه

 ذرٌه یی بودم و مِهــــر تو مــرا بالا برد

 من خَس بی سر و پایم که به سیل افتادم

 او که می رفت مرا هـــم به دل دریا برد

 جام صَهبا ز کجا بود مگر دست که بود

 که درین بزم بگردید و دل شیـــدا برد؟

 خَمِ ابروی تو بود و کف مینوی تو بود

که به یک جلوه زمن نام و نشان یکجا برد

 خودت آموختِیَم مِهر و خودتِ سوختِیَم

 با برافروختــه رویی که قــرار از ما بــرد

همه یاران به سر راه تو بودیم ولی

 خـــم ابروت مــرا دید و زمن یغمـا برد

 همه دل باخته بودیم وهراسان که غمت

 همه را پشت سـر انداخت مرا تنـها برد  

علامه طباطبایی

 

 

ادامه نوشته

از حال ما آگاه نیست

زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نیست

در حقّ ما هر چه گوید جای هیچ اکراه نیست

در طریقت هر چه پیش سالک آید خیر اوست

بر صراط مستقیم ای دل کسی گمراه نیست

تا چه بازی رخ نماید بیدقی خواهیم راند

عرصه ی شطرنج رندان را مجال شاه نیست

چیست این سقف بلند ساده ی بسیارنقش

زین معمّا هیچ دانا در جهان آگاه نیست

این چه استغناست یا رب وین چه قادر حکمت است

کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست

صاحب دیوان ما گویی نمی‌داند حساب

کاندر این طغرا نشان حسبه لله نیست

هر که خواهد گو بیا و هر چه خواهد گو بگو

کبر و ناز و حاجب و دربان درین درگاه نیست

بر در میخانه رفتن کار یکرنگان بود

خودفروشان را به کوی می فروشان راه نیست

هر چه هست از قامت ناساز بی اندام ماست

ورنه تشریف تو بر بالای کس کوتاه نیست

بنده ی پیر خراباتم که لطفش دایم است

ورنه لطف شیخ و زاهد گاه هست و گاه نیست

حافظ ار بر صدر ننشیند ز عالی مشربی ست

عاشق دردی کش اندر بند مال و جاه نیست

 

 

ادامه نوشته

غزلی برای حجاج بیت الله الحرام

ای قوم به حج رفته کجایید کجایید                          معشوق همین جاست بیایید بیایید

معشوق تو همسایه و دیوار به دیوار                    در بادیه سرگشته شما در چه هوایید

گر صورت بیصورت معشوق ببینید                هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید

ده بار از آن راه بدان خانه برفتید                            یک بار از این خانه بر این بام برآیید

آن خانه لطیفست نشانهاش بگفتید                        از خواجه آن خانه نشانی بنمایید

یک دسته گل کو اگر آن باغ بدیدیت                      یک گوهر جان کو اگر از بحر خدایید

با این همه آن رنج شما گنج شما باد                افسوس که بر گنج شما پرده شمایید

 مولانا

 

دعای عرفه حضرت ابا عبدالله با ترجمه

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

اَلْحَمْدُ لله الَّذى لَيْسَ لِقَضآئِهِ دافِعٌ وَلا لِعَطائِهِ مانِعٌ وَلا كَصُنْعِهِ
سـتـايـش خـاص خـدايـى اسـت كـه نـيـسـت بـراى قضا و حكمش جلوگيرى و نه براى عطا و بخششش مانعى و نه مانند ساخته اش
صُنْعُ صانِعٍ وَهُوَ الْجَوادُ الْواسِعُ فَطَرَ اَجْناسَ الْبَدائِعِ واَتْقَنَ
ساخته هيچ سازنده اى و او است بخشنده وسعت ده كه آفريد انواع گوناگون پديده ها را
و

بِحِكْمَتِهِ الصَّنائِعَ لا تَخْفى عَلَيْهِ الطَّلايِـعُ وَلا تَضيعُ عِنْدَهُ الْوَدائِعُ
بـه حكمت خويش محكم ساخت مصنوعات را طلايه ها(ى عالم وجود) بر او مخفى نيست و امانتها در نزد او ضايع نشود
جازى كُلِّ صانِعٍ وَرائِشُ كُلِّ قانعٍ وَراحِمُ كُلِّ ضارِعٍ وَمُنْزِلُ
پـاداش دهـنـده عمل هر سازنده و سامان دهنده زندگى هر قناعت پيشه و مهربان
نسبت به هر نالان ، فروفرستنده
صوت دعا

ادامه نوشته

زنگ تفریح

ﻭﻗﺘﯽ ﺩﻟﺖ ﯾﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﮔﯿﺮ ﺑﺎﺷﻪ

 ﮐﻞ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ ﺭﻭ ﻧﺦ ﮐﺶ می کنه

 

دستم را گرفت و با خود برد

 همه هرچقدر هم تلاش کردند نتوانستند....

چه قدرتی!

چه عظمتی!

 

این روزها در خودم به دنبال یک کلیک راست میگردم

 تا از خودم یک copy بگیرم و کنار خودم paste کنم

 شاید از این تنهایی خلاص شدم

 

 افسران جوان

 

ادامه نوشته

دمی با حافظ

ساقی به نور باده برافروز جام ما
مطرب بگو که کار جهان شد به کام ما

ما در پیاله عکس رخ یار دیده‌ایم
ای بی‌خبر ز لذت شرب مدام ما

هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق
ثبت است بر جریده عالم دوام ما

چندان بود کرشمه و ناز سهی قدان
کاید به جلوه سرو صنوبرخرام ما

ای باد اگر به گلشن احباب بگذری
زنهار عرضه ده بر جانان پیام ما

گو نام ما ز یاد به عمدا چه می‌بری
خود آید آن که یاد نیاری ز نام ما

مستی به چشم شاهد دلبند ما خوش است
زان رو سپرده‌اند به مستی زمام ما

ترسم که صرفه‌ای نبرد روز بازخواست
نان حلال شیخ ز آب حرام ما

حافظ ز دیده دانه اشکی همی‌فشان
باشد که مرغ وصل کند قصد دام ما

دکتر حمیدرضا طیبی به عنوان رئیس جهاددانشگاهی انتخاب شد

جلسه هيات امنای جهاد دانشگاهی امروز بعدازظهر به منظور تعیین رئیس جدید این نهاد برگزار شد . 


 جلسه هيات امنای جهاد دانشگاهی امروز چهارشنبه 17 مهرماه با حضور مخبر دزفولی- دبير شورای عالی انقلاب فرهنگی، حجت الاسلام محمد محمديان- نماينده نهاد نمايندگی ولی فقيه در دانشگاه‌ها، سید حسن هاشمي- وزير بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، دکتر جعفر توفيقي- سرپرست وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و محمد باقر نوبخت- معاون راهبردی و برنامه‌ريزی رئيس جمهور برگزار شد.

 حمیدرضا طیبی، محمدحسین ایمانی‌خوشخو، علی منتظری ، علی‌اکبر شمسیان و محمدحسین یادگاری،از کانديداهای رياست آينده جهاد دانشگاهي بودند که در نهایت دکتر حمیدرضا طیبی به عنوان رئیس جهاد دانشگاهي انتخاب شد.

محمدحسین یادگاری رئیس فعلی جهاددانشگاهی از شهریورماه سال 89 به این سمت منصوب شده بود و پس از گذشت سه سال از ریاست وی بر این نهاد، شهریورماه امسال حکم یادگاری به پایان رسید. و  اکثریت جهادگران از مدیریت ایشان به شدت ناراضی بودند.

دکتر حمیدرضا طیبی پیش از این ریاست جهاددانشگاهی را نیز بر عهده داشته است.

این بهترین انتخاب شایسته را به همه جهادگران تبریک می گوییم  و برای دکتر طیبی که از جهادگران مخلص و با صفای جهاد است آرزوی توفیق و سربلندی داریم

مصاحبه دکتر طیبی پس از انتخاب به ریاست جهاددانشگاهی 

 

 

به یاد شهریار

شبی را با من ای ماه سحرخیزان سحر کردی

 سحر چون آفتاب از آشیان من سفر کردی

 هنوزم از شبستانِ وفا بوی عبیر آید

 که چون شمع عبیرآگین شبی با من سحر کردی

 صفا کردی و درویشی بمیرم خاک پایت را

 که شاهی محتشم بودی و با درویش سر کردی

 چو دو مرغ دلاویزی به ننگ هم شدیم افسوس

 همای من پریدی و مرا بی بال و پر کردی

 تو کز آبشخورِ نزهتگهِ افلاکیان بودی

 چرا بر مرغکی خاکی و زندانی گذر کردی

 مگر از گوشه ی چشمی دگر طرحی دگر ریزی

  که از آن یک نظر بنیاد من زیر و زبر کردی

 به یاد چشم تو انسم بود با لاله ی وحشی

 غزال من مرا سرگشته ی کوه و کمر کردی

 به گردش های چشم آسمانی از همان اول

 مرا در عشق از این آفاق گردی ها خبر کردی

 به پای بوته ها گریم به یاد بوسه ی مادر

 که از طفلی مرا آواره از ملک پدر کردی

 ز گرد کاروان گیرم سراغ محمل لیلی

 چو مجنونم به گرد کاروان ها پی سپر کردی

 چه آتشپاره ای بودی الا ای کیمیای دل

 که از برقی مسِ آلوده با زنگار زر کردی

 به شعر شهریار اکنون سر افشانند در آفاق

 چه خوش پیرانه سر ما را به شیدایی سمر کردی

 

بزرگداشت مولانا جلال الدین

ای خداوند یکی یار جفاکارش ده

دلبری عشوه ده سرکش خون خوارش ده

تا بداند که شب ما به چه سان می گذرد

غم عشقش ده و عشقش ده و بسیارش ده

چند روزی جهت تجربه بیمارش کن

با طبیبی دغلی پیشه سر و کارش ده

ببرش سوی بیابان و کن او را تشنه

یک سقایی حجری سینه سبکسارش ده

گمرهش کن که ره راست نداند سوی شهر

پس قلاوز کژ بیهده رفتارش ده

عالم از سرکشی آن مه سرگشته شدند

مدتی گردش این گنبد دوارش ده

کو صیادی که همی کرد دل ما را پار

زو ببر سنگ دلی و دل پیرارش ده

منکر پار شده ست او که مرا یاد نماند

ببر انکار از او و دم اقرارش ده

گفتم آخر به نشانی که به دربان گفتی

که فلانی چو بیاید بر ما بارش ده

گفت آمد که مرا خواجه ز بالا گیرد

رو بجو همچو خودی ابله و آچارش ده

بس کن ای ساقی و کس را چو رهی مست مکن

ور کنی مست بدین حد ره هموارش ده

 10 جمله رهبر معظم انقلاب اسلامی در باره دفاع مقدس

  * جنگ به وسیله‌ مردم اداره شد. هم ارتش و هم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و هم نیروهای گوناگون، متکی به مردم بودند؛ به ایمان مردم، به عشق مردم، به صفای مردم. ۱۳۹۰/۰۷/۲۰
ادامه نوشته

نمونه سوالات مصاحبه از رزمندگان

نمونه سوالات مصاحبه از رزمندگان اسلام

۱- لطفا خودتان را بطور کامل معرفی کنید.(نام ونام خانوادگی ،نام پدر،مادر،تعداداعضای خانواده،محل دقیق تولد،تاریخ تولد،شغل پدر،شغل ومحل کار خودتان و شماره تلفن)

 

 

 

ادامه نوشته

السلام علیک یا امام رضا

حضرت رضا علیه السلام  در حدیث سلسلة الذهب  فرمودند: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ حِصْنِی فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِی أَمِنَ عَذَابِی قَالَ فَلَمَّا مَرَّتِ الرَّاحِلَةُ نَادَانَا بِشُرُوطِهَا وَ أَنَا مِنْ شُرُوطِهَا؛ کلمه «لا اله الا الله» قلعه من است، پس هر که در آن قلعه وارد شود، از عذاب من در امان است، و چون کجاوه به راه افتاد، حضرت با صداى بلند فرمود: به شروط کلمه «لا اله الا الله»، و من از شروط آن هستم‏».

امام هشتم می فرمایند:

"دوست هر کس عقل اوست و دشمن هر کس جهل و نادانی و حماقت است."

"علم و دانش همانند گنجی می‌ماند که کلید آن سؤال است، پس بپرسید. خداوند شما را رحمت کند زیرا در این امر چهار طایفه دارای اجر می‌باشند: 1- سؤال کننده 2- آموزنده 3- شنونده 4- پاسخ دهنده."

"مهرورزی و دوستی با مردم نصف عقل است."

"چیزی نیست که چشمانت آنرا بنگرد مگر آنکه در آن پند و اندرزی است."

"نظافت و پاکیزگی از اخلاق پیامبران است."

"فروتنی آن است که به مردم چیزی را عطا کنی که دوست‌داری به تو عطا شود."

 

چهل حديث نوراني از امام محمد باقر (ع)

1- چه بسا شخص حريص بر امري از امور دنيا ، که بدان دست يافته و باعث نافرجامي و بدبختي او گرديده است ، و چه بسا کسي که براي امري از امور آخرت کراهت داشته و بدان رسيده ، ولي به وسيله آن سعادتمند گرديده است .

بحارالانوار ، دار احياء الترا العربي ، ج 75، ص (166)

 

 2- تو را به پنج چيز سفارش مي کنم : اگر مورد ستم واقع شدي ستم مکن ، اگر به تو خيانت کردند خيانت مکن ، اگر تکذيبت کردند خشمگين مشو ، اگر مدحت کنند شاد مشو ، و اگر نکوهشت کنند ، بيتابي مکن .

بحارالانوار ، دار احياء الترا العربي ، ج 75، ص (167)

 

 

 

 

ادامه نوشته

اسماعیل یکتایی لنگرودی

اسماعیل یکتایی لنگرودی شاعر آزاده و جانبازی است که واژه‌های عشق و حوالی آن را با پنج حس خود لمس کرده است. نوشتن و سرودن، دو واژه‌ای است که او با آن‌ها زندگی می‌کند.

سختی‌های شیرینی که او در دوران اسارت کشیده است، شعرهایی که در آن دوران می‌سروده و به آزادگان همرزم خود در اردوگاه می‌داده تا حفظ کنند، شروع طوفانی شاعر شدنش تلقی می‌شود.

از این نویسنده و شاعر انقلاب اسلامی تا به حال کتاب‌هایی با حال و هوای دفاع مقدس و مضامینی از این دست منتشر شده است. خاطرات او از روزهای دفاع ‌مقدس نیز به همت حوزه هنری استان گیلان منتشر خواهد شد. البته وی پیش از این، خاطرات خود از روزهای اسارت و جنگ را در تعدادی از آثار با عناوین «بازداشتگاه تکریت 11»، «عطر گل محمدی»، «زندگی ممنوع»، «پرستوهای مهاجر»، «خنده در اسارت» ،« تشنه شبنم» و «در اسارت یانکی‌ها» منتشر کرده بود.

 

گم شده ام در شب یلدائی ات

در نفس سبز مسیحائی ات

محو تماشای نگاه توام 

آه از آن دیده دریایی ات

باز نشانده است دلم را به موج

شرجی چشمان اهورایی ات

چشم غزال دل بیچاره ام

گم شده در ساغر مینایی ات

آتش پنهان دلم شعله زد

بر خم آن طره ی یلدایی ات

فارس

فراخوان مقاله

موضوعات و محور مقالات

  • ۱-۱ )مدیریت و فرماندهی دفاع مقدس
  • ۱-۲)تحلیل عملیات های دفاع مقدس
  • ۱-۳)سیستم آماد و پشتیبانی در دفاع مقدس
  • ۱-۴)سیستم های اطلاعاتی و دفاع مقدس
  • ۱-۵)مدیریت منابع انسانی و دفاع مقدس
  • ۱-۶)غیره

 2 )ابعاد فرهنگی دفاع مقدس

  • ۲-۱)تبلیغات و دفاع مقدس
  • ۲-۲)جنگ روانی
  • ۲-۳)ترویج فرهنگ دفاع
  • ۲-۴)دفاع مقدس و آموزه های دینی
  • ۲-۵)غیره

 3)ابعاد سیاسی

  • ۳-۱)بیداری اسلامی و دفاع مقدس
  • ۳-۲)احزاب و جریان های سیاسی در دفاع مقدس
  • ۳-۳)تحولات بین المللی و دفاع مقدس
  • ۳-۴)مطالعات موردی نقض حقوق بین الملل در دفاع مقدس
  • ۳-۵)مسئولیت های حقوقی کشور های حامی عراق در جنگ
  • ۳-۶)غیره

 4)ابعاد اجتماعی و دفاع مقدس

  • ۴-۱)پدیده مهاجرت و دفاع مقدس
  • ۴-۲)سرمایه اجتماعی و دفاع مقدس
  • ۴-۳)نسل جوان و دفاع مقدس
  • ۴-۴)هویت های طبقاتی ، قومی ، مذهبی و دفاع مقدس
  • ۴-۵)تاثیر دفاع مقدس در ارزش ها و هنجار های اجتماعی
  • ۴-۶)غیره

 5) ابعاد در حوزه اقتصاد

  • ۵-۱)اقتصاد مقاومت و دفاع مقدس
  • ۵-۲)نفت و دفاع مقدس
  • ۵-۳)دفاع مقدس و متغیر های اقتصادی
  • ۵-۴)تحریم و دفاع مقدس
  • ۵-۵)انگیزه و مدیریت اقتصادی دفاع مقدس
  • ۵-۶)غیره

 محور ها و موضوعات خاص پژوهشگران شاغل و بازنشسته

۶)منزلت بازنشستگان

  • ۶-۱)اقتصادی
  • ۶-۲)اجتماعی
  • ۶-۳)غیره

 7)توانمند سازی بازنشستگان

  • ۷-۱)اقتصادی
  • ۷-۲)اجتماعی و فرهنگی
  • ۷-۳)توان بخشی
  • ۷-۴)غیره

 کلیک کنید     قلم حماسه ساز

خبر هم اندیشی

نشست هم‌اندیشی روسا، معاونان و مدیران آموزشی دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی گیلان عصر دوشنبه از طرف بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس با همکاری دانشگاه آزاد اسلامی واحد رشت در سالن کنفرانس این دانشگاه برگزار شد، موضوع ارائه درس دفاع مقدس در دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی مورد بررسی قرار گرفت.

کتاب دانستنی‌های دفاع مقدس نوشته دکتر سید احمد ذبیحی از استادان درس دفاع مقدس که به تازگی مجوز انتشار گرفته نیز در این جلسه معرفی شد.

خبرگزاری فارس 

مردم آزادیخواه جهان چه می پرسند؟

این روزها مردم آزادیخواه جهان چه سوال می کنند؟

 

1.       آغازگر درگیری ها در سوریه چه کسانی بودند ؟ کدام گروهها و کشورها دخالت داشتند؟

 

2.       چه سود و منفعتی از جنایات و کشتار مردم بی گناه عاید دولتها و تروریستها شده است؟

 

3.       نقش همسایگان و دولتهای عرب و همسایگان و آمریکا و صهیونیستها به ترتیب در این خونریزی و جنایات چه بوده است ؟

 

4.       اهداف راهبردی در آشوب و ایجاد جنگ و خونریزی در منطقه خاورمیانه چیست؟

 

5.       چرا سالهاست (از 11 سپتامبرسال 2001) هر جنگی و جنایت و خونریزی به نام اسلام و مسلمین و با شعار الله اکبر رخ می دهد؟

 

6.       دولتهای دست نشانده و مستعمره عرب مانند عربستان چه نقشی در این مصایب دارند؟

 

7.       چرا بیداری اسلامی در منطقه خاورمیانه موجب از بین رفت حکومتهای دست نشانده و خودفروخته نشد؟

 

8.       آیا جنس درگیری ها در سوریه از نوع بیداری اسلامی و انقلاب است؟

 

9.       چرا کشورهای مرتجع و استکباری منطقه و ابرقدرت سلطه گر غرب به صورت مستقیم در سوریه نقش آفرینی می کند؟

 

10.    تضعیف و فروپاشی دولت سوریه چه نقشی در پایگاه مقاومت اسلامی فلسطین و حزب الله لبنان و جهاداسلامی و در نهایت ایران دارد؟

 

11.    چرا آمریکا و صهیونیستها اصرار دارند به هرصورت ممکن ضربه تاثیرگذاری به ارتش و نظام سوریه وارد کنند؟

 

12.    آیا پول اعراب وهابی قطر و عربستان و تجهیزات نظام سلطه نتوانست در رویارویی میدانی مقاومت ملت و دولت سوریه را بشکند؟

 

13.    آیا آمریکا باردیگر با حمله به کشور سوریه خلاف همه قوانین بین الملل و نظر مردم جهان خودسری و قلدری خود را اثبات می کند؟

 

14.    اگر این بار نیز آمریکا مانند عراق و لیبی وارد یک ماجراجویی تازه شود ملتها و دولتهای مستقل برای جلوگیری از رفتار جنگلی و وحشیانه آمریکا چه تصمیماتی باید اتخاذ کنند؟

۱۵.   .............

دلایل نفرت و انزجار ملت ایران از دولت آمریکا

دلایل نفرت و انزجار ملت ایران از دولت آمریکا چیست؟ 

1)      اجرای کودتای 28 مرداد 1332 و سرنگونی دولت قانونی دکتر مصدق با همکاری انگلیس

2)      حمایت ظالمانه از حکومت استبدادی و غیر مشروع سلطنت پهلوی

3)      تحمیل قانون کاپتیولاسیون و باج خواهی

4)      چپاول و غارت ذخایر نفتی ایران

5)      مقابله با انقلاب اسلامی و تحریم اقتصادی و بلوکه کردن اموال ملت ایران

6)      حمله نظامی به کویر طبس، هواپیمای مسافربری و سکوهای نفتی در خلیج فارس

7)      کمک مستقیم نظامی و اطلاعاتی به رژیم عراق در حمله به ایران و انجام جنایات جنگی

8)      حمایت از گروهکهای تروریستی و جنایتکار مانند سازمان منافقین (رجوی) و ریگی

9)      جلوگیری از احقاق حقوق علمی و هسته ای ایران در مجامع بین المللی

10)    حمایت از دولت غاصب صهیونیستی و ترور ناجوانمردانه دانشمندان ایرانی

 

حضرت ابا عبدالله امام حسین علیه السلام در سخن بزرگان

 1.  قال رسول الله (ص) :

حسین منّی و أنا من حسین احب الله من احب حسینا

حسین از من است و من از حسینم ، خداوند متعال دوست می دارد هر که حسین را دوست بدارد.

                                                                          ( کامل الزیارات ، ص  52 )

 2. قال رسول الله (ص) :

إنّ الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة            

حسین (ع) چراغ هدایت و کشتی نجات است.   (  الانصاف فی النص علی الائمه     ص 350 )

   

ادامه نوشته

سخنانی از سرور آزادگان جهان امام حسین علیه السلام

1. قال الحسین (ع) : « موتٌ فی عزِّ خیرٌ من حیاةٍ فی ذلٍّ»

 مرگ با عزت و آزادگی بهتر است از زیستن با ذلت و حقارت 

 2.  قال الحسین (ع) : «الموتُ اولی من رکوبِ العار»

مردن از ننگ و ذلت پذیری بهتر است .

 3. قال الحسین (ع) :

«انّی لا اَری الموتَ الّا سعادةً و لا الحیاة مع الظالمین الّا برماً »

مرگ با عزت ، زندگی جاوید است و زندگی با ذلّت و همراه با ظالمین چیزی جز مرگ نیست .

 

ادامه نوشته

اخوان ثالث و رهبر معظم انقلاب

چهارم شهریور سالروز درگذشت مهدی اخوان ثالث، یکی از بزرگترین شاعران معاصر ایران، است. مهدی اخوان ثالث در سال ۱۳۰۷ در مشهد به دنیا آمد. وی تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در زادگاه خود به پایان رساند و فارغ التحصیل هنرستان صنعتی شد.

 اخوان از سال ۱۳۲۳ به سرودن شعر پرداخت و بر اثر تشویق و راهنمایی‌های استاد مدرسه‌اش اشتیاق بیشتری به شعر پیدا کرد و متخلص به م - امید بود. امید تا ۲۰ سالگی در زادگاه خود به سر برد و در سال ۱۳۲۳ به تهران آمد و به شغل آموزگاری پرداخت. اخوان چند ماهی نیز به دلیل فعالیت سیاسی علیه دستگاه حکومت پهلوی به زندان افتاد. اخوان در سال ۱۳۳۰ شمسی اولین مجموعه شعرش را با نام ارغنون چاپ و منتشر کرد. وی مجموعه زمستان را در سال ۱۳۳۵ چاپ و منتشر کرد، چاپ این مجموعه آغاز حرکت جدیدی در عرصه فرهنگ و هنر آن روزگار بود. اخوان ثالث در سرودن شعر به سبک کلاسیک و نو، طبع آزمایی کرد و آثاری چند از خود به جا گذاشت و سرانجام در سال ۱۳۶۹ در تهران بدرود حیات گفت.

 

منبع: فردا نیوز

 

ادامه نوشته